خطبه

در مورد طلحه

خطبه شماره 174
1
خطبه 174: در مورد طلحه
None
2
و من كلام له (عليه السلام) في معنى طلحة بن عبيد الله
(در باره طلحه فرزند عبید اللّه در سال 36 هجرى که در آستانه جنگ جمل فرمود)
3
و قد قاله حين بلغه خروج طلحة و الزبير إلى البصرة لقتاله
در هنگامی که طلحه و زبیر به بصره خارج می شدند به جهت قتال
4
قَدْ كُنْتُ وَ مَا أُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ وَ لَا أُرَهَّبُ بِالضَّرْبِ وَ أَنَا عَلَى مَا قَدْ وَعَدَنِي رَبِّي مِنَ النَّصْرِ
تا بوده ام مرا از جنگ نترسانده، و از ضربت شمشیر نهراسانده اند، من به وعده پیروزى که پروردگارم داده است استوارم.
5
وَ اللَّهِ مَا اسْتَعْجَلَ مُتَجَرِّداً لِلطَّلَبِ بِدَمِ عُثْمَانَ إِلَّا خَوْفاً مِنْ أَنْ يُطَالَبَ بِدَمِهِ لِأَنَّهُ مَظِنَّتُهُ
به خدا سوگند، طلحة بن عبید الله، براى خونخواهى عثمان شورش نکرد، جز اینکه مى ترسید خون عثمان از او مطالبه شود، زیرا او خود متّهم به قتل عثمان است،
6
وَ لَمْ يَكُنْ فِي الْقَوْمِ أَحْرَصُ عَلَيْهِ مِنْهُ
که در میان مردم از او حریص تر بر قتل عثمان یافت نمى شد.
7
فَأَرَادَ أَنْ يُغَالِطَ بِمَا أَجْلَبَ فِيهِ لِيَلْتَبِسَ الْأَمْرُ وَ يَقَعَ الشَّكُّ.
براى اینکه مردم را دچار شک و تردید کند، دست به اینگونه ادّعاهاى دروغین زد.
8
وَ وَ اللَّهِ مَا صَنَعَ فِي أَمْرِ عُثْمَانَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ
سوگند به خدا، لازم بود طلحه، نسبت به عثمان یکى از سه راه حل را انجام مى داد که نداد:
9
لَئِنْ كَانَ ابْنُ عَفَّانَ ظَالِماً كَمَا كَانَ يَزْعُمُ لَقَدْ كَانَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُوَازِرَ قَاتِلِيهِ وَ أَنْ يُنَابِذَ نَاصِرِيهِ.
اگر پسر عفّان ستمکار بود چنانکه طلحه مى اندیشید، سزاوار بود با قاتلان عثمان همکارى مى کرد، و از یاران عثمان دورى مى گزید،
10
وَ لَئِنْ كَانَ مَظْلُوماً لَقَدْ كَانَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُنَهْنِهِينَ عَنْهُ وَ الْمُعَذِّرِينَ فِيهِ
یا اگر عثمان مظلوم بود مى بایست از کشته شدن او جلوگیرى مى کرد و نسبت به کارهاى عثمان عذرهاى موجّه و عموم پسندى را طرح مى کرد (تا خشم مردم فرو نشیند)
11
وَ لَئِنْ كَانَ فِي شَكٍّ مِنَ الْخَصْلَتَيْنِ لَقَدْ كَانَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَعْتَزِلَهُ وَ يَرْكُدَ جَانِباً وَ يَدَعَ النَّاسَ مَعَهُ
و اگر نسبت به امور عثمان شک و تردید داشت خوب بود که از مردم خشمگین کناره مى گرفت و به انزوا پناه برده و مردم را با عثمان وا مى گذاشت.
12
فَمَا فَعَلَ وَاحِدَةً مِنَ الثَّلَاثِ وَ جَاءَ بِأَمْرٍ لَمْ يُعْرَفْ بَابُهُ وَ لَمْ تَسْلَمْ مَعَاذِيرُهُ
امّا او هیچ کدام از سه راه حل را انجام نداد، و به کارى دست زد که دلیل روشنى براى انجام آن نداشت، و عذرهایى آورد که مردم پسند نیست.