خطبه

پس از بیعت مردم مدینه با امام ع

خطبه شماره 16
1
خطبه 16 : پس از بيعت مردم مدينه با امام ع
None
2
و من كلام له (عليه السلام) لما بويع في المدينة و فيها يخبر الناس بعلمه بما تئول إليه أحوالهم و فيها يقسمهم إلى أقسام
(پس از بیعت مردم مدینه با امام علیه السّلام این اوّلین سخنرانى آن حضرت در سال 35 هجرى است)
3
ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ
آن چه مى گویم به عهده مى گیرم،
4
وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ
و خود به آن پاى بندم
5
إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ
کسى که عبرت ها براى او آشکار شود، و از عذاب آن پند گیرد، تقوا و خویشتن دارى او را از سقوط در شبهات نگه مى دارد.
6
أَلَا وَ إِنَّ بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عَادَتْ كَهَيْئَتِهَا يَوْمَ بَعَثَ اللَّهُ نَبِيَّهُ (صلى الله عليه وسلم)
آگاه باشید، تیره روزى ها و آزمایش ها، همانند زمان بعثت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بار دیگر به شما روى آورد.
7
وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً
سوگند به خدایى که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش مى شوید،
8
وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً
چون دانه اى که در غربال ریزند،
9
وَ لَتُسَاطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ
یا غذایى که در دیگ گذارند به هم خواهید ریخت، زیر و رو خواهید شد،
10
حَتَّى يَعُودَ أَسْفَلُكُمْ أَعْلَاكُمْ وَ أَعْلَاكُمْ أَسْفَلَكُمْ
تا آن که پایین به بالا، و بالا به پایین رود،
11
وَ لَيَسْبِقَنَّ سَابِقُونَ كَانُوا قَصَّرُوا وَ لَيُقَصِّرَنَّ سَبَّاقُونَ كَانُوا سَبَقُوا
آنان که سابقه اى در اسلام داشتند، و تاکنون منزوى بودند، بر سر کار مى آیند، و آنها که به ناحق، پیشى گرفتند، عقب زده خواهند شد.
12
وَ اللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَةً وَ لَا كَذَبْتُ كِذْبَةً
به خدا سوگند، کلمه اى از حق را نپوشاندم، هیچ گاه دروغى نگفته ام،
13
وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهَذَا الْمَقَامِ وَ هَذَا الْيَوْمِ
از روز نخست، به این مقام خلافت و چنین روزى خبر داده شدم.
14
أَلَا وَ إِنَّ الْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ
آگاه باشید همانا گناهان چون مرکب هاى بد رفتارند
15
حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي النَّارِ
که سواران خود (گناهکاران) را عنان رها شده در آتش دوزخ مى اندازند.
16
أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ
اما تقوا، چونان مرکب هاى فرمانبردارى هستند
17
حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا
که سواران خود را، عنان بر دست،
18
فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ
وارد بهشت جاویدان مى کنند.
19
حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِكُلٍّ أَهْلٌ
حقّ و باطل همیشه در پیکارند، و براى هر کدام طرفدارانى است،
20
فَلَئِنْ أَمِرَ الْبَاطِلُ لَقَدِيماً فَعَلَ
اگر باطل پیروز شود، جاى شگفتى نیست، از دیر باز چنین بوده،
21
وَ لَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّمَا وَ لَعَلَّ
و اگر طرفداران حق اندکند، چه بسا روزى فراوان گردند و پیروز شوند،
22
وَ لَقَلَّمَا أَدْبَرَ شَيْءٌ فَأَقْبَلَ
امّا کمتر اتّفاق مى افتد که چیز رفته باز گردد.
23
قال السيد الشريف و أقول إن في هذا الكلام الأدنى من مواقع الإحسان ما لا تبلغه مواقع الاستحسان
مى گویم: «کلمات امام علیه السّلام پیرامون حق و باطل، از سخنان نیکویى است که کلام کسى از سخن سرایان به آن نخواهد رسید،
24
و إن حظ العجب منه أكثر من حظ العجب به
و بیش از آن چه که ما در شگفت شویم، شگفتى، برابر آن فرو مانده است،
25
و فيه مع الحال التي وصفنا زوائد من الفصاحة لا يقوم بها لسان و لا يطلع فجها إنسان
در این کلمات امام علیه السّلام ریزه کاریهایى از فصاحت است که نه زبان قدرت شرح آن را دارد، و نه انسانى مى تواند از درّه هاى عمیق آن بگذرد،
26
و لا يعرف ما أقول إلا من ضرب في هذه الصناعة بحق
این اعتراف مرا کسانى که در فصاحت پیشگامند و با سابقه، درک مى کنند.»
27
و جرى فيها على عرق
و اندیشه‏اش به ریشه‏هاى آن نفوذ کرده باشد،
28
وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ
و در نمى‏یابند این گفتار را مگر دانشمندان.
29
و من هذه الخطبة و فيها يقسم الناس إلى ثلاثة أصناف
و از همین خطبه است: اقسام مردمان‏
30
شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَمَامَهُ
آن کس که بهشت و دوزخ را پیش روى خود دارد، در تلاش است.
31
سَاعٍ سَرِيعٌ نَجَا
برخى از مردم به سرعت به سوى حق پیش مى روند، که اهل نجاتند،
32
وَ طَالِبٌ بَطِيءٌ رَجَا
و بعضى به کندى مى روند و امیدوارند،
33
وَ مُقَصِّرٌ فِي النَّارِ هَوَى
و دیگرى کوتاهى مى کند و در آتش جهنّم گرفتار است.
34
الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ
چپ و راست گمراهى،
35
وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ
و راه میانه، جادّه مستقیم الهى است
36
عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ
که قرآن و آثار نبوّت، آن را سفارش مى کند،
37
وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ
و گذرگاه سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است
38
وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ
و سرانجام، بازگشت همه بدان سو مى باشد.
39
هَلَكَ مَنِ ادَّعَى
ادّعا کننده باطل نابود شد،
40
وَ خابَ مَنِ افْتَرى
و دروغگو زیان کرد،
41
مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ
هر کس با حق در افتاد هلاک گردید.
42
وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَهُ
نادانى انسان همین بس که قدر خویش نشناسد.
43
لَا يَهْلِكُ عَلَى التَّقْوَى سِنْخُ أَصْلٍ
آن چه بر أساس تقوا پایه گذارى شود، نابود نگردد.
44
وَ لَا يَظْمَأُ عَلَيْهَا زَرْعُ قَوْمٍ
کشتزارى که با تقوا آبیارى شود، تشنگى ندارد.
45
فَاسْتَتِرُوا فِي بُيُوتِكُمْ
مردم به خانه هاى خود روى آورید،
46
وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ
مسائل میان خود را اصلاح کنید،
47
وَ التَّوْبَةُ مِنْ وَرَائِكُمْ
توبه و بازگشت پس از زشتى ها میسّر است.
48
وَ لَا يَحْمَدْ حَامِدٌ إِلَّا رَبَّهُ
جز پروردگار خود، دیگرى را ستایش نکنید
49
وَ لَا يَلُمْ لَائِمٌ إِلَّا نَفْسَهُ
و جز خویشتن خویش دیگرى را سرزنش ننمایید.