خطبه
توصیف اهل بیت ع
خطبه شماره 152
1
خطبه 152: توصيف اهل بيت ع
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) في صفات اللّه جل جلاله، و صفات أئمة الدين
از خطبه های امیرالمومنین ع در مورد صفات خداوند و توصیف امامن دین، (نوشته اند که این سخنرانى را در روزهاى اوّل خلافت در سال 35 هجرى در مدینه ایراد فرمود)
3
الْحَمْدُ لِلَّهِ الدَّالِّ عَلَى وُجُودِهِ بِخَلْقِهِ
ستایش خداوندى را که با آفرینش بندگان، بر هستى خود راهنمایى فرمود،
4
وَ بِمُحْدَثِ خَلْقِهِ عَلَى أَزَلِيَّتِهِ
و آفرینش پدیده هاى نو، بر ازلى بودن او گواه است،
5
وَ بِاشْتِبَاهِهِمْ عَلَى أَنْ لَا شَبَهَ لَهُ
و شباهت داشتن مخلوقات به یکدیگر دلیل است که او همتایى ندارد،
6
لَا تَسْتَلِمُهُ الْمَشَاعِرُ وَ لَا تَحْجُبُهُ السَّوَاتِرُ
حواس بشرى ذات او را درک نمى کند، و پوشش ها او را پنهان نمى سازد،
7
لِافْتِرَاقِ الصَّانِعِ وَ الْمَصْنُوعِ
زیرا سازنده و ساخته شده،
8
وَ الْحَادِّ وَ الْمَحْدُودِ وَ الرَّبِّ وَ الْمَرْبُوبِ
فراگیرنده و فرا گرفته، پروردگار و پرورده، یکسان نیستند.
9
الْأَحَدِ بِلَا تَأْوِيلِ عَدَدٍ
یگانه است نه از روى عدد،
10
وَ الْخَالِقِ لَا بِمَعْنَى حَرَكَةٍ وَ نَصَبٍ
آفریننده است نه با حرکت و تحمّل رنج،
11
وَ السَّمِيعِ لَا بِأَدَاةٍ
شنواست بدون وسیله شنوایى،
12
وَ الْبَصِيرِ لَا بِتَفْرِيقِ آلَةٍ
و بیناست بى آن که چشم گشاید و بر هم نهد،
13
وَ الشَّاهِدِ لَا بِمُمَاسَّةٍ
در همه جا حاضر است نه آن که با چیزى تماس گیرد،
14
وَ الْبَائِنِ لَا بِتَرَاخِي مَسَافَةٍ
و از همه چیز جداست، نه اینکه فاصله بین او و موجودات باشد،
15
وَ الظَّاهِرِ لَا بِرُؤْيَةٍ وَ الْبَاطِنِ لَا بِلَطَافَةٍ
آشکار است نه با مشاهده چشم، پنهان است نه به خاطر کوچکى و ظرافت،
16
بَانَ مِنَ الْأَشْيَاءِ بِالْقَهْرِ لَهَا وَ الْقُدْرَةِ عَلَيْهَا
از موجودات جداست که بر آنها چیره و تواناست،
17
وَ بَانَتِ الْأَشْيَاءُ مِنْهُ بِالْخُضُوعِ لَهُ وَ الرُّجُوعِ إِلَيْهِ
و هر چیزى جز او برابرش خاضع و بازگشت آن به سوى خداست.
18
مَنْ وَصَفَهُ فَقَدْ حَدَّهُ
آن که خدا را وصف کند، محدودش کرده،
19
وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ
و آن که محدودش کند، او را به شمارش آورده،
20
وَ مَنْ عَدَّهُ فَقَدْ أَبْطَلَ أَزَلَهُ
و آن که خدا را به شمارش آورد، ازلیّت او را باطل کرده است،
21
وَ مَنْ قَالَ كَيْفَ فَقَدِ اسْتَوْصَفَهُ
و کسى که بگوید: خدا چگونه است او را توصیف کرده،
22
وَ مَنْ قَالَ أَيْنَ فَقَدْ حَيَّزَهُ
و هر که بگوید: خدا کجاست مکان براى او قائل شده است.
23
عَالِمٌ إِذْ لَا مَعْلُومٌ
خدا عالم بود آنگاه که معلومى وجود نداشت،
24
وَ رَبٌّ إِذْ لَا مَرْبُوبٌ
پرورنده بود آنگاه که پدیده اى نبود،
25
وَ قَادِرٌ إِذْ لَا مَقْدُورٌ
و توانا بود آنگاه که توانایى نبود.
26
أئمة الدين
امامان دین
27
منها: قَدْ طَلَعَ طَالِعٌ
همانا طلوع کننده اى آشکار شد،
28
وَ لَمَعَ لَامِعٌ وَ لَاحَ لَائِحٌ وَ اعْتَدَلَ مَائِلٌ
و درخشنده اى درخشید و آشکار شونده اى آشکار گردید، و آن که از جادّه حق منحرف شد به راه راست بازگشت،
29
وَ اسْتَبْدَلَ اللَّهُ بِقَوْمٍ قَوْماً وَ بِيَوْمٍ يَوْماً
خداوند گروهى را به گروهى تبدیل، و روزى را برابر روزى قرار داد،
30
وَ انْتَظَرْنَا الْغِيَرَ انْتِظَارَ الْمُجْدِبِ الْمَطَرَ
و ما چونان مانده در خشکسالان که در انتظار بارانند، انتظار چنین روزى را مى کشیدیم.
31
وَ إِنَّمَا الْأَئِمَّةُ قُوَّامُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ
همانا امامان دین، از طرف خدا، تدبیر کنندگان امور مردم،
32
وَ عُرَفَاؤُهُ عَلَى عِبَادِهِ
و کارگزاران آگاه بندگانند،
33
وَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ
کسى به بهشت نمى رود جز آن که آنان را شناخته، و آنان او را بشناسند،
34
وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ أَنْكَرُوهُ
و کسى در جهنّم سرنگون نگردد جز آن که منکر آنان باشد و امامان دین هم وى را نپذیرند.
35
إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَصَّكُمْ بِالْإِسْلَامِ وَ اسْتَخْلَصَكُمْ لَهُ
همانا خداى متعال شما را به اسلام اختصاص داد و براى اسلام برگزید،
36
وَ ذَلِكَ لِأَنَّهُ اسْمُ سَلَامَةٍ وَ جِمَاعُ كَرَامَةٍ
زیرا اسلام نامى از سلامت است، و فراهم کننده کرامت جامعه مى باشد،
37
اصْطَفَى اللَّهُ تَعَالَى مَنْهَجَهُ وَ بَيَّنَ حُجَجَهُ
راه روشن آن را خدا برگزید، و حجّت هاى آن را روشن گردانید.
38
مِنْ ظَاهِرِ عِلْمٍ وَ بَاطِنِ حُكْمٍ
اسلام ظاهرش علم، و باطنش حکمت است،
39
لَا تَفْنَى غَرَائِبُهُ
نو آورى هاى آن پایان نگیرد
40
وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ
و شگفتى هایش تمام نمى شود.
41
فِيهِ مَرَابِيعُ النِّعَمِ
در اسلام برکات و خیرات چونان سرزمین هاى پر گیاه در اوّل بهاران فراوان است،
42
وَ مَصَابِيحُ الظُّلَمِ
و چراغهاى روشنى بخش تاریکى ها فراوان دارد،
43
لَا تُفْتَحُ الْخَيْرَاتُ إِلَّا بِمَفَاتِيحِهِ
که در نیکى ها جز با کلیدهاى اسلام باز نشود،
44
وَ لَا تُكْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِمَصَابِيحِهِ
و تاریکى ها را جز با چراغ هاى آن روشنایى نمى توان بخشید،
45
قَدْ أَحْمَى حِمَاهُ وَ أَرْعَى مَرْعَاهُ
مرزهایش محفوظ، و چراگاه هایش را خود نگهبان است،
46
فِيهِ شِفَاءُ الْمُسْتَشْفِي
هر درمان خواهى را درمان،
47
وَ كِفَايَةُ الْمُكْتَفِي
و هر بى نیازى طلبى را کافى است.