خطبه

عوامل سقوط جامعه

خطبه شماره 13
1
خطبه 13 : عوامل سقوط جامعه
None
2
و من كلام له (عليه السلام) في ذم أهل البصرة بعد وقعة الجمل
(روز جمعه سال 36 هجرى پس از پایان جنگ در مسجد جامع شهر در نکوهش مردم بصره فرمود)
3
كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ
شما سپاه یک زن،
4
وَ أَتْبَاعَ الْبَهِيمَةِ
و پیروان حیوان «شتر عایشه» بودید،
5
رَغَا فَأَجَبْتُمْ
تا شتر صدا مى کرد مى جنگیدید،
6
وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ
و تا دست و پاى آن قطع گردید فرار کردید.
7
أَخْلَاقُكُمْ دِقَاقٌ
اخلاق شما پست،
8
وَ عَهْدُكُمْ شِقَاقٌ
و پیمان شما از هم گسسته،
9
وَ دِينُكُمْ نِفَاقٌ
دین شما دو رویى،
10
وَ مَاؤُكُمْ زُعَاقٌ
و آب آشامیدنى شما شور و ناگوار است.
11
وَ الْمُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ
کسى که میان شما زندگى کند به کیفر گناهش گرفتار مى شود،
12
وَ الشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدَارَكٌ بِرَحْمَةٍ مِنْ رَبِّهِ
و آن کس که از شما دورى گزیند مشمول آمرزش پروردگار مى گردد.
13
كَأَنِّي بِمَسْجِدِكُمْ كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهَا الْعَذَابَ مِنْ فَوْقِهَا وَ مِنْ تَحْتِهَا وَ غَرِقَ مَنْ فِي ضِمْنِهَا
گویا مسجد شما را مى بینم که چون سینه کشتى غرق شده است، که عذاب خدا از بالا و پایین او را احاطه مى کند، و سرنشینان آن، همه غرق مى شوند.
14
وَ فِي رِوَايَةٍ وَ ايْمُ اللَّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتَّى كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى مَسْجِدِهَا كَجُؤْجُؤِ سَفِينَةٍ أَوْ نَعَامَةٍ جَاثِمَةٍ
و در روایتى است: سوگند به خدا، سرزمین شما را آب غرق مى کند، گویا مسجد شما را مى نگرم که چون سینه کشتى یا چونان شتر مرغى که بر سینه خوابیده باشد بر روى آب مانده است.
15
وَ فِي رِوَايَةٍ كَجُؤْجُؤِ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ
و در روایت دیگر: مانند سینه مرغ روى آب دریا.
16
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى بِلَادُكُمْ أَنْتَنُ بِلَادِ اللَّهِ تُرْبَةً
و در روایت دیگرى آمده: خاک شهر شما بد بوترین خاکهاست،
17
أَقْرَبُهَا مِنَ الْمَاءِ وَ أَبْعَدُهَا مِنَ السَّمَاءِ
از همه جا به آب نزدیک تر و از آسمان دورتر،
18
وَ بِهَا تِسْعَةُ أَعْشَارِ الشَّرِّ
و نه دهم شرّ و فساد در شهر شما نهفته است،
19
الْمُحْتَبَسُ فِيهَا بِذَنْبِهِ
کسى که در شهر شما باشد گرفتار گناه،
20
وَ الْخَارِجُ بِعَفْوِ اللَّهِ
و آن که بیرون رود در پناه عفو خداست.
21
كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى قَرْيَتِكُمْ هَذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا الْمَاءُ
گویى شهر شما را مى نگرم که غرق شده، و آب آن را فرا گرفته.
22
حَتَّى مَا يُرَى مِنْهَا إِلَّا شُرَفُ الْمَسْجِدِ كَأَنَّهُ جُؤْجُؤُ طَيْرٍ فِي لُجَّةِ بَحْرٍ
چیزى از آن دیده نمى شود، مگر جاهاى بلند مسجد، مانند سینه مرغ بر روى امواج آب دریا.