خطبه

در مورد خفاش

خطبه شماره 155
1
خطبه 155: در مورد خفاش
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) يذكر فيها بديع خلقة الخفاش
(در این خطبه شگفتى هاى آفرینش خفّاش را بیان مى فرماید)
3
حمد اللّه و تنزيهه
ستایش و تنزیه پروردگار
4
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي انْحَسَرَتِ الْأَوْصَافُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ
ستایش خداوندى را سزاست که تمامى صفت ها از بیان حقیقت، ذاتش در مانده،
5
وَ رَدَعَتْ عَظَمَتُهُ الْعُقُولَ
و بزرگى او عقل ها را طرد کرده است،
6
فَلَمْ تَجِدْ مَسَاغاً إِلَى بُلُوغِ غَايَةِ مَلَكُوتِهِ
چنانکه راهى براى رسیدن به نهایت ملکوتش نیابد.
7
هُوَ اللَّهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ أَحَقُّ وَ أَبْيَنُ مِمَّا تَرَى الْعُيُونُ
او خداى حق و آشکار، سزاوارتر و آشکارتر از آن است که دیده ها مى نگرند.
8
لَمْ تَبْلُغْهُ الْعُقُولُ بِتَحْدِيدٍ فَيَكُونَ مُشَبَّهاً
عقل ها نمى توانند براى او حدّى تعیین کنند، تا همانندى داشته باشد،
9
وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ الْأَوْهَامُ بِتَقْدِيرٍ فَيَكُونَ مُمَثَّلًا
و اندیشه ها و اوهام نمى توانند براى او اندازه اى مشخّص کنند تا در شکل و صورتى پنداشته شود.
10
خَلَقَ الْخَلْقَ عَلَى غَيْرِ تَمْثِيلٍ
پدیده ها را بى آن که نمونه اى موجود باشد
11
وَ لَا مَشُورَةِ مُشِيرٍ وَ لَا مَعُونَةِ مُعِينٍ
یا با مشاورى مشورت نماید، و یا از قدرتى کمک و مدد بگیرد آفرید،
12
فَتَمَّ خَلْقُهُ بِأَمْرِهِ وَ أَذْعَنَ لِطَاعَتِهِ
پس با فرمان او خلقت آن به کمال رسید، و اطاعت پروردگار را پذیرفت
13
فَأَجَابَ وَ لَمْ يُدَافِعْ وَ انْقَادَ وَ لَمْ يُنَازِعْ
و پاسخ مثبت داد و به خدمت شتافت، و گردن به فرمان او نهاد و سرپیچى نکرد.
14
خلقة الخفاش
آفرینش خفّاش
15
وَ مِنْ لَطَائِفِ صَنْعَتِهِ وَ عَجَائِبِ خِلْقَتِهِ
از زیبایى هاى صنعت پروردگارى، و شگفتى هاى آفرینش او،
16
مَا أَرَانَا مِنْ غَوَامِضِ الْحِكْمَةِ فِي هَذِهِ الْخَفَافِيشِ الَّتِي يَقْبِضُهَا الضِّيَاءُ الْبَاسِطُ لِكُلِّ شَيْءٍ وَ يَبْسُطُهَا الظَّلَامُ الْقَابِضُ لِكُلِّ حَيٍّ
همان اسرار پیچیده حکیمانه در آفریدن خفّاشان است، روشنى روز که همه چیز را مى گشاید چشمانشان را مى بندد، و تاریکى شب که هر چیز را به خواب فرو مى برد، چشمان آنها را باز مى کند،
17
وَ كَيْفَ عَشِيَتْ أَعْيُنُهَا عَنْ أَنْ تَسْتَمِدَّ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ نُوراً
چگونه چشمان خفّاش کم بین است که نتواند از نور آفتاب درخشنده روشنى گیرد
18
تَهْتَدِي بِهِ فِي مَذَاهِبِهَا وَ تَتَّصِلُ بِعَلَانِيَةِ بُرْهَانِ الشَّمْسِ إِلَى مَعَارِفِهَا
نورى که با آن راه هاى زندگى خود را بیابد، و در پرتو آشکار خورشید خود را به جاهایى رساند که مى خواهد،
19
وَ رَدَعَهَا بِتَلَأْلُؤِ ضِيَائِهَا عَنِ الْمُضِيِّ فِي سُبُحَاتِ إِشْرَاقِهَا
روشنى آفتاب خفّاش را از رفتن در تراکم نورهاى تابنده اش باز مى دارد،
20
وَ أَكَنَّهَا فِي مَكَامِنِهَا عَنِ الذَّهَابِ فِي بُلَجِ ائْتِلَاقِهَا
و در خلوتگاه هاى تاریک پنهان مى سازد، که از حرکت در نور درخشان ناتوان است،
21
فَهِيَ مُسْدَلَةُ الْجُفُونِ بِالنَّهَارِ عَلَى حِدَاقِهَا
پس خفّاش در روز پلک ها را بر سیاهى دیده ها اندازد،
22
وَ جَاعِلَةُ اللَّيْلِ سِرَاجاً تَسْتَدِلُّ بِهِ فِي الْتِمَاسِ أَرْزَاقِهَا
و شب را چونان چراغى بر مى گزیند، که در پرتو تاریکى آن روزى خود را جستجو مى کند،
23
فَلَا يَرُدُّ أَبْصَارَهَا إِسْدَافُ ظُلْمَتِهِ
و سیاهى شب دیده هاى او را نمى بندد،
24
وَ لَا تَمْتَنِعُ مِنَ الْمُضِيِّ فِيهِ لِغَسَقِ دُجُنَّتِهِ
و به خاطر تاریکى زیاد، از حرکت و تلاش باز نمى ماند.
25
فَإِذَا أَلْقَتِ الشَّمْسُ قِنَاعَهَا وَ بَدَتْ أَوْضَاحُ نَهَارِهَا
آنگاه که خورشید پرده از رخ بیفکند، و سپیده صبحگاهان بدمد،
26
وَ دَخَلَ مِنْ إِشْرَاقِ نُورِهَا عَلَى الضِّبَابِ فِي وِجَارِهَا
و لانه تنگ سوسمارها از روشنى آن روشن گردد،
27
أَطْبَقَتِ الْأَجْفَانَ عَلَى مَآقِيهَا
شب پره، پلک ها را بر هم نهد،
28
وَ تَبَلَّغَتْ بِمَا اكْتَسَبَتْهُ مِنَ الْمَعَاشِ فِي ظُلَمِ لَيَالِيهَا
و بر آنچه در تاریکى شب به دست آورده قناعت کند.
29
فَسُبْحَانَ مَنْ جَعَلَ اللَّيْلَ لَهَا نَهَاراً وَ مَعَاشاً
پاک و منزّه است خدایى که شب را براى خفّاشان چونان روز روشن و مایه به دست آوردن روزى قرار داد،
30
وَ النَّهَارَ سَكَناً وَ قَرَاراً
و روز را چونان شب تار مایه آرامش و استراحت آنها انتخاب فرمود،
31
وَ جَعَلَ لَهَا أَجْنِحَةً مِنْ لَحْمِهَا تَعْرُجُ بِهَا عِنْدَ الْحَاجَةِ إِلَى الطَّيَرَانِ
و بالهایى از گوشت براى پرواز، آنها آفرید، تا به هنگام نیاز به پرواز، از آن استفاده کنند،
32
كَأَنَّهَا شَظَايَا الْآذَانِ
این بال ها، چونان لاله هاى گوشند
33
غَيْرَ ذَوَاتِ رِيشٍ وَ لَا قَصَبٍ
بى پر و رگ هاى اصلى،
34
إِلَّا أَنَّكَ تَرَى مَوَاضِعَ الْعُرُوقِ بَيِّنَةً أَعْلَاماً
اما جاى رگ ها و نشانه هاى آن را به خوبى مشاهده خواهى کرد.
35
لَهَا جَنَاحَانِ لَمَّا يَرِقَّا فَيَنْشَقَّا وَ لَمْ يَغْلُظَا فَيَثْقُلَا
براى شب پره ها دو بال قرار داد، نه آنقدر نازک که در هم بشکند، و نه چندان محکم که سنگینى کند،
36
تَطِيرُ وَ وَلَدُهَا لَاصِقٌ بِهَا لَاجِئٌ إِلَيْهَا
پرواز مى کنند در حالى که فرزندانشان به آنها چسبیده و به مادر پناه برده اند،
37
يَقَعُ إِذَا وَقَعَتْ وَ يَرْتَفِعُ إِذَا ارْتَفَعَتْ
اگر فرود آیند با مادر فرود مى آیند، و اگر بالا روند با مادر اوج مى گیرند،
38
لَا يُفَارِقُهَا حَتَّى تَشْتَدَّ أَرْكَانُهُ
از مادرانشان جدا نمى شوند تا آن هنگام که اندام جوجه نیرومند
39
وَ يَحْمِلَهُ لِلنُّهُوضِ جَنَاحُهُ
و بالها قدرت پرواز کردن پیدا کند،
40
وَ يَعْرِفَ مَذَاهِبَ عَيْشِهِ وَ مَصَالِحَ نَفْسِهِ
و بداند که راه زندگى کردن کدام است و مصالح خویش را بشناسد
41
فَسُبْحَانَ الْبَارِئِ لِكُلِّ شَيْءٍ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ خَلَا مِنْ غَيْرِهِ
پس پاک و منزّه است پدید آورنده هر چیزى که بدون هیچ الگویى باقى مانده از دیگرى، همه چیز را آفرید.