خطبه

خبر از حوادث آینده

خطبه شماره 101
1
خطبه 101: خبر از حوادث آينده
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) و هي إحدى الخطب المشتملة على الملاحم
(از خطبه هایى است که در آن حوادث سخت آینده را بیان مى دارد، که در شهر کوفه ایراد شد)
3
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبْلَ كُلِّ أَوَّلٍ
ستایش خداوندى را که اوّل هر نخستین است
4
وَ الْآخِرِ بَعْدَ كُلِّ آخِرٍ
و آخر هر گونه آخرى،
5
وَ بِأَوَّلِيَّتِهِ وَجَبَ أَنْ لَا أَوَّلَ لَهُ
چون پیش از او چیزى نیست باید که ابتدایى نداشته باشد،
6
وَ بِآخِرِيَّتِهِ وَجَبَ أَنْ لَا آخِرَ لَهُ
و چون پس از او چیزى نیست پس پایانى نخواهد داشت،
7
وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ شَهَادَةً يُوَافِقُ فِيهَا السِّرُّ الْإِعْلَانَ وَ الْقَلْبُ اللِّسَانَ
و گواهى مى دهم که جز او خدایى نیست، و خدا یکى است، آن گواهى که با درون و برون و قلب و زبان، هماهنگ باشد.
8
أَيُّهَا النَّاسُ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي
اى مردم دشمنى و مخالفت با من، شما را تا مرز گناه نراند،
9
وَ لَا يَسْتَهْوِيَنَّكُمْ عِصْيَانِي
و نافرمانى از من شما را به پیروى از هواى نفس نکشاند،
10
وَ لَا تَتَرَامَوْا بِالْأَبْصَارِ عِنْدَ مَا تَسْمَعُونَهُ مِنِّي
و به هنگام شنیدن سخن من، به گوشه چشم، یکدیگر را ننگرید.
11
فَوَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ
سوگند به آن کس که دانه را شکافت،
12
وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ
و جانداران را آفرید،
13
إِنَّ الَّذِي أُنَبِّئُكُمْ بِهِ عَنِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ (صلى الله عليه وآله)
آنچه به شما خبر مى دهم از پیامبر امّى صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است
14
مَا كَذَبَ الْمُبَلِّغُ وَ لَا جَهِلَ السَّامِعُ
نه گوینده دروغ گفت و نه شنونده نا آگاه بود.
15
لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى ضِلِّيلٍ
گویا مى بینم شخص سخت گمراهى را که
16
قَدْ نَعَقَ بِالشَّامِ
از شام فریاد زند و بتازد
17
وَ فَحَصَ بِرَايَاتِهِ فِي ضَوَاحِي كُوفَانَ
و پرچم هاى خود را در اطراف کوفه بپراکند،
18
فَإِذَا فَغَرَتْ فَاغِرَتُهُ
و چون دهان گشاید
19
وَ اشْتَدَّتْ شَكِيمَتُهُ
و سرکشى کند
20
وَ ثَقُلَتْ فِي الْأَرْضِ وَطْأَتُهُ
و جاى پایش بر زمین محکم گردد،
21
عَضَّتِ الْفِتْنَةُ أَبْنَاءَهَا بِأَنْيَابِهَا
فتنه فرزند خویش را به دندان گیرد
22
وَ مَاجَتِ الْحَرْبُ بِأَمْوَاجِهَا
و آتش جنگ شعله ور شود.
23
وَ بَدَا مِنَ الْأَيَّامِ كُلُوحُهَا
روزها با چهره عبوس و گرفته ظاهر شوند
24
وَ مِنَ اللَّيَالِي كُدُوحُهَا
و شب و روز با رنج و اندوه بگذرند.
25
فَإِذَا أَيْنَعَ زَرْعُهُ وَ قَامَ عَلَى يَنْعِهِ
و آنگاه که کشتزار او به بار نشست، و میوه او آب دار شد،
26
وَ هَدَرَتْ شَقَاشِقُهُ
و چون شتر مست خروشید،
27
وَ بَرَقَتْ بَوَارِقُهُ
و چون برق درخشید،
28
عُقِدَتْ رَايَاتُ الْفِتَنِ الْمُعْضِلَةِ
پرچم هاى سپاه فتنه از هر سو به اهتزاز در آید،
29
وَ أَقْبَلْنَ كَاللَّيْلِ الْمُظْلِمِ
و چونان شب تار
30
وَ الْبَحْرِ الْمُلْتَطِمِ
و دریاى متلاطم به مردم روى آورند.
31
هَذَا وَ كَمْ يَخْرِقُ الْكُوفَةَ مِنْ قَاصِفٍ
از آن بیشتر، چه طوفانهاى سختى که شهر کوفه را بشکافد،
32
وَ يَمُرُّ عَلَيْهَا مِنْ عَاصِفٍ
و چه تند بادهایى که بر آن وزیدن گیرد،
33
وَ عَنْ قَلِيلٍ تَلْتَفُّ الْقُرُونُ بِالْقُرُونِ
و به زودى دستجات مختلف به جان یکدیگر یورش آورند:
34
وَ يُحْصَدُ الْقَائِمُ
آنها که بر سر پا ایستاده اند درو شوند،
35
وَ يُحْطَمُ الْمَحْصُودُ
و آنها که بر زمین افتادند لگد مال گردند.