خطبه

پس از جنگ جمل

خطبه شماره 156
1
خطبه 156: پس از جنگ جمل
None
2
و من كلام له (عليه السلام) خاطب به أهل البصرة على جهة اقتصاص الملاحم
از خطبه های امیرالمومنین، (براى مردم بصره پس از پیروزى در جنگ جمل در سال 36 هجرى ایراد فرمود)
3
فَمَنِ اسْتَطَاعَ عِنْدَ ذَلِكَ أَنْ يَعْتَقِلَ نَفْسَهُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْيَفْعَلْ
مردم بصره در پیدایش فتنه ها هر کس که مى تواند خود را به اطاعت پروردگار عزیز و برتر، مشغول دارد چنان کند،
4
فَإِنْ أَطَعْتُمُونِي فَإِنِّي حَامِلُكُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَلَى سَبِيلِ الْجَنَّةِ
اگر از من پیروى کنید، به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد،
5
وَ إِنْ كَانَ ذَا مَشَقَّةٍ شَدِيدَةٍ وَ مَذَاقَةٍ مَرِيرَةٍ
هر چند سخت و دشوار و پر از تلخى ها باشد.
6
وَ أَمَّا فُلَانَةُ فَأَدْرَكَهَا رَأْيُ النِّسَاءِ
اما عائشه، پس افکار و خیالات زنانه بر او چیره شد،
7
وَ ضِغْنٌ غَلَا فِي صَدْرِهَا كَمِرْجَلِ الْقَيْنِ
و کینه ها در سینه اش چون کوره آهنگرى شعله ور گردید،
8
وَ لَوْ دُعِيَتْ لِتَنَالَ مِنْ غَيْرِي مَا أَتَتْ إِلَيَّ لَمْ تَفْعَلْ
اگر از او مى خواستند آنچه را که بر ضد من انجام داد نسبت به دیگرى روا دارد سرباز مى زد،
9
وَ لَهَا بَعْدُ حُرْمَتُهَا الْأُولَى
به هر حال احترام نخست او برقرار است
10
وَ الْحِسَابُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى
و حسابرسى اعمال او با خداى بزرگ است.
11
وصف الإيمان
توصیف ایمان
12
منه: سَبِيلٌ أَبْلَجُ الْمِنْهَاجِ أَنْوَرُ السِّرَاجِ
ایمان روشن ترین راه ها و نورانى ترین چراغ هاست،
13
فَبِالْإِيمَانِ يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحَاتِ
با ایمان مى توان به اعمال صالح راه برد،
14
وَ بِالصَّالِحَاتِ يُسْتَدَلُّ عَلَى الْإِيمَانِ
و با اعمال نیکو به ایمان مى توان دسترسى پیدا کرد،
15
وَ بِالْإِيمَانِ يُعْمَرُ الْعِلْمُ
با ایمان، علم و دانش آبادان است،
16
وَ بِالْعِلْمِ يُرْهَبُ الْمَوْتُ
و با آگاهى لازم، انسان را از مرگ مى هراسد،
17
وَ بِالْمَوْتِ تُخْتَمُ الدُّنْيَا
و با مرگ دنیا پایان مى پذیرد،
18
وَ بِالدُّنْيَا تُحْرَزُ الْآخِرَةُ
و با دنیا، توشه آخرت فراهم مى شود،
19
وَ بِالْقِيَامَةِ تُزْلَفُ الْجَنَّةُ
و با قیامت بهشت نزدیک مى شود،
20
وَ تُبَرَّزُ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ
و جهنّم براى بدکاران آشکار مى گردد،
21
وَ إِنَّ الْخَلْقَ لَا مَقْصَرَ لَهُمْ عَنِ الْقِيَامَةِ
و مردم جز قیامت قرار گاهى ندارند،
22
مُرْقِلِينَ فِي مِضْمَارِهَا إِلَى الْغَايَةِ الْقُصْوَى
و شتابان به سوى میدان مسابقه مى روند تا به منزلگاه آخرین رسند.
23
حال أهل القبور في القيامة
احوالات مردم در قیامت
24
منه: قَدْ شَخَصُوا مِنْ مُسْتَقَرِّ الْأَجْدَاثِ
گویا مى نگرم، همه از قبرها خارج شده
25
وَ صَارُوا إِلَى مَصَايِرِ الْغَايَاتِ
به سوى منزلگاه هاى آخرین در حرکتند،
26
لِكُلِّ دَارٍ أَهْلُهَا لَا يَسْتَبْدِلُونَ بِهَا وَ لَا يُنْقَلُونَ عَنْهَا
هر خانه اى در بهشت به شخصى تعلق دارد، که نه دیگرى را مى پذیرند و نه از آنجا به جاى دیگر انتقال مى یابند.
27
وَ إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَخُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ
همانا «امر به معروف» و «نهى از منکر» دو صفت از اوصاف پروردگارند
28
وَ إِنَّهُمَا لَا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ
که نه اجل را نزدیک مى کند
29
وَ لَا يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ
و نه روزى را کاهش مى دهد.
30
وَ عَلَيْكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ
بر شما باد عمل کردن به قرآن،
31
فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِينُ وَ النُّورُ الْمُبِينُ
که ریسمان محکم الهى، و نور آشکار
32
وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ
و درمانى سودمند است،
33
وَ الرِّيُّ النَّاقِعُ
که تشنگى را فرونشاند،
34
وَ الْعِصْمَةُ لِلْمُتَمَسِّكِ
نگهدارنده کسى است که به آن تمسّک جوید
35
وَ النَّجَاةُ لِلْمُتَعَلِّقِ
و نجات دهنده آن کس است که به آن چنگ آویزد،
36
لَا يَعْوَجُّ فَيُقَامَ
کجى ندارد تا راست شود،
37
وَ لَا يَزِيغُ فَيُسْتَعْتَبَ
و گرایش به باطل ندارد تا از آن باز گردانده شود،
38
وَ لَا تُخْلِقُهُ كَثْرَةُ الرَّدِّ
و تکرار و شنیدن پیاپى آیات، کهنه اش نمى سازد،
39
وَ وُلُوجُ السَّمْعِ
و گوش از شنیدن آن خسته نمى شود.
40
مَنْ قَالَ بِهِ صَدَقَ وَ مَنْ عَمِلَ بِهِ سَبَقَ
کسى که با قرآن سخن بگوید راست گفته و هر کس بدان عمل کند پیشتاز است:
41
و قام إليه رجل فقال يا أمير المؤمنين، أخبرنا عن الفتنة،
(در اینجا مردى بلند شد و گفت: اى امیر المؤمنین ما را از فتنه آگاه کن،
42
و هل سألت رسول اللّه (صلى الله عليه وآله) عنها فقال (عليه السلام) :
آیا نسبت به فتنه، از پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم سؤالى نفرموده اى پاسخ داد)
43
إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ قَوْلَهُ الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
آنگاه که خداوند آیه 1 و 2 سوره عنکبوت را نازل کرد که: (آیا مردم خیال مى کنند چون که گفتند ایمان آوردیم، بدون آزمایش رها مى شوند)
44
عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لَا تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله) بَيْنَ أَظْهُرِنَا
دانستم که تا پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در میان ماست آزمایش نمى گردیم.
45
فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِي أَخْبَرَكَ اللَّهُ تَعَالَى بِهَا
پرسیدم اى رسول خدا این فتنه و آزمایش کدام است که خدا شما را بدان آگاهى داده است
46
فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ أُمَّتِي سَيُفْتَنُونَ بَعْدِي
فرمود: «اى على پس از من امّت اسلامى به فتنه و آزمون دچار مى گردند»
47
فَقُلْتُ يَا رَسُولُ اللَّهِ أَ وَ لَيْسَ قَدْ قُلْتَ لِي يَوْمَ أُحُدٍ حَيْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ حِيزَتْ عَنِّي الشَّهَادَةُ
گفتم اى رسول خدا مگر جز این است که در روز «احد» که گروهى از مسلمانان به شهادت رسیدند و شهادت نصیب من نشد
48
فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَيَّ فَقُلْتَ لِي أَبْشِرْ فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِكَ
و سخت بر من گران آمد، تو به من فرمودى: اى على مژده باد تو را که شهادت در پى تو خواهد آمد.
49
فَقَالَ لِي إِنَّ ذَلِكَ لَكَذَلِكَ فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذاً
پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم به من فرمود: «همانا این بشارت تحقّق مى پذیرد، در آن هنگام صبر تو چگونه است»
50
فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ
گفتم اى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم چنین موردى جاى صبر و شکیبایى نیست
51
وَ لَكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى وَ الشُّكْرِ
بلکه جاى مژده شنیدن و شکر گزارى است.
52
وَ قَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَيُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ
و پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: «اى على همانا این مردم به زودى با اموالشان دچار فتنه و آزمایش مى شوند،
53
وَ يَمُنُّونَ بِدِينِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ
و در دیندارى بر خدا منّت مى گذارند،
54
وَ يَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ
با این حال انتظار رحمت او را دارند،
55
وَ يَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ
و از قدرت و خشم خدا، خود را ایمن مى پندارند،
56
وَ يَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِيَةِ
حرام خدا را با شبهات دروغین، و هوسهاى غفلت زا، حلال مى کنند،
57
فَيَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِيذِ
«شراب» را به بهانه اینکه «آب انگور» است
58
وَ السُّحْتَ بِالْهَدِيَّةِ
و رشوه را که «هدیه» است
59
وَ الرِّبَا بِالْبَيْعِ
و ربا را که «نوعى معامله» است حلال مى شمارند».
60
قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَبِأَيِّ الْمَنَازِلِ أُنْزِلُهُمْ عِنْدَ ذَلِكَ
گفتم اى رسول خدا: در آن زمان مردم را در چه پایه اى بدانم
61
أَ بِمَنْزِلَةِ رِدَّةٍ أَمْ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ
آیا در پایه ارتداد یا فتنه و آزمایش
62
فَقَالَ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ
پاسخ فرمود: «در پایه اى از فتنه و آزمایش»