خطبه

مشاوره نظامی

خطبه شماره 146
1
خطبه 146: مشاوره نظامي
None
2
و من كلام له (عليه السلام) و قد استشاره عمر بن الخطاب في الشخوص لقتال الفرس بنفسه
(عمر با امیر المؤمنین على علیه السّلام مشورت کرد که آیا در جنگ ایران شرکت کند پاسخ داد)
3
إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَمْ يَكُنْ نَصْرُهُ وَ لَا خِذْلَانُهُ بِكَثْرَةٍ وَ لَا بِقِلَّةٍ
پیروزى و شکست اسلام، به فراوانى و کمى طرفداران آن نبود،
4
وَ هُوَ دِينُ اللَّهِ الَّذِي أَظْهَرَهُ
اسلام دین خداست که آن را پیروز ساخت،
5
وَ جُنْدُهُ الَّذِي أَعَدَّهُ وَ أَمَدَّهُ
و سپاه اوست که آن را آماده و یارى فرمود،
6
حَتَّى بَلَغَ مَا بَلَغَ
و رسید تا آنجا که باید برسد،
7
وَ طَلَعَ حَيْثُ طَلَعَ
در هر جا که لازم بود طلوع کرد،
8
وَ نَحْنُ عَلَى مَوْعُودٍ مِنَ اللَّهِ
و ما بر وعده پروردگار خود امیدواریم
9
وَ اللَّهُ مُنْجِزٌ وَعْدَهُ
که او به وعده خود وفا مى کند،
10
وَ نَاصِرٌ جُنْدَهُ
و سپاه خود را یارى خواهد کرد.
11
وَ مَكَانُ الْقَيِّمِ بِالْأَمْرِ مَكَانُ النِّظَامِ مِنَ الْخَرَزِ يَجْمَعُهُ وَ يَضُمُّهُ
جایگاه رهبر چونان ریسمانى محکم است که مهره ها را متّحد ساخته به هم پیوند مى دهد.
12
فَإِنِ انْقَطَعَ النِّظَامُ تَفَرَّقَ الْخَرَزُ وَ ذَهَبَ
اگر این رشته از هم بگلسد، مهره ها پراکنده و هر کدام به سویى خواهند افتاد
13
ثُمَّ لَمْ يَجْتَمِعْ بِحَذَافِيرِهِ أَبَداً
و سپس هرگز جمع آورى نخواهند شد.
14
وَ الْعَرَبُ الْيَوْمَ وَ إِنْ كَانُوا قَلِيلًا فَهُمْ كَثِيرُونَ بِالْإِسْلَامِ
عرب امروز گر چه از نظر تعداد اندک، امّا با نعمت اسلام فراوانند،
15
عَزِيزُونَ بِالِاجْتِمَاعِ
و با اتّحاد و هماهنگى عزیز و قدرتمندند،
16
فَكُنْ قُطْباً وَ اسْتَدِرِ الرَّحَى بِالْعَرَبِ وَ أَصْلِهِمْ دُونَكَ نَارَ الْحَرْبِ
چونان محور آسیاب، جامعه را به گردش در آور، و با کمک مردم، جنگ را اداره کن،
17
فَإِنَّكَ إِنْ شَخَصْتَ مِنْ هَذِهِ الْأَرْضِ انْتَقَضَتْ عَلَيْكَ الْعَرَبُ مِنْ أَطْرَافِهَا وَ أَقْطَارِهَا
زیرا اگر تو از این سرزمین بیرون شوى، مخالفان عرب از هر سو تو را رها کرده و پیمان مى شکنند،
18
حَتَّى يَكُونَ مَا تَدَعُ وَرَاءَكَ مِنَ الْعَوْرَاتِ أَهَمَّ إِلَيْكَ مِمَّا بَيْنَ يَدَيْكَ
چنانکه حفظ مرزهاى داخل که پشت سر مى گذارى مهم تر از آن باشد که در پیش روى خواهى داشت.
19
إِنَّ الْأَعَاجِمَ إِنْ يَنْظُرُوا إِلَيْكَ غَداً يَقُولُوا هَذَا أَصْلُ الْعَرَبِ
همانا، عجم اگر تو را در نبرد بنگرند، گویند این ریشه عرب است
20
فَإِذَا اقْتَطَعْتُمُوهُ اسْتَرَحْتُمْ
اگر آن را بریدید آسوده مى گردید،
21
فَيَكُونُ ذَلِكَ أَشَدَّ لِكَلَبِهِمْ عَلَيْكَ
و همین فکر سبب فشار و تهاجمات پیاپى آنان مى شود
22
وَ طَمَعِهِمْ فِيكَ
و طمع ایشان در تو بیشتر گردد.
23
فَأَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ مَسِيرِ الْقَوْمِ إِلَى قِتَالِ الْمُسْلِمِينَ
اینکه گفتى آنان به راه افتاده اند تا با مسلمانان پیکار کنند،
24
فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ هُوَ أَكْرَهُ لِمَسِيرِهِمْ مِنْكَ
ناخشنودى خدا از تو بیشتر،
25
وَ هُوَ أَقْدَرُ عَلَى تَغْيِيرِ مَا يَكْرَهُ
و خدا در دگرگون ساختن آنچه که دوست ندارند تواناتر است.
26
وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ عَدَدِهِمْ
امّا آنچه از فراوانى دشمن گفتى،
27
فَإِنَّا لَمْ نَكُنْ نُقَاتِلُ فِيمَا مَضَى بِالْكَثْرَةِ
ما در جنگ هاى گذشته با فراوانى سرباز نمى جنگیدیم،
28
وَ إِنَّمَا كُنَّا نُقَاتِلُ بِالنَّصْرِ وَ الْمَعُونَةِ
بلکه با یارى و کمک خدا مبارزه مى کردیم.