خطبه

در مورد گمراهان

خطبه شماره 153
1
خطبه 153: در مورد گمراهان
None
2
و من خطبة له (عليه السلام)
از خطبه های امیرالمومنین ع (در سال 36 هجرى در مدینه وقتى مردم را براى جنگ با شورشیان بصره آماده مى کرد ایراد فرمود)
3
صفة الضال
وصف گمراهان
4
وَ هُوَ فِي مُهْلَةٍ مِنَ اللَّهِ يَهْوِي مَعَ الْغَافِلِينَ
چند روز از طرف خدا به گمراه، مهلت داده شد، و او با غافلان و بى خبران در راه هلاکت قدم مى نهد،
5
وَ يَغْدُو مَعَ الْمُذْنِبِينَ
و تمام روزها را با گناهکاران سپرى مى کند،
6
بِلَا سَبِيلٍ قَاصِدٍ وَ لَا إِمَامٍ قَائِدٍ
بى آن که از راهى برود تا به حق رسد و یا پیشوایى برگزیند که راهنماى او باشد.
7
صفات الغافلين
و تا آن زمان که خداوند کیفر گناهان را مى نماید،
8
منهاحَتَّى إِذَا كَشَفَ لَهُمْ عَنْ جَزَاءِ مَعْصِيَتِهِمْ
و آنان را از پرده غفلت بیرون مى آورد،
9
وَ اسْتَخْرَجَهُمْ مِنْ جَلَابِيبِ غَفْلَتِهِمُ
به استقبال چیزى مى روند که بدان پشت کرده بودند (یعنى آخرت) ،
10
اسْتَقْبَلُوا مُدْبِراً وَ اسْتَدْبَرُوا مُقْبِلًا
و پشت مى کنند بدانچه روى آورده بودند (یعنى دنیا) ،
11
فَلَمْ يَنْتَفِعُوا بِمَا أَدْرَكُوا مِنْ طَلِبَتِهِمْ وَ لَا بِمَا قَضَوْا مِنْ وَطَرِهِمْ
پس نه از آنچه آرزو مى کردند و بدان رسیدند سودى بردند، و نه از آنچه حاجت خویش بدان روا کردند بهره اى به دست آوردند،
12
إِنِّي أُحَذِّرُكُمْ وَ نَفْسِي هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ
من، شما و خود را از این گونه غفلت زدگى مى ترسانم.
13
فَلْيَنْتَفِعِ امْرُؤٌ بِنَفْسِهِ
هر کس باید از کار خویش بهره گیرد،
14
فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ
و انسان بینا کسى است که به درستى شنید و اندیشه کرد،
15
وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ
پس به درستى نگریست و آگاه شد، و از عبرت ها پند گرفت،
16
ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً يَتَجَنَّبُ فِيهِ الصَّرْعَةَ فِي الْمَهَاوِي
سپس راه روشنى را پیمود، و از افتادن در پرتگاه ها،
17
وَ الضَّلَالَ فِي الْمَغَاوِي
و گم شدن در کوره راهها، دورى کرد،
18
وَ لَا يُعِينُ عَلَى نَفْسِهِ الْغُوَاةَ بِتَعَسُّفٍ فِي حَقٍّ
و کوشید تا عدالت را پاس دارد و براى گمراهان جاى اعتراض باقى نگذارد، که در حق سختگیرى کند،
19
أَوْ تَحْرِيفٍ فِي نُطْقٍ
یا در سخن حق تحریف روا دارد،
20
أَوْ تَخَوُّفٍ مِنْ صِدْقٍ
یا در گفتن سخن راست بترسد.
21
عظة الناس
نصیحت مردم
22
فَأَفِقْ أَيُّهَا السَّامِعُ مِنْ سَكْرَتِكَ
پس بهوش باش اى شنونده
23
وَ اسْتَيْقِظْ مِنْ غَفْلَتِكَ
و از خواب غفلت بیدار شو،
24
وَ اخْتَصِرْ مِنْ عَجَلَتِكَ
و از شتاب خود کم کن،
25
وَ أَنْعِمِ الْفِكْرَ فِيمَا جَاءَكَ عَلَى لِسَانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ (صلى الله عليه وآله وسلم) مِمَّا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِيصَ عَنْهُ
و در آنچه از زبان پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بر تو رسیده اندیشه کن، که ناچار به انجام آن مى باشى و راه فرارى وجود ندارد،
26
وَ خَالِفْ مَنْ خَالَفَ ذَلِكَ إِلَى غَيْرِهِ
و با کسى که رهنمودهاى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را به کار نمى بندد و به جانب دیگرى تمایل دارد مخالفت کن
27
وَ دَعْهُ وَ مَا رَضِيَ لِنَفْسِهِ
و او را با آنچه براى خود پسندیده رها کن.
28
وَ ضَعْ فَخْرَكَ وَ احْطُطْ كِبْرَكَ
فخر فروشى را واگذار، و از مرکب تکبّر فرود آى.
29
وَ اذْكُرْ قَبْرَكَ فَإِنَّ عَلَيْهِ مَمَرَّكَ
به یاد قبر باش که گذرگاه تو به سوى عالم آخرت است،
30
وَ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ
که همانگونه به دیگران پاداش دادى به تو پاداش مى دهند،
31
وَ كَمَا تَزْرَعُ تَحْصُدُ
و آن گونه که کاشتى، درو مى کنى،
32
وَ مَا قَدَّمْتَ الْيَوْمَ تَقْدَمُ عَلَيْهِ غَداً
آنچه امروز، پیش مى فرستى، فردا بر آن وارد مى شوى،
33
فَامْهَدْ لِقَدَمِكَ وَ قَدِّمْ لِيَوْمِكَ
پس براى خود در سراى آخرت جایى آماده کن، و چیزى پیش فرست.
34
فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ أَيُّهَا الْمُسْتَمِعُ
اى شنونده هشدار، هشدار،
35
وَ الْجِدَّ الْجِدَّ أَيُّهَا الْغَافِلُ
اى غفلت زده بکوش، بکوش
36
وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ
«هیچ کس جز خداى آگاه تو را با خبر نمى سازد»
37
إِنَّ مِنْ عَزَائِمِ اللَّهِ فِي الذِّكْرِ الْحَكِيمِ
از واجبات قطعى خدا در قرآن حکیم
38
الَّتِي عَلَيْهَا يُثِيبُ وَ يُعَاقِبُ وَ لَهَا يَرْضَى وَ يَسْخَطُ
که بر آن پاداش و کیفر مى دهد، و به خاطر آن خشنود شده یا خشم مى گیرد،
39
أَنَّهُ لَا يَنْفَعُ عَبْداً وَ إِنْ أَجْهَدَ نَفْسَهُ وَ أَخْلَصَ فِعْلَهُ أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الدُّنْيَا لَاقِياً رَبَّهُ بِخَصْلَةٍ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ لَمْ يَتُبْ مِنْهَا
این است که اگر انسان یکى از صفات ناپسند را داشته و بدون توبه خدا را ملاقات کند، هر چند خود را به زحمت اندازد، یا عملش را خالص گرداند فایده اى نخواهد داشت.
40
أَنْ يُشْرِكَ بِاللَّهِ فِيمَا افْتَرَضَ عَلَيْهِ مِنْ عِبَادَتِهِ
و آن صفات ناپسند اینکه: شریکى براى خداوند در عبادات واجب برگزیند،
41
أَوْ يَشْفِيَ غَيْظَهُ بِهَلَاكِ نَفْسٍ
یا خشم خویش را با کشتن بى گناهى فرونشاند،
42
أَوْ يَعُرَّ بِأَمْرٍ فَعَلَهُ غَيْرُهُ
یا بر بى گناهى به خاطر کارى که دیگرى انجام داده عیب جویى کند،
43
أَوْ يَسْتَنْجِحَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ بِإِظْهَارِ بِدْعَةٍ فِي دِينِهِ
یا به خاطر حاجتى که به مردم دارد بدعتى در دین خدا بگذارد،
44
أَوْ يَلْقَى النَّاسَ بِوَجْهَيْنِ
یا با مردم به دو چهره ملاقات کند،
45
أَوْ يَمْشِيَ فِيهِمْ بِلِسَانَيْنِ
و یا در میان آنان با دو زبان سخن بگوید.
46
اعْقِلْ ذَلِكَ فَإِنَّ الْمِثْلَ دَلِيلٌ عَلَى شِبْهِهِ
در آنچه گفتم نیک بیندیش که هر مثال را همانند فراوان است.
47
إِنَّ الْبَهَائِمَ هَمُّهَا بُطُونُهَا
همانا تمام حیوانات در تلاش پر کردن شکمند،
48
وَ إِنَّ السِّبَاعَ هَمُّهَا الْعُدْوَانُ عَلَى غَيْرِهَا
و درندگان در پى تجاوز کردن به دیگران،
49
وَ إِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْفَسَادُ فِيهَا
و زنان بى ایمان تمام همّتشان آرایش زندگى و فساد انگیزى در آن است،
50
إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ مُسْتَكِينُونَ
امّا مؤمنان فروتنند،
51
إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ مُشْفِقُونَ
همانا مؤمنان مهربانند،
52
إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ خَائِفُونَ
همانا مؤمنان از آینده ترسانند.