خطبه

توصیه به تقوا

خطبه شماره 157
1
خطبه 157: توصيه به تقوا
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) يحث الناس على التقوى
از خطبه‏هاى آن حضرت است در تشویق به پرهیزکارى‏
3
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتَاحاً لِذِكْرِهِ
ستایش خداوندى را سزاست که حمد را کلید یاد خویش،
4
وَ سَبَباً لِلْمَزِيدِ مِنْ فَضْلِهِ
و سبب فزونى فضل و رحمت خود،
5
وَ دَلِيلًا عَلَى آلَائِهِ وَ عَظَمَتِهِ
و راهنماى نعمت ها و عظمتش قرار داده است.
6
عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ الدَّهْرَ يَجْرِي بِالْبَاقِينَ كَجَرْيِهِ بِالْمَاضِينَ
بندگان خدا روزگار بر آیندگان چنان مى گذرد که بر گذشتگان گذشت،
7
لَا يَعُودُ مَا قَدْ وَلَّى مِنْهُ
آنچه گذشت باز نمى گردد،
8
وَ لَا يَبْقَى سَرْمَداً مَا فِيهِ
و آنچه هست جاویدان نخواهد ماند،
9
آخِرُ فَعَالِهِ كَأَوَّلِهِ
پایان کارش با آغاز آن یکى است،
10
مُتَشَابِهَةٌ أُمُورُهُ
ماجراها و رویدادهاى آن همانند یکدیگرند،
11
مُتَظَاهِرَةٌ أَعْلَامُهُ
و نشانه هاى آن آشکار است.
12
فَكَأَنَّكُمْ بِالسَّاعَةِ تَحْدُوكُمْ حَدْوَ الزَّاجِرِ بِشَوْلِهِ
گویا پایان زندگى و قیامت، شما را فرا مى خواند، چونان خواندن ساربان، شتر بچه را.
13
فَمَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَفْسِهِ تَحَيَّرَ فِي الظُّلُمَاتِ
پس آن کس که جز به حساب نفس خویش پردازد، خود را در تاریکى ها سرگردان،
14
وَ ارْتَبَكَ فِي الْهَلَكَاتِ
و در هلاکت افکنده است.
15
وَ مَدَّتْ بِهِ شَيَاطِينُهُ فِي طُغْيَانِهِ
شیطان ها مهارش را گرفته و به سرکشى و طغیان مى کشانند،
16
وَ زَيَّنَتْ لَهُ سَيِّئَ أَعْمَالِهِ
و رفتار زشت او را در دیده اش زیبا مى نمایانند،
17
فَالْجَنَّةُ غَايَةُ السَّابِقِينَ
پس بدانید که بهشت پایان راه پیشتازان
18
وَ النَّارُ غَايَةُ الْمُفَرِّطِينَ
و آتش جهنّم، سرانجام کسانى است که سستى مى ورزند.
19
اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِيزٍ
اى بندگان خدا بدانید که تقوا، دژى محکم و شکست ناپذیر است،
20
وَ الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِيلٍ
اما هرزگى و گناه، خانه اى در حال فرو ریختن و خوار کننده است
21
لَا يَمْنَعُ أَهْلَهُ
که از ساکنان خود دفاع نخواهد کرد،
22
وَ لَا يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ
و کسى که بدان پناه برد در امان نیست.
23
أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطَايَا
آگاه باشید با پرهیزکارى، ریشه هاى گناهان را مى توان برید،
24
وَ بِالْيَقِينِ تُدْرَكُ الْغَايَةُ الْقُصْوَى
و با یقین مى توان به برترین جایگاه معنوى، دسترسى پیدا کرد.
25
عِبَادَ اللَّهِ اللَّهَ اللَّهَ فِي أَعَزِّ الْأَنْفُسِ عَلَيْكُمْ
اى بندگان خدا، خدا را، خدا را، در حق نفس خویش که از همه چیز نزد شما گرامى تر
26
وَ أَحَبِّهَا إِلَيْكُمْ
و دوست داشتنى تر است.
27
فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَكُمْ سَبِيلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ
پروا کنید، همانا خدا، راه حق را براى شما آشکار کرده و جاده هاى آن را روشن نگاه داشت،
28
فَشِقْوَةٌ لَازِمَةٌ أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ
پس یا شقاوت دامنگیر یا رستگارى جاویدان در انتظار شماست،
29
فَتَزَوَّدُوا فِي أَيَّامِ الْفَنَاءِ لِأَيَّامِ الْبَقَاءِ
پس در این دنیاى نابود شدنى براى زندگى جاویدان آخرت، توشه برگیرید،
30
قَدْ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ
که شما را به زاد و توشه راهنمایى کردند،
31
وَ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ
و به کوچ کردن از دنیا فرمان دادند،
32
وَ حُثِثْتُمْ عَلَى الْمَسِيرِ
و شما را براى پیمودن راه قیامت بر انگیختند.
33
فَإِنَّمَا أَنْتُمْ كَرَكْبٍ وُقُوفٍ
همانا شما چونان کاروانى هستید که در جایى به انتظار مانده
34
لَا يَدْرُونَ مَتَى يُؤْمَرُونَ بِالسَّيْرِ
و نمى دانند در چه زمانى آنان را فرمان حرکت مى دهند.
35
أَلَا فَمَا يَصْنَعُ بِالدُّنْيَا مَنْ خُلِقَ لِلْآخِرَةِ
آگاه باشید با دنیا چه مى کند کسى که براى آخرت آفریده شده است
36
وَ مَا يَصْنَعُ بِالْمَالِ مَنْ عَمَّا قَلِيلٍ يُسْلَبُهُ
و با اموال دنیا چه کار دارد آن کس که به زودى همه اموال او را مرگ مى رباید
37
وَ تَبْقَى عَلَيْهِ تَبِعَتُهُ وَ حِسَابُهُ
و تنها کیفر حسابرسى آن بر عهده انسان باقى خواهد ماند.
38
عِبَادَ اللَّهِ
بندگان خدا
39
إِنَّهُ لَيْسَ لِمَا وَعَدَ اللَّهُ مِنَ الْخَيْرِ مَتْرَكٌ
خیرى را که خدا وعده داد رها کردنى نمى باشد،
40
وَ لَا فِيمَا نَهَى عَنْهُ مِنَ الشَّرِّ مَرْغَبٌ
و شرّى را که از آن نهى فرمود دوست داشتنى نیست
41
عِبَادَ اللَّهِ احْذَرُوا يَوْماً تُفْحَصُ فِيهِ الْأَعْمَالُ
بندگان خدا از روزى بترسید که اعمال و رفتار انسان وارسى مى شود،
42
وَ يَكْثُرُ فِيهِ الزِّلْزَالُ
روزى که پر از تشویش و اضطراب است
43
وَ تَشِيبُ فِيهِ الْأَطْفَالُ
و کودکان در آن روز پیر مى گردند
44
اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ عَلَيْكُمْ رَصَداً مِنْ أَنْفُسِكُمْ
اى بندگان خدا بدانید که از شما نگاهبانانى بر شما گماشته اند،
45
وَ عُيُوناً مِنْ جَوَارِحِكُمْ
و دیدبان هایى از پیکرتان برگزیده
46
وَ حُفَّاظَ صِدْقٍ يَحْفَظُونَ أَعْمَالَكُمْ
و حافظان راستگویى که اعمال شما را حفظ مى کنند
47
وَ عَدَدَ أَنْفَاسِكُمْ
و شماره نفسهاى شما را مى شمارند،
48
لَا تَسْتُرُكُمْ مِنْهُمْ ظُلْمَةُ لَيْلٍ دَاجٍ
نه تاریکى شب شما را از آنان مى پوشاند،
49
وَ لَا يُكِنُّكُمْ مِنْهُمْ بَابٌ ذُو رِتَاجٍ
و نه درى محکم شما را از آنها پنهان مى سازد.
50
وَ إِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ
فردا به امروز نزدیک است،
51
يَذْهَبُ الْيَوْمُ بِمَا فِيهِ
و امروز با آنچه در آن است مى گذرد،
52
وَ يَجِيءُ الْغَدُ لَاحِقاً بِهِ
و فردا مى آید و بدان مى رسد،
53
فَكَأَنَّ كُلَّ امْرِئٍ مِنْكُمْ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْأَرْضِ مَنْزِلَ وَحْدَتِهِ
گویى هر یک از شما در دل زمین به خانه مخصوص خود رسیده
54
وَ مَخَطَّ حُفْرَتِهِ
و در گودالى که کنده اند آرمیده اید،
55
فَيَا لَهُ مِنْ بَيْتِ وَحْدَةٍ
وه که چه خانه تنهایى
56
وَ مَنْزِلِ وَحْشَةٍ وَ مُفْرَدِ غُرْبَةٍ
و چه منزل وحشتناکى و چه سیه چال غربتى
57
وَ كَأَنَّ الصَّيْحَةَ قَدْ أَتَتْكُمْ
گویى هم اکنون بر صور اسرافیل دمیدند،
58
وَ السَّاعَةَ قَدْ غَشِيَتْكُمْ
و قیامت فرارسیده،
59
وَ بَرَزْتُمْ لِفَصْلِ الْقَضَاءِ
و براى قضاوت و حسابرسى قیامت بیرون شده اید،
60
قَدْ زَاحَتْ عَنْكُمُ الْأَبَاطِيلُ
پندارهاى باطل دور گردیده،
61
وَ اضْمَحَلَّتْ عَنْكُمُ الْعِلَلُ
بهانه ها از میان برخاسته،
62
وَ اسْتَحَقَّتْ بِكُمُ الْحَقَائِقُ
و حقیقت ها براى شما آشکار شده
63
وَ صَدَرَتْ بِكُمُ الْأُمُورُ مَصَادِرَهَا
و شما را به آنجا که لازم بود کشانده اند،
64
فَاتَّعِظُوا بِالْعِبَرِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْغِيَرِ
پس از عبرت ها پند گیرید، و از دگرگونى روزگار عبرت پذیرید،
65
وَ انْتَفِعُوا بِالنُّذُرِ
و از هشدار دهندگان بهرمند گردید.
66
خطبه 198: توصيه به تقوا
None
67
و من خطبة له (عليه السلام) ينبه على إحاطة علم اللّه بالجزئيات، ثم يحث على التقوى، و يبين فضل الإسلام و القرآن
از خطبه‏هاى آن حضرت است در سفارش به تقوا و وصف اسلام و پیامبر (ص)
68
يَعْلَمُ عَجِيجَ الْوُحُوشِ فِي الْفَلَوَاتِ وَ مَعَاصِيَ الْعِبَادِ فِي الْخَلَوَاتِ وَ اخْتِلَافَ النِّينَانِ فِي الْبِحَارِ الْغَامِرَاتِ وَ تَلَاطُمَ الْمَاءِ بِالرِّيَاحِ الْعَاصِفَاتِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً نَجِيبُ اللَّهِ وَ سَفِيرُ وَحْيِهِ وَ رَسُولُ رَحْمَتِهِ
خدا از نعره حیوانات وحشى در کوه ها و بیابان ها، و گناه و معصیت بندگان در خلوتگاه ها، و آمد و رفت ماهیان در دریاهاى ژرف، و به هم خوردن آبها بر اثر وزش بادهاى سخت آگاه است. و گواهى مى دهم که حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم برگزیده خدا، سفیر وحى، و رسول رحمت اوست.
69
الوصية بالتقوى
توصیه به تقوا
70
أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ابْتَدَأَ خَلْقَكُمْ وَ إِلَيْهِ يَكُونُ مَعَادُكُمْ وَ بِهِ نَجَاحُ طَلِبَتِكُمْ وَ إِلَيْهِ مُنْتَهَى رَغْبَتِكُمْ وَ نَحْوَهُ قَصْدُ سَبِيلِكُمْ وَ إِلَيْهِ مَرَامِي مَفْزَعِكُمْ
پس از ستایش پروردگار، همانا من شما را به ترس از خدا سفارش مى کنم، خدایى که آفرینش شما را آغاز کرد، و به سوى او باز مى گردید. خدایى که خواسته هاى شما را بر آورد، و بازگشت بسوى او نهایت آرزوى شماست. راه راست شما به او پایان مى پذیرد، و به هنگام ترس و وحشت، او پناهگاه شماست.
71
فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِكُمْ وَ بَصَرُ عَمَى أَفْئِدَتِكُمْ وَ شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِكُمْ وَ صَلَاحُ فَسَادِ صُدُورِكُمْ وَ طُهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِكُمْ وَ جِلَاءُ عَشَا أَبْصَارِكُمْ وَ أَمْنُ فَزَعِ جَأْشِكُمْ وَ ضِيَاءُ سَوَادِ ظُلْمَتِكُمْ
همانا تقوا و ترس از خدا، داروى بیمارى هاى دل ها، روشنایى قلب ها، و درمان دردهاى بدن ها، مرهم زخم جان ها، پاک کننده پلیدى هاى ارواح، و روشنایى بخش تاریکى چشم ها، و امنیّت در نا آرامى ها، و روشن کننده تاریکى هاى شماست.
72
فَاجْعَلُوا طَاعَةَ اللَّهِ شِعَاراً دُونَ دِثَارِكُمْ وَ دَخِيلًا دُونَ شِعَارِكُمْ وَ لَطِيفاً بَيْنَ أَضْلَاعِكُمْ وَ أَمِيراً فَوْقَ أُمُورِكُمْ
پس اطاعت خدا را پوشش جان، نه پوشش ظاهرى، قرار دهید، و با جان، نه با تن، فرمانبردار باشید تا با اعضا و جوارح بدنتان در هم آمیزد، و (آن را) بر همه امورتان حاکم گردانید.
73
وَ مَنْهَلًا لِحِينِ وُرُودِكُمْ وَ شَفِيعاً لِدَرَكِ طَلِبَتِكُمْ وَ جُنَّةً لِيَوْمِ فَزَعِكُمْ وَ مَصَابِيحَ لِبُطُونِ قُبُورِكُمْ وَ سَكَناً لِطُولِ وَحْشَتِكُمْ وَ نَفَساً لِكَرْبِ مَوَاطِنِكُمْ
اطاعت خدا را راه ورود به آب حیات، شفیع گرفتن خواسته ها، پناهگاه روز اضطراب، چراغ روشنگر قبرها، آرامش وحشت هاى طولانى دوران برزخ، و راه نجات لحظات سخت زندگى، قرار دهید
74
فَإِنَّ طَاعَةَ اللَّهِ حِرْزٌ مِنْ مَتَالِفَ مُكْتَنِفَةٍ وَ مَخَاوِفَ مُتَوَقَّعَةٍ وَ أُوَارِ نِيرَانٍ مُوقَدَةٍ
زیرا اطاعت خدا، وسیله نگهدارنده از حوادث هلاک کننده، و جایگاه هاى وحشتناک، که انتظار آن را مى کشید، و حرارت آتش هاى بر افروخته است.
75
فَمَنْ أَخَذَ بِالتَّقْوَى عَزَبَتْ عَنْهُ الشَّدَائِدُ بَعْدَ دُنُوِّهَا وَ احْلَوْلَتْ لَهُ الْأُمُورُ بَعْدَ مَرَارَتِهَا وَ انْفَرَجَتْ عَنْهُ الْأَمْوَاجُ بَعْدَ تَرَاكُمِهَا وَ أَسْهَلَتْ لَهُ الصِّعَابُ بَعْدَ إِنْصَابِهَا
پس کسى که تقوا را انتخاب کند، سختى ها از او دور گردند، تلخى ها شیرین و فشار مشکلات و ناراحتى ها برطرف خواهند شد، و مشکلات پیاپى و خسته کننده، آسان گردیده
76
وَ هَطَلَتْ عَلَيْهِ الْكَرَامَةُ بَعْدَ قُحُوطِهَا. وَ تَحَدَّبَتْ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ بَعْدَ نُفُورِهَا وَ تَفَجَّرَتْ عَلَيْهِ النِّعَمُ بَعْدَ نُضُوبِهَا وَ وَبَلَتْ عَلَيْهِ الْبَرَكَةُ بَعْدَ إِرْذَاذِهَا
و مجد و بزرگى از دست رفته چون قطرات باران بر او فرو مى بارند، رحمت باز داشته حق باز مى گردد، و نعمت هاى الهى پس از فرو نشستن به جوشش مى آیند، و برکات تقلیل یافته فزونى گیرند.
77
فَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي نَفَعَكُمْ بِمَوْعِظَتِهِ وَ وَعَظَكُمْ بِرِسَالَتِهِ وَ امْتَنَّ عَلَيْكُمْ بِنِعْمَتِهِ فَعَبِّدُوا أَنْفُسَكُمْ لِعِبَادَتِهِ وَ اخْرُجُوا إِلَيْهِ مِنْ حَقِّ طَاعَتِهِ
پس از خدایى بترسید که با پند دادن شما را سود فراوان بخشیده، و با رسالت پیامبرش شما را نیکو اندرز داده، و با نعمت هایش بر شما منّت گذاشته است. خود را براى پرستش خدا فروتن دارید، و با انجام وظائف الهى، حق فرمانبردارى را به جا آورید.
78
فضل الإسلام
ویژگى هاى اسلام
79
ثُمَّ إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِينُ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ وَ اصْطَنَعَهُ عَلَى عَيْنِهِ وَ أَصْفَاهُ خِيَرَةَ خَلْقِهِ وَ أَقَامَ دَعَائِمَهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ
همانا این اسلام، دین خداوندى است که آن را براى خود برگزید، و با دیده عنایت پروراند، و بهترین آفریدگان خود را مخصوص ابلاغ آن قرار داد. پایه هاى اسلام را بر محبّت خویش استوار کرد،
80
أَذَلَّ الْأَدْيَانَ بِعِزَّتِهِ وَ وَضَعَ الْمِلَلَ بِرَفْعِهِ وَ أَهَانَ أَعْدَاءَهُ بِكَرَامَتِهِ وَ خَذَلَ مُحَادِّيهِ بِنَصْرِهِ وَ هَدَمَ أَرْكَانَ الضَّلَالَةِ بِرُكْنِهِ وَ سَقَى مَنْ عَطِشَ مِنْ حِيَاضِهِ وَ أَتْأَقَ الْحِيَاضَ بِمَوَاتِحِهِ
و ادیان و مذاهب گذشته را با عزّت آن، خوار کرد، و با سر بلند کردن آن، دیگر ملّت ها را بى مقدار کرد، و با محترم داشتن آن، دشمنان را خوار گردانید، و با یارى کردن آن دشمنان سر سخت را شکست داد، و با نیرومند ساختن آن ارکان گمراهى را درهم کوبید، و تشنگان را از چشمه زلال آن سیراب کرد، و آبگیره هاى اسلام را پر آب کرد.
81
ثُمَّ جَعَلَهُ لَا انْفِصَامَ لِعُرْوَتِهِ وَ لَا فَكَّ لِحَلْقَتِهِ وَ لَا انْهِدَامَ لِأَسَاسِهِ وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ وَ لَا انْقِلَاعَ لِشَجَرَتِهِ وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ وَ لَا عَفَاءَ لِشَرَائِعِهِ
خداوند اسلام را به گونه اى استحکام بخشید که پیوندهایش نگسلد، و حلقه هایش از هم جدا نشود، و ستون هایش خراب نگردد، در پایه هایش زوال راه نیابد، درخت وجودش از ریشه کنده نشود، زمانش پایان نگیرد، قوانینش کهنگى نپذیرد،
82
وَ لَا جَذَّ لِفُرُوعِهِ وَ لَا ضَنْكَ لِطُرُقِهِ وَ لَا وُعُوثَةَ لِسُهُولَتِهِ وَ لَا سَوَادَ لِوَضَحِهِ وَ لَا عِوَجَ لِانْتِصَابِهِ وَ لَا عَصَلَ فِي عُودِهِ وَ لَا وَعَثَ لِفَجِّهِ وَ لَا انْطِفَاءَ لِمَصَابِيحِهِ وَ لَا مَرَارَةَ لِحَلَاوَتِهِ
شاخه هایش قطع نگردد، راه هایش تنگ و خراب نشود، و پیمودن راهش دشوار نباشد، تیرگى در روشنایى آن داخل نشود، و راه راست آن کجى نیابد، ستونهایش خم نشود، و گذرگاهش بدون دشوارى پیمودنى باشد، در چراغ اسلام خاموشى، و در شیرینى آن تلخى راه نیابد.
83
فَهُوَ دَعَائِمُ أَسَاخَ فِي الْحَقِّ أَسْنَاخَهَا وَ ثَبَّتَ لَهَا آسَاسَهَا وَ يَنَابِيعُ غَزُرَتْ عُيُونُهَا وَ مَصَابِيحُ شَبَّتْ نِيرَانُهَا وَ مَنَارٌ اقْتَدَى بِهَا سُفَّارُهَا وَ أَعْلَامٌ قُصِدَ بِهَا فِجَاجُهَا وَ مَنَاهِلُ رَوِيَ بِهَا وُرَّادُهَا.
اسلام ستون هاى استوارى است که خداوند (پایه هاى) آن را در دل حق برقرار، و اساس و پایه آن را ثابت کرد، اسلام چشمه سارى است که آب آن در فوران، چراغى است که شعله هاى آن فروزان، و نشانه همیشه استوارى است که روندگان راه حق با آن هدایت شوند، پرچمى است که براى راهنمایى پویندگان راه خدا نصب گردیده، و آبشخورى است که وارد شوندگان آن سیراب مى شوند.
84
جَعَلَ اللَّهُ فِيهِ مُنْتَهَى رِضْوَانِهِ وَ ذِرْوَةَ دَعَائِمِهِ وَ سَنَامَ طَاعَتِهِ فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ وَثِيقُ الْأَرْكَانِ رَفِيعُ الْبُنْيَانِ مُنِيرُ الْبُرْهَانِ مُضِيءُ النِّيرَانِ عَزِيزُ السُّلْطَانِ مُشْرِفُ الْمَنَارِ مُعْوِذُ الْمَثَارِ
خداوند نهایت خشنودى خود را در اسلام قرار داده، و بزرگ ترین ستون هاى دینش، و بلندترین قلّه اطاعت او در اسلام جاى گرفته است، اسلام در پیشگاه خداوند، داراى ستون هایى مطمئن، بنایى بلند، راهنمایى همیشه روشن، شعله اى روشنى بخش، برهانى نیرومند، و نشانه اى بلند پایه است، که در افتادن با آن ممکن نیست
85
فَشَرِّفُوهُ وَ اتَّبِعُوهُ وَ أَدُّوا إِلَيْهِ حَقَّهُ وَ ضَعُوهُ مَوَاضِعَهُ
پس اسلام را بزرگ بشمارید، از آن پیروى کنید، حق آن را اداء نمایید، و در جایگاه شایسته خویش قرار دهید.
86
الرسول الأعظم
پیامبر اسلام ص
87
ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلى الله عليه وآله) بِالْحَقِ حِينَ دَنَا مِنَ الدُّنْيَا الِانْقِطَاعُ وَ أَقْبَلَ مِنَ الْآخِرَةِ الِاطِّلَاعُ وَ أَظْلَمَتْ بَهْجَتُهَا بَعْدَ إِشْرَاقٍ وَ قَامَتْ بِأَهْلِهَا عَلَى سَاقٍ وَ خَشُنَ مِنْهَا مِهَادٌ
سپس خداوند سبحان حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را هنگامى مبعوث فرمود که دنیا به مراحل پایانى رسیده، نشانه هاى آخرت نزدیک، و رونق آن به تاریکى گراییده و اهل خود را به پاداشته، جاى آن ناهموار،
88
وَ أَزِفَ مِنْهَا قِيَادٌ فِي انْقِطَاعٍ مِنْ مُدَّتِهَا وَ اقْتِرَابٍ مِنْ أَشْرَاطِهَا وَ تَصَرُّمٍ مِنْ أَهْلِهَا وَ انْفِصَامٍ مِنْ حَلْقَتِهَا وَ انْتِشَارٍ مِنْ سَبَبِهَا وَ عَفَاءٍ مِنْ أَعْلَامِهَا وَ تَكَشُّفٍ مِنْ عَوْرَاتِهَا وَ قِصَرٍ مِنْ طُولِهَا
آماده نیستى و نابودى، زمانش در شرف پایان، و نشانه هاى نابودى آن آشکار، موجودات در آستانه مرگ، حلقه زندگى آن شکسته، و اسباب حیات در هم ریخته، پرچمهاى دنیا پوسیده، و پرده هایش دریده، و عمرها به کوتاهى رسیده بود.
89
جَعَلَهُ اللَّهُ بَلَاغاً لِرِسَالَتِهِ وَ كَرَامَةً لِأُمَّتِهِ وَ رَبِيعاً لِأَهْلِ زَمَانِهِ وَ رِفْعَةً لِأَعْوَانِهِ وَ شَرَفاً لِأَنْصَارِهِ
در این هنگام خداوند پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را ابلاغ کننده رسالت، افتخار آفرین امّت، چونان باران بهارى براى تشنگان حقیقت آن روزگاران، مایه سربلندى مسلمانان، و عزّت و شرافت یارانش قرار داد.
90
القرآن الكريم
ویژگى هاى قرآن
91
ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ نُوراً لَا تُطْفَأُ مَصَابِيحُهُ وَ سِرَاجاً لَا يَخْبُو تَوَقُّدُهُ وَ بَحْراً لَا يُدْرَكُ قَعْرُهُ وَ مِنْهَاجاً لَا يُضِلُّ نَهْجُهُ وَ شُعَاعاً لَا يُظْلِمُ ضَوْءُهُ
سپس قرآن را بر او نازل فرمود: قرآن نورى است که خاموشى ندارد، چراغى است که درخشندگى آن زوال نپذیرد، دریایى است که ژرفاى آن درک نشود، راهى است که رونده آن گمراه نگردد، شعله اى است که نور آن تاریک نشود،
92
وَ فُرْقَاناً لَا يُخْمَدُ بُرْهَانُهُ وَ تِبْيَاناً لَا تُهْدَمُ أَرْكَانُهُ وَ شِفَاءً لَا تُخْشَى أَسْقَامُهُ وَ عِزّاً لَا تُهْزَمُ أَنْصَارُهُ وَ حَقّاً لَا تُخْذَلُ أَعْوَانُهُ
جدا کننده حق و باطلى است که درخشش برهانش خاموش نگردد، بنایى است که ستون هاى آن خراب نشود، شفا دهنده اى است که بیمارى هاى وحشت انگیز را بزداید، قدرتى است که یاورانش شکست ندارند، و حقّى است که یارى کنندگانش مغلوب نشوند.
93
فَهُوَ مَعْدِنُ الْإِيمَانِ وَ بُحْبُوحَتُهُ وَ يَنَابِيعُ الْعِلْمِ وَ بُحُورُهُ وَ رِيَاضُ الْعَدْلِ وَ غُدْرَانُهُ وَ أَثَافِيُّ الْإِسْلَامِ وَ بُنْيَانُهُ وَ أَوْدِيَةُ الْحَقِّ وَ غِيطَانُهُ
قرآن، معدن ایمان و اصل آن است، چشمه هاى دانش و دریاهاى علوم است، سرچشمه عدالت، و نهر جارى دل است، پایه هاى اسلام و ستون هاى محکم آن است، نهرهاى جارى زلال حقیقت، و سرزمین هاى آن است.
94
وَ بَحْرٌ لَا يَنْزِفُهُ الْمُسْتَنْزِفُونَ وَ عُيُونٌ لَا يُنْضِبُهَا الْمَاتِحُونَ وَ مَنَاهِلُ لَا يَغِيضُهَا الْوَارِدُونَ وَ مَنَازِلُ لَا يَضِلُّ نَهْجَهَا الْمُسَافِرُونَ وَ أَعْلَامٌ لَا يَعْمَى عَنْهَا السَّائِرُونَ وَ آكَامٌ لَا يَجُوزُ عَنْهَا الْقَاصِدُونَ
دریایى است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند کشید، و چشمه اى است که آبش کمى ندارد، محل برداشت آبى است که هرچه از آن برگیرند کاهش نمى یابد، منزلى است که مسافران راه آن را فراموش نخواهند کرد، و نشانه هایى است که روندگان از آن غفلت نمى کنند، کوهسار زیبایى است که از آن نمى گذرند.
95
جَعَلَهُ اللَّهُ رِيّاً لِعَطَشِ الْعُلَمَاءِ وَ رَبِيعاً لِقُلُوبِ الْفُقَهَاءِ وَ مَحَاجَّ لِطُرُقِ الصُّلَحَاءِ وَ دَوَاءً لَيْسَ بَعْدَهُ دَاءٌ وَ نُوراً لَيْسَ مَعَهُ ظُلْمَةٌ وَ حَبْلًا وَثِيقاً عُرْوَتُهُ وَ مَعْقِلًا مَنِيعاً ذِرْوَتُهُ
خدا قرآن را فرو نشاننده عطش علمى دانشمندان، و باران بهارى براى قلب فقیهان، و راه گسترده و وسیع براى صالحان قرار داده است. قرآن دارویى است که با آن بیمارى وجود ندارد، نورى است که با آن تاریکى یافت نمى شود، ریسمانى است که رشته هاى آن محکم، پناهگاهى است که قلّه آن بلند،
96
وَ عِزّاً لِمَنْ تَوَلَّاهُ وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ ائْتَمَّ بِهِ وَ عُذْراً لِمَنِ انْتَحَلَهُ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ شَاهِداً لِمَنْ خَاصَمَ بِهِ وَ فَلْجاً لِمَنْ حَاجَّ بِهِ
و توان و قدرتى است براى آن که قرآن را برگزیند، محل امنى است براى هر کس که وارد آن شود، راهنمایى است تا از او پیروى کند، وسیله انجام وظیفه است براى آن که قرآن را راه و رسم خود قرار دهد، برهانى است بر آن کس که با آن سخن بگوید، عامل پیروزى است براى آن کس که با آن استدلال کند،
97
وَ حَامِلًا لِمَنْ حَمَلَهُ وَ مَطِيَّةً لِمَنْ أَعْمَلَهُ وَ آيَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ وَ جُنَّةً لِمَنِ اسْتَلْأَمَ وَ عِلْماً لِمَنْ وَعَى وَ حَدِيثاً لِمَنْ رَوَى وَ حُكْماً لِمَنْ قَضَى
نجات دهنده است براى آن کس که حافظ آن باشد و به آن عمل کند، و راهبر آن که آن را به کار گیرد، و نشانه هدایت است براى آن کس که در او بنگرد، سپر نگهدارنده است براى آن کس که با آن خود را بپوشاند، و دانش کسى است که آن را به خاطر بسپارد، و حدیث کسى است که از آن روایت کند، و فرمان کسى است که با آن قضاوت کند.
98
خطبه 230: توصيه به تقوا
None
99
و من خطبة له (عليه السلام) في مقاصد أخرى
از خطبه‏هاى آن حضرت است درباره تقوا و کوشش در عمل‏
100
فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ وَ ذَخِيرَةُ مَعَادٍ وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَةٍ وَ نَجَاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ بِهَا يَنْجَحُ الطَّالِبُ وَ يَنْجُو الْهَارِبُ وَ تُنَالُ الرَّغَائِبُ
همانا ترس از خدا کلید هر در بسته، و ذخیره رستاخیز، و عامل آزادگى از هر گونه بردگى، و نجات از هر گونه هلاکت است. در پرتو پرهیزکارى، تلاشگران پیروز، پرواکنندگان از گناه رستگار، و به هر آرزویى مى توان رسید.
101
فضل العمل‏
فضیلت عمل کردن
102
فَاعْمَلُوا وَ الْعَمَلُ يُرْفَعُ وَ التَّوْبَةُ تَنْفَعُ وَ الدُّعَاءُ يُسْمَعُ وَ الْحَالُ هَادِئَةٌ وَ الْأَقْلَامُ جَارِيَةٌ
مردم عمل کنید که عمل نیکو به سوى خدا بالا مى رود، و توبه سودمند است، و دعا به اجابت مى رسد، و آرامش برقرار، و قلم هاى فرشتگان در جریان است.
103
وَ بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ عُمُراً نَاكِساً أَوْ مَرَضاً حَابِساً أَوْ مَوْتاً خَالِساً فَإِنَّ الْمَوْتَ هَادِمُ لَذَّاتِكُمْ وَ مُكَدِّرُ شَهَوَاتِكُمْ وَ مُبَاعِدُ طِيَّاتِكُمْ زَائِرٌ غَيْرُ مَحْبُوبٍ وَ قِرْنٌ غَيْرُ مَغْلُوبٍ وَ وَاتِرٌ غَيْرُ مَطْلُوبٍ
به سوى اعمال نیکو بشتابید پیش از آن که عمرتان پایان پذیرد، یا بیمارى مانع شود، و یا تیر مرگ شما را هدف قرار دهد. مرگ نابود کننده لذّت ها، تیره کننده خواهش هاى نفسانى، و دور کننده اهداف شماست، مرگ دیدار کننده اى دوست نداشتنى، هماوردى شکست ناپذیر و کینه توزى است که بازخواست نمى شود،
104
قَدْ أَعْلَقَتْكُمْ حَبَائِلُهُ وَ تَكَنَّفَتْكُمْ غَوَائِلُهُ وَ أَقْصَدَتْكُمْ مَعَابِلُهُ وَ عَظُمَتْ فِيكُمْ سَطْوَتُهُ وَ تَتَابَعَتْ عَلَيْكُمْ عَدْوَتُهُ وَ قَلَّتْ عَنْكُمْ نَبْوَتُهُ
دام هاى خود را هم اکنون بر دست و پاى شما آویخته، و سختى هایش شما را فرا گرفته، و تیرهاى خود را به سوى شما پرتاب کرده است. قهرش بزرگ، و دشمنى او پیاپى و تیرش خطا نمى کند.
105
فَيُوشِكُ أَنْ تَغْشَاكُمْ دَوَاجِي ظُلَلِهِ وَ احْتِدَامُ عِلَلِهِ وَ حَنَادِسُ غَمَرَاتِهِ وَ غَوَاشِي سَكَرَاتِهِ وَ أَلِيمُ إِرْهَاقِهِ وَ دُجُوُّ أَطْبَاقِهِ وَ جُشُوبَةُ مَذَاقِهِ
چه زود است که سایه هاى مرگ، و شدّت دردهاى آن، و تیرگى هاى لحظه جان کندن، و بیهوشى سکرات مرگ، و ناراحتى و خارج شدن روح از بدن، و تاریکى چشم پوشیدن از دنیا، و تلخى خاطره ها، شما را فرا گیرد.
106
فَكَأَنْ قَدْ أَتَاكُمْ بَغْتَةً فَأَسْكَتَ نَجِيَّكُمْ وَ فَرَّقَ نَدِيَّكُمْ وَ عَفَّى آثَارَكُمْ وَ عَطَّلَ دِيَارَكُمْ وَ بَعَثَ وُرَّاثَكُمْ يَقْتَسِمُونَ تُرَاثَكُمْ بَيْنَ حَمِيمٍ خَاصٍّ لَمْ يَنْفَعْ وَ قَرِيبٍ مَحْزُونٍ لَمْ يَمْنَعْ وَ آخَرَ شَامِتٍ لَمْ يَجْزَعْ
پس ممکن است ناگهان مرگ بر شما هجوم آورد، و گفتگوهایتان را خاموش، و جمعیّت شما را پراکنده، و نشانه هاى شما را نابود، و خانه هاى شما را خالى، و میراث خواران شما را بر انگیزد تا ارث شما را تقسیم کنند، آنان یا دوستان نزدیکند که به هنگام مرگ نفعى نمى رسانند، یا نزدیکان غم زده اى که نمى توانند جلوى مرگ را بگیرند، یا سرزنش کنندگانى که گریه و زارى نمى کنند.
107
فضل الجد
سفارش به نیکوکارى
108
فَعَلَيْكُمْ بِالْجَدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ التَّأَهُّبِ وَ الِاسْتِعْدَادِ وَ التَّزَوُّدِ فِي مَنْزِلِ الزَّادِ
بر شما باد به تلاش و کوشش، آمادگى و آماده شدن، و جمع آورى زاد و توشه آخرت و در دوران زندگى دنیا.
109
وَ لَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا كَمَا غَرَّتْ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ الْخَالِيَةِ الَّذِينَ احْتَلَبُوا دِرَّتَهَا وَ أَصَابُوا غِرَّتَهَا وَ أَفْنَوْا عِدَّتَهَا وَ أَخْلَقُوا جِدَّتَهَا
دنیا شما را مغرور نسازد، چنانکه گذشتگان شما و امّت هاى پیشین را در قرون سپرى شده مغرور ساخت. آنان که دنیا را دوشیدند، به غفلت زدگى در دنیا گرفتار آمدند، فرصت ها را از دست دادند، و تازه هاى آن را فرسوده ساختند،
110
وَ أَصْبَحَتْ مَسَاكِنُهُمْ أَجْدَاثاً وَ أَمْوَالُهُمْ مِيرَاثاً لَا يَعْرِفُونَ مَنْ أَتَاهُمْ وَ لَا يَحْفِلُونَ مَنْ بَكَاهُمْ وَ لَا يُجِيبُونَ مَنْ دَعَاهُمْ
سرانجام خانه هایشان گورستان، و سرمایه هایشان ارث این و آن گردید، آنان که نزدیکشان را نمى شناسند، و به گریه کنندگان خود توجّهى ندارند، و نه دعوتى را پاسخ مى گویند.
111
فَاحْذَرُوا الدُّنْيَا فَإِنَّهَا غَدَّارَةٌ غَرَّارَةٌ خَدُوعٌ مُعْطِيَةٌ مَنُوعٌ مُلْبِسَةٌ نَزُوعٌ لَا يَدُومُ رَخَاؤُهَا وَ لَا يَنْقَضِي عَنَاؤُهَا وَ لَا يَرْكُدُ بَلَاؤُهَا
مردم از دنیاى حرام بپرهیزید، که حیله گر و فریبنده و نیرنگ باز است، بخشنده اى باز پس گیرنده، و پوشنده اى برهنه کننده است، آسایش دنیا بى دوام، و سختى هایش بى پایان، و بلاهایش دائمى است.
112
و منها في صفة الزهاد
دنیا و زاهدان
113
كَانُوا قَوْماً مِنْ أَهْلِ الدُّنْيَا وَ لَيْسُوا مِنْ أَهْلِهَا فَكَانُوا فِيهَا كَمَنْ لَيْسَ مِنْهَا عَمِلُوا فِيهَا بِمَا يُبْصِرُونَ وَ بَادَرُوا فِيهَا مَا يَحْذَرُونَ
زاهدان گروهى از مردم دنیایند که دنیا پرست نمى باشند، پس در دنیا زندگى مى کنند امّا آلودگى دنیا پرستان را ندارند، در دنیا با آگاهى و بصیرت عمل مى کنند، و در ترک زشتى ها از همه پیشى مى گیرند،
114
تَقَلَّبُ أَبْدَانِهِمْ بَيْنَ ظَهْرَانَيْ أَهْلِ الْآخِرَةِ وَ يَرَوْنَ أَهْلَ الدُّنْيَا يُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسَادِهِمْ وَ هُمْ أَشَدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحْيَائِهِمْ
بدن هایشان به گونه اى در تلاش و حرکت است که گویا میان مردم آخرتند، اهل دنیا را مى نگرند که مرگ بدن ها را بزرگ مى شمارند، امّا آنها مرگ دل هاى زندگان را بزرگ تر مى دانند.