خطبه

نصیحت مردم

خطبه شماره 114
1
خطبه 114: نصيحت مردم
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) و فيها مواعظ للناس
و از خطبه‏هاى آن حضرت است‏ که در آن موعظه های برای مردم بیان شده است
3
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ
ستایش خداوندى را سزاست که حمد و ستایش را به نعمت ها،
4
وَ النِّعَمَ بِالشُّكْرِ
و نعمت ها را به شکرگزارى پیوند داد
5
نَحْمَدُهُ عَلَى آلَائِهِ
خداى را بر نعمت هایش آنگونه ستایش مى کنیم
6
كَمَا نَحْمَدُهُ عَلَى بَلَائِهِ
که بر بلاهایش.
7
وَ نَسْتَعِينُهُ عَلَى هَذِهِ النُّفُوسِ الْبِطَاءِ عَمَّا أُمِرَتْ بِهِ السِّرَاعِ إِلَى مَا نُهِيَتْ عَنْهُ
و براى به راه آوردن نفس سرکش که در برابر اوامر الهى سستى مى کند و در ارتکاب زشتى ها که نهى فرمود شتاب دارد، از خدا یارى مى خواهیم،
8
وَ نَسْتَغْفِرُهُ مِمَّا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُهُ
و از گناهانى که علم خدا به آنها احاطه دارد
9
وَ أَحْصَاهُ كِتَابُهُ
و کتابش آنها را بر شمرده و ثبت کرده، طلب آمرزش مى کنیم:
10
عِلْمٌ غَيْرُ قَاصِرٍ
علم خداوندى که کمترین نارسایى نداشته،
11
وَ كِتَابٌ غَيْرُ مُغَادِرٍ
و کتابى که چیزى را وانگذاشته است.
12
وَ نُؤْمِنُ بِهِ إِيمَانَ مَنْ عَايَنَ الْغُيُوبَ
به خدا ایمان داریم، ایمان کسى که غیب ها را به چشم خود دیده،
13
وَ وَقَفَ عَلَى الْمَوْعُودِ
و بر آنچه وعده داده اند آگاه است،
14
إِيمَاناً نَفَى إِخْلَاصُهُ الشِّرْكَ
ایمانى که اخلاص آن شرک را زدوده،
15
وَ يَقِينُهُ الشَّكَّ
و یقین آن شک را نابود کرده است.
16
وَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ
و گواهى مى دهیم که خدایى نیست جز خداى یکتا، نه شریکى دارد و نه همتایى،
17
وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلى الله عليه وآله وسلم) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ
و گواهى مى دهیم که حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست «که درود خدا بر او و خاندانش باد»
18
شَهَادَتَيْنِ تُصْعِدَانِ الْقَوْلَ
این دو گواهى (شهادتین) گفتار را بالا مى برند،
19
وَ تَرْفَعَانِ الْعَمَلَ
و کردار و عمل را به پیشگاه خدا مى رسانند،
20
لَا يَخِفُّ مِيزَانٌ تُوضَعَانِ فِيهِ
ترازویى که این دو گواهى را در آن نهند سبک نباشد،
21
وَ لَا يَثْقُلُ مِيزَانٌ تُرْفَعَانِ عَنْهُ
و اگر بردارند با چیزى دیگرى سنگین نخواهد شد.
22
أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّتِي هِيَ الزَّادُ وَ بِهَا الْمَعَاذُ
اى بندگان خدا شما را به تقواى الهى سفارش مى کنم، که زاد و توشه سفر قیامت است.
23
زَادٌ مُبْلِغٌ وَ مَعَاذٌ مُنْجِحٌ
تقوا توشه اى است که به منزل رساند، پناهگاهى است که ایمن مى گرداند.
24
دَعَا إِلَيْهَا أَسْمَعُ دَاعٍ
بهترین گوینده آن را به گوش مردم خوانده
25
وَ وَعَاهَا خَيْرُ وَاعٍ
و بهترین شنونده آن را فرا گرفت، پیامبرى که بهتر از هر کس سخن را به گوش مردم رساند.
26
فَأَسْمَعَ دَاعِيهَا وَ فَازَ وَاعِيهَا
پس خواننده، دعوت خود را به خوبى شنواند، و شنونده خود را رستگار گرداند.
27
عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ مَحَارِمَهُ
اى بندگان خدا همانا تقواى الهى دوستان خدا را از انجام محرّمات باز مى دارد،
28
وَ أَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخَافَتَهُ
و قلب هایشان را پر از ترس خدا مى سازد،
29
حَتَّى أَسْهَرَتْ لَيَالِيَهُمْ
تا آن که شب هاى آنان با بى خوابى
30
وَ أَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُمْ
و روزهایشان با تحمل تشنگى و روزه دارى، سپرى مى گردد،
31
فَأَخَذُوا الرَّاحَةَ بِالنَّصَبِ
که آسایش آخرت را با رنج دنیا
32
وَ الرِّيَّ بِالظَّمَإِ
و سیراب شدن آنجا را با تحمل تشنگى دنیا به دست آوردند.
33
وَ اسْتَقْرَبُوا الْأَجَلَ فَبَادَرُوا الْعَمَلَ
اجل و مرگ را نزدیک دیده و در اعمال نیکو شتاب کرده اند،
34
وَ كَذَّبُوا الْأَمَلَ فَلَاحَظُوا الْأَجَلَ
آرزوهاى دنیایى را دروغ خواندند و مرگ به درستى نگریستند.
35
ثُمَّ إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ فَنَاءٍ وَ عَنَاءٍ
آرى همانا دنیا خانه نابود شدن، رنج بردن
36
وَ غِيَرٍ وَ عِبَرٍ
از دگرگونى ها، و عبرت گرفتن است،
37
فَمِنَ الْفَنَاءِ أَنَّ الدَّهْرَ مُوتِرٌ قَوْسَهُ لَا تُخْطِئُ سِهَامُهُ
و از نشانه نابودى، آن که: روزگار کمان خود را به زه کرده، تیرش به خطا نمى رود،
38
وَ لَا تُؤْسَى جِرَاحُهُ
و زخمش بهبودى ندارد،
39
يَرْمِي الْحَيَّ بِالْمَوْتِ
زنده را با تیر مرگ هدف قرار مى دهد،
40
وَ الصَّحِيحَ بِالسَّقَمِ
و تندرست را با بیمارى از پا در مى آورد،
41
وَ النَّاجِيَ بِالْعَطَبِ
و نجات یافته را به هلاکت مى کشاند.
42
آكِلٌ لَا يَشْبَعُ
دنیا خورنده ایست که سیرى ندارد،
43
وَ شَارِبٌ لَا يَنْقَعُ
و نوشنده اى است که سیراب نمى شود،
44
وَ مِنَ الْعَنَاءِ أَنَّ الْمَرْءَ يَجْمَعُ مَا لَا يَأْكُلُ
و نشانه رنج دنیا آن که آدمى جمع آورى مى کند آنچه را که نمى خورد،
45
وَ يَبْنِي مَا لَا يَسْكُنُ
و مى سازد بنایى که خود در آن مسکن نمى کند،
46
ثُمَّ يَخْرُجُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى لَا مَالًا حَمَلَ
پس به سوى پروردگار خود مى رود نه مالى برداشته
47
وَ لَا بِنَاءً نَقَلَ
و نه خانه اى به همراه برده است.
48
وَ مِنْ غِيَرِهَا أَنَّكَ تَرَى الْمَرْحُومَ مَغْبُوطاً
و نشانه دگرگونى دنیا آن که، کسى که دیروز مردم به او ترحّم مى کردند امروز حسرت او را مى خورند
49
وَ الْمَغْبُوطَ مَرْحُوماً
و آن کس را که حسرت او مى خوردند امروز به او ترحّم مى کنند،
50
لَيْسَ ذَلِكَ إِلَّا نَعِيماً زَلَّ وَ بُؤْساً نَزَلَ
و این نیست مگر براى نعمت هایى که به سرعت دگرگون مى شود، و بلاهایى که ناگهان نازل مى گردد.
51
وَ مِنْ عِبَرِهَا أَنَّ الْمَرْءَ يُشْرِفُ عَلَى أَمَلِهِ فَيَقْتَطِعُهُ حُضُورُ أَجَلِهِ
و نشانه عبرت انگیز بودن دنیا، آن که، آدمى پس از تلاش و انتظار تا مى رود به آرزوهایش برسد، ناگهان مرگ او فرا رسیده، امیدش را قطع مى کند،
52
فَلَا أَمَلٌ يُدْرَكُ
نه به آرزو رسیده،
53
وَ لَا مُؤَمَّلٌ يُتْرَكُ
و نه آنچه را آرزو داشته باقى مى ماند.
54
فَسُبْحَانَ اللَّهِ مَا أَعَزَّ سُرُورَهَا
سبحان اللّه ، شادى دنیا چه فریبنده
55
وَ أَظْمَأَ رِيَّهَا
و سیراب شدن از آن، چه تشنگى زاست
56
وَ أَضْحَى فَيْئَهَا
و سایه آنچه سوزان است
57
لَا جَاءٍ يُرَدُّ
نه زمان آمده را مى شود رد کرد
58
وَ لَا مَاضٍ يَرْتَدُّ
و نه گذشته را مى توان باز گرداند،
59
فَسُبْحَانَ اللَّهِ مَا أَقْرَبَ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ لِلَحَاقِهِ بِهِ
پس منزّه و پاک است خداوند چقدر زنده به مرده نزدیک است براى پیوستن به آن
60
وَ أَبْعَدَ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ لِانْقِطَاعِهِ عَنْهُ
و چه دور است مرده از زنده که از آنان جدا گشته
61
إِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ بِشَرٍّ مِنَ الشَّرِّ إِلَّا عِقَابُهُ
چیزى بدتر از شرّ و بدى نیست جز کیفر و عذاب آن،
62
وَ لَيْسَ شَيْءٌ بِخَيْرٍ مِنَ الْخَيْرِ إِلَّا ثَوَابُهُ
و چیزى نیکوتر از خیر و نیکى وجود ندارد جز پاداش آن.
63
وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الدُّنْيَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِيَانِهِ
همه چیز دنیا شنیدن آن بزرگتر از دیدن آن است،
64
وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنَ الْآخِرَةِ عِيَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِهِ
و هر چیز از آخرت دیدن آن بزرگتر از شنیدن آن است.
65
فَلْيَكْفِكُمْ مِنَ الْعِيَانِ السَّمَاعُ
پس کفایت مى کند شما را شنیدن از دیدن،
66
وَ مِنَ الْغَيْبِ الْخَبَرُ
و خبر دادن از پنهانى هاى آخرت.
67
وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَا نَقَصَ مِنَ الدُّنْيَا وَ زَادَ فِي الْآخِرَةِ خَيْرٌ مِمَّا نَقَصَ مِنَ الْآخِرَةِ وَ زَادَ فِي الدُّنْيَا
آگاه باشید، هر گاه از دنیاى شما کاهش یابد و به آخرت افزوده گردد بهتر از آن است که از پاداش آخرت شما کاسته و بر دنیاى شما افزوده شود.
68
فَكَمْ مِنْ مَنْقُوصٍ رَابِحٍ وَ مَزِيدٍ خَاسِرٍ
چه بسا کاهش یافته هایى که سود آور است، و افزایش داشته هایى که زیان آور بود،
69
إِنَّ الَّذِي أُمِرْتُمْ بِهِ أَوْسَعُ مِنَ الَّذِي نُهِيتُمْ عَنْهُ
همانا به آنچه فرمان داده شدید گسترده تر از چیزى است که شما را از آن باز داشتند،
70
وَ مَا أُحِلَ لَكُمْ أَكْثَرُ مِمَّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ
و آنچه بر شما حلال است، بیش از چیزى است که بر شما حرام کرده اند،
71
فَذَرُوا مَا قَلَّ لِمَا كَثُرَ
پس آنچه را اندک است براى آنچه که بسیار است ترک کنید،
72
وَ مَا ضَاقَ لِمَا اتَّسَعَ
و آنچه را بر شما تنگ گرفته اند به خاطر آنچه که شما را در گشایش قرار دادند انجام ندهید.
73
قَدْ تَكَفَّلَ لَكُمْ بِالرِّزْقِ
خداوند روزى شما را ضمانت کرده
74
وَ أُمِرْتُمْ بِالْعَمَلِ
و شما را به کار و تلاش امر فرموده،
75
فَلَا يَكُونَنَّ الْمَضْمُونُ لَكُمْ طَلَبُهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنَ الْمَفْرُوضِ عَلَيْكُمْ عَمَلُهُ
پس نباید روزى تضمین شده را بر آنچه که واجب شده مقدّم دارید،
76
مَعَ أَنَّهُ وَ اللَّهِ لَقَدِ اعْتَرَضَ الشَّكُّ وَ دَخِلَ الْيَقِينُ
با اینکه به خدا سوگند آنچنان نادانى و شک و یقین به هم آمیخته است
77
حَتَّى كَأَنَّ الَّذِي ضُمِنَ لَكُمْ قَدْ فُرِضَ عَلَيْكُمْ
که گویا روزى تضمین شده بر شما واجب است،
78
وَ كَأَنَّ الَّذِي قَدْ فُرِضَ عَلَيْكُمْ قَدْ وُضِعَ عَنْكُمْ
و آنچه را که واجب کرده اند، برداشتند.
79
فَبَادِرُوا الْعَمَلَ
پس در اعمال نیکو شتاب کنید
80
وَ خَافُوا بَغْتَةَ الْأَجَلِ
و از فرارسیدن مرگ ناگهانى بترسید،
81
فَإِنَّهُ لَا يُرْجَى مِنْ رَجْعَةِ الْعُمُرِ مَا يُرْجَى مِنْ رَجْعَةِ الرِّزْقِ
زیرا آنچه از روزى که از دست رفته، امید بازگشت آن وجود دارد، اما عمر گذشته را نمى شود باز گرداند،
82
مَا فَاتَ الْيَوْمَ مِنَ الرِّزْقِ رُجِيَ غَداً زِيَادَتُهُ
آنچه را امروز از بهره دنیا کم شده مى توان فردا به دست آورد
83
وَ مَا فَاتَ أَمْسِ مِنَ الْعُمُرِ لَمْ يُرْجَ الْيَوْمَ رَجْعَتُهُ
امّا آنچه دیروز از عمر گذشته، امید به بازگشت آن نیست،
84
الرَّجَاءُ مَعَ الْجَائِي
به آینده امیدوار
85
وَ الْيَأْسُ مَعَ الْمَاضِي
و از گذشته نا امید باشید.
86
فَ اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
(از خدا بترسید و جز بر مسلمانى نمیرید)