خطبه
موعظه مردم
خطبه شماره 120
1
خطبه 120: موعظه مردم
None
2
و من كلام له (عليه السلام) يذكر فضله و يعظ الناس
از سخنان آن حضرت است در فضیلت خود و موعظه یاران
3
تَاللَّهِ لَقَدْ عُلِّمْتُ تَبْلِيغَ الرِّسَالَاتِ وَ إِتْمَامَ الْعِدَاتِ وَ تَمَامَ الْكَلِمَاتِ
به خدا سوگند تبلیغ رسالت ها، وفاى به پیمان ها، و تفسیر اوامر و هشدارهاى الهى به من آموزش داده شده،
4
وَ عِنْدَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ أَبْوَابُ الْحُكْمِ وَ ضِيَاءُ الْأَمْرِ
درهاى دانش و روشنایى امور انسان ها نزد ما اهل بیت پیامبر علیهم السّلام است.
5
أَلَا وَ إِنَّ شَرَائِعَ الدِّينِ وَاحِدَةٌ
آگاه باشید که قوانین دین یکى
6
وَ سُبُلَهُ قَاصِدَةٌ
و راههاى آن آسان و راست است،
7
مَنْ أَخَذَ بِهَا لَحِقَ وَ غَنِمَ
کسى که از آن برود به قافله و سر منزل رسد، و غنیمت برد،
8
وَ مَنْ وَقَفَ عَنْهَا ضَلَّ وَ نَدِمَ
و هر کس که از آن راه نرود گمراه شده پشیمان گردد.
9
اعْمَلُوا لِيَوْمٍ تُذْخَرُ لَهُ الذَّخَائِرُ وَ تُبْلَى فِيهِ السَّرَائِرُ
مردم براى آن روز که زاد و توشه ذخیره مى کنند، و اسرار آدمیان فاش مى گردد، عمل کنید.
10
وَ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ حَاضِرُ لُبِّهِ فَعَازِبُهُ عَنْهُ أَعْجَزُ وَ غَائِبُهُ أَعْوَزُ
کسى که از خرد خویش بهرمند نگردد براى پند گرفتن از عقل و فکر دیگران عاجزتر است، که آن غائب براى کمک کردن از عقل حاضر او ناتوان تر است.
11
وَ اتَّقُوا نَاراً حَرُّهَا شَدِيدٌ
از آتشى بپرهیزید که حرارتش شدید،
12
وَ قَعْرُهَا بَعِيدٌ
و عمق آن ناپیدا،
13
وَ حِلْيَتُهَا حَدِيدٌ
و زیور آن غل و زنجیر،
14
وَ شَرَابُهَا صَدِيدٌ.
آشامیدنى آن زرد آب و چرک جوشان است.
15
أَلَا وَ إِنَّ اللِّسَانَ الصَّالِحَ يَجْعَلُهُ اللَّهُ تَعَالَى لِلْمَرْءِ فِي النَّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ يُورِثُهُ مَنْ لَا يَحْمَدُهُ
آگاه باشید نام نیکى که خدا براى کسى میان مردم قرار دهد، بهتر از مالى است که براى دیگران باقى مى گذارد که او را ستایش نمى کنند.
16
خطبه 132: موعظه مردم
None
17
و من خطبة له (عليه السلام) يعظ فيها و يزهد في الدنيا
از خطبههاى آن حضرت است در پند و اندرز و اندیشیدن از مرگ
18
حمد اللّه
ستایش خداوند
19
نَحْمَدُهُ عَلَى مَا أَخَذَ وَ أَعْطَى
خدا را ستایش مى کنیم بر آنچه گرفته، و آنچه بخشیده،
20
وَ عَلَى مَا أَبْلَى وَ ابْتَلَى
و بر نعمت هایى که عطا کرده و آزمایش هایى که انجام داد.
21
الْبَاطِنُ لِكُلِّ خَفِيَّةٍ
خداوندى که بر هر چیز پنهانى آگاه
22
وَ الْحَاضِرُ لِكُلِّ سَرِيرَةٍ
و در باطن هر چیزى حضور دارد،
23
الْعَالِمُ بِمَا تُكِنُّ الصُّدُورُ وَ مَا تَخُونُ الْعُيُونُ
به آنچه در سینه هاست آگاه و بر آنچه دیده ها دزدانه مى نگرد داناست،
24
وَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ غَيْرُهُ
و گواهى مى دهم که خدا یکى است و جز او خدایى نیست
25
وَ أَنَّ مُحَمَّداً نَجِيبُهُ وَ بَعِيثُهُ
و گواهى مى دهم که حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم برگزیده و فرستاده اوست،
26
شَهَادَةً يُوَافِقُ فِيهَا السِّرُّ الْإِعْلَانَ وَ الْقَلْبُ اللِّسَانَ
آن گواهى که با او درون و بیرون، قلب و زبان، هماهنگ باشد.
27
عظة الناس
موعظه مردم
28
«و منها»: فَإِنَّهُ وَ اللَّهِ الْجِدُّ لَا اللَّعِبُ وَ الْحَقُّ لَا الْكَذِبُ
به خدا سوگند، این که مى گویم بازى نیست، جدّى و حقیقت است، دروغ نیست،
29
وَ مَا هُوَ إِلَّا الْمَوْتُ أَسْمَعَ دَاعِيهِ وَ أَعْجَلَ حَادِيهِ
و آن چیزى جز مرگ نیست، که بانگ دعوت کننده اش رسا، و به سرعت همه را میراند
30
فَلَا يَغُرَّنَّكَ سَوَادُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِكَ
پس انبوه زندگان، و طرفداران، تو را فریب ندهند،
31
وَ قَدْ رَأَيْتَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِمَّنْ جَمَعَ الْمَالَ وَ حَذِرَ الْإِقْلَالَ وَ أَمِنَ الْعَوَاقِبَ طُولَ أَمَلٍ وَ اسْتِبْعَادَ أَجَلٍ كَيْفَ نَزَلَ بِهِ الْمَوْتُ فَأَزْعَجَهُ عَنْ وَطَنِهِ
همانا گذشتگان را دیدى که ثروت ها اندوختند و از فقر و بیچارگى وحشت داشتند و با آرزوهاى طولانى فکر مى کردند در امانند، و مرگ را دور مى پنداشتند، دیدى که چگونه مرگ بر سرشان فرود آمد و آنان را از وطنشان بیرون راند
32
وَ أَخَذَهُ مِنْ مَأْمَنِهِ
و از خانه أمن کوچشان داد
33
مَحْمُولًا عَلَى أَعْوَادِ الْمَنَايَا يَتَعَاطَى بِهِ الرِّجَالُ الرِّجَالَ
که بر چوبه تابوت نشستند، و مردم آن را دست به دست مى کردند
34
حَمْلًا عَلَى الْمَنَاكِبِ وَ إِمْسَاكاً بِالْأَنَامِلِ
و بر دوش گرفته و با سر انگشت خویش نگاه مى داشتند
35
أَ مَا رَأَيْتُمُ الَّذِينَ يَأْمُلُونَ بَعِيداً
آیا ندیدید آنان را که آرزوهاى دور و دراز داشتند،
36
وَ يَبْنُونَ مَشِيداً
و کاخ هاى استوار مى ساختند،
37
وَ يَجْمَعُونَ كَثِيراً
و مال هاى فراوان مى اندوختند،
38
كَيْفَ أَصْبَحَتْ بُيُوتُهُمْ قُبُوراً
چگونه خانه هایشان گورستان شد
39
وَ مَا جَمَعُوا بُوراً
و اموال جمع آورى شده شان تباه و پراکنده
40
وَ صَارَتْ أَمْوَالُهُمْ لِلْوَارِثِينَ
و از آن وارثان گردید
41
وَ أَزْوَاجُهُمْ لِقَوْمٍ آخَرِينَ
و زنان آنها با دیگران ازدواج کردند
42
لَا فِي حَسَنَةٍ يَزِيدُونَ
نه مى توانند چیزى به حسنات بیفزایند
43
وَ لَا مِنْ سَيِّئَةٍ يَسْتَعْتِبُونَ
و نه از گناه توبه کنند
44
فَمَنْ أَشْعَرَ التَّقْوَى قَلْبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ
کسى که جامه تقوا بر قلبش بپوشاند، کارهاى نیکوى او آشکار شود،
45
وَ فَازَ عَمَلُهُ
و در کارش پیروز گردد.
46
فَاهْتَبِلُوا هَبَلَهَا
پس در به دست آوردن بهره هاى تقوا فرصت غنیمت شمارید،
47
وَ اعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا
و براى رسیدن به بهشت جاویدان رفتارى متناسب با آن انجام دهید،
48
فَإِنَّ الدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ
زیرا دنیا براى زندگى همیشگى شما آفریده نشده،
49
بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ
گذرگاهى است تا در آن زاد و توشه آخرت بردارید،
50
فَكُونُوا مِنْهَا عَلَى أَوْفَازٍ
پس با شتاب، آماده کوچ کردن باشید
51
وَ قَرِّبُوا الظُّهُورَ لِلزِّيَالِ
و مرکب هاى راهوار براى حرکت مهیّا دارید.