خطبه

نصیحت یاوران

خطبه شماره 116
1
خطبه 116: نصيحت ياوران 📝
2
و من خطبة له (عليه السلام) و فيها ينصح أصحابه 📝
(این خطبه در شهر کوفه در سال 38 هجرى براى تشویق کوفیان به نبرد نهایى ایراد شد)
3
أَرْسَلَهُ دَاعِياً إِلَى الْحَقِّ وَ شَاهِداً عَلَى الْخَلْقِ 📝
خداوند پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را فرستاد تا دعوت کننده به حق، و گواه اعمال خلق باشد.
4
فَبَلَّغَ رِسَالَاتِ رَبِّهِ غَيْرَ وَانٍ وَ لَا مُقَصِّرٍ 📝
پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بدون سستى و کوتاهى، رسالت پروردگارش را رسانید،
5
وَ جَاهَدَ فِي اللَّهِ أَعْدَاءَهُ غَيْرَ وَاهِنٍ وَ لَا مُعَذِّرٍ 📝
و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر تراشى جنگید.
6
إِمَامُ مَنِ اتَّقَى 📝
پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم پیشواى پرهیزکاران،
7
وَ بَصَرُ مَنِ اهْتَدَى 📝
و روشنى بخش چشم هدایت شدگان است.
8
«و منها»: وَ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَمُ مِمَّا طُوِيَ عَنْكُمْ غَيْبُهُ 📝
مردم اگر شما همانند من از آنچه بر شما پنهان است با خبر بودید،
9
إِذاً لَخَرَجْتُمْ إِلَى الصُّعُدَاتِ 📝
از خانه ها کوچ مى کردید، در بیابان ها سرگردان مى شدید،
10
تَبْكُونَ عَلَى أَعْمَالِكُمْ 📝
و بر کردارتان اشک مى ریختید
11
وَ تَلْتَدِمُونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ 📝
و چونان زنان مصیبت دیده بر سر و سینه مى زدید
12
وَ لَتَرَكْتُمْ أَمْوَالَكُمْ لَا حَارِسَ لَهَا وَ لَا خَالِفَ عَلَيْهَا 📝
سرمایه خود را بدون نگهبان و جانشین رها مى کردید
13
وَ لَهَمَّتْ كُلَّ امْرِئٍ مِنْكُمْ نَفْسُهُ لَا يَلْتَفِتُ إِلَى غَيْرِهَا 📝
و هر کدام از شما تنها به کار خود مى پرداختید، و به دیگرى توجّهى نداشتید.
14
وَ لَكِنَّكُمْ نَسِيتُمْ مَا ذُكِّرْتُمْ 📝
افسوس، آنچه را به شما تذّکر دادند فراموش کردید،
15
وَ أَمِنْتُمْ مَا حُذِّرْتُمْ 📝
و از آنچه شما را ترساندند، ایمن گشتید
16
فَتَاهَ عَنْكُمْ رَأْيُكُمْ 📝
گویا عقل از سرتان پریده،
17
وَ تَشَتَّتَ عَلَيْكُمْ أَمْرُكُمْ 📝
و کارهاى شما آشفته شده است.
18
وَ لَوَدِدْتُ أَنَّ اللَّهَ فَرَّقَ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ 📝
به خدا سوگند، دوست داشتم که خدا میان من و شما جدایى اندازد،
19
وَ أَلْحَقَنِي بِمَنْ هُوَ أَحَقُّ بِي مِنْكُمْ 📝
و مرا به کسى که نسبت به من سزاوارتر است ملحق فرماید.
20
قَوْمٌ وَ اللَّهِ مَيَامِينُ الرَّأْيِ 📝
به خدا سوگند، آنان مردمى بودند، نیک اندیش،
21
مَرَاجِيحُ الْحِلْمِ 📝
ترجیح دهنده بردبارى،
22
مَقَاوِيلُ بِالْحَقِّ 📝
گویندگان حق،
23
مَتَارِيكُ لِلْبَغْيِ 📝
و ترک کنندگان ستم.
24
مَضَوْا قُدُماً عَلَى الطَّرِيقَةِ 📝
پیش از ما به راه راست قدم گذاشته
25
وَ أَوْجَفُوا عَلَى الْمَحَجَّةِ 📝
و شتابان رفتند
26
فَظَفِرُوا بِالْعُقْبَى الدَّائِمَةِ وَ الْكَرَامَةِ الْبَارِدَةِ 📝
و در به دست آوردن زندگى جاویدان آخرت و کرامت گوارا، پیروز شدند.
27
أَمَا وَ اللَّهِ لَيُسَلَّطَنَّ عَلَيْكُمْ غُلَامُ ثَقِيفٍ الذَّيَّالُ الْمَيَّالُ 📝
آگاه باشید، به خدا سوگند پسرکى از طایفه ثقیف (حجّاج بن یوسف) بر شما مسلّط مى گردد که هوسباز و گردن کش و ستمگر است،
28
يَأْكُلُ خَضِرَتَكُمْ 📝
سبزه زارهاى «اموال و داراییها» شما را مى چرد
29
وَ يُذِيبُ شَحْمَتَكُمْ 📝
و چربى شما را آب مى کند.
30
إِيهٍ أَبَا وَذَحَةَ 📝
ابو وذحه: بس کن.
31
قال الشريف الوذحة الخنفساء 📝
(وذحه، نوعى سوسک است،
32
و هذا القول يومئ به إلى الحجاج 📝
چون ماجرایى با حجّاج دارد، او را «ابو وذحه» خطاب فرمود، که اینجا جاى آوردن آن نیست
33
و له مع الوذحة حديث ليس هذا موضع ذكره 📝
«مى گویند وذحه، سوسک مخصوصى است حجّاج را گزید که بدنش ورم کرد و مرد»)