خطبه

بیان فضائل قرآن

خطبه شماره 176
1
خطبه 176: بيان فضائل قرآن
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) و فيها يعظ و يبين فضل القرآن و ينهى عن البدعة
از خطبه‏هاى آن حضرت است در پند و اندرز و فضل قرآن و نهى از بدعت‏، (این سخنرانى را امام در روزهاى نخست خلافت خود در سال 35 هجرى در مدینه ایراد فرمود)
3
عظة الناس
نصیحت مردم
4
انْتَفِعُوا بِبَيَانِ اللَّهِ وَ اتَّعِظُوا بِمَوَاعِظِ اللَّهِ وَ اقْبَلُوا نَصِيحَةَ اللَّهِ
مردم از آنچه خداوند بیان داشته بهره گیرید، و از پند و اندرزهاى خدا پند پذیرید، و نصیحت هاى او را قبول کنید،
5
فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْذَرَ إِلَيْكُمْ بِالْجَلِيَّةِ وَ اتَّخَذَ عَلَيْكُمُ الْحُجَّةَ وَ بَيَّنَ لَكُمْ مَحَابَّهُ مِنَ الْأَعْمَالِ وَ مَكَارِهَهُ مِنْهَا لِتَتَّبِعُوا هَذِهِ وَ تَجْتَنِبُوا هَذِهِ
زیرا خداوند با دلیل هاى روشن، راه عذر را به روى شما بسته، و حجّت را بر شما تمام کرده است. و اعمالى که دوست دارد بیان فرموده، و از آنچه کراهت دارد معرّفى کرد، تا از خوبى ها پیروى و از بدى هاى دورى گزینید،
6
فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله) كَانَ يَقُولُ إِنَّ الْجَنَّةَ حُفَّتْ بِالْمَكَارِهِ وَ إِنَّ النَّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ
همانا رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم همواره مى فرمود: «گرداگرد بهشت را دشوارى ها (مکاره) و گرداگرد آتش جهنّم را هوس ها و شهوات گرفته است»
7
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَا مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ شَيْءٌ إِلَّا يَأْتِي فِي كُرْهٍ وَ مَا مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ شَيْءٌ إِلَّا يَأْتِي فِي شَهْوَةٍ
آگاه باشید چیزى از طاعت خدا نیست جز آن که با کراهت انجام مى گیرد، و چیزى از معصیت خدا نیست جز اینکه با میل و رغبت عمل مى شود.
8
فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً نَزَعَ عَنْ شَهْوَتِهِ وَ قَمَعَ هَوَى نَفْسِهِ
پس رحمت خداوند بر کسى که شهوات خود را مغلوب و هواى نفس را سرکوب کند،
9
فَإِنَّ هَذِهِ النَّفْسَ أَبْعَدُ شَيْءٍ مَنْزِعاً وَ إِنَّهَا لَا تَزَالُ تَنْزِعُ إِلَى مَعْصِيَةٍ فِي هَوًى
زیرا کار مشکل، باز داشتن نفس از شهوت بوده که پیوسته خواهان نافرمانى و معصیت است.
10
وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يُصْبِحُ وَ لَا يُمْسِي إِلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ
بندگان خدا بدانید که انسان با ایمان، شب را به روز، و روز را به شب نمى رساند جز آن که نفس خویش را متّهم مى داند،
11
فَلَا يَزَالُ زَارِياً عَلَيْهَا وَ مُسْتَزِيداً لَهَا
همواره نفس را سرزنش مى کند، و گناه کارش مى شمارد.
12
فَكُونُوا كَالسَّابِقِينَ قَبْلَكُمْ وَ الْمَاضِينَ أَمَامَكُمْ
پس در دنیا چونان پیشینیان صالح خود باشید، که در پیش روى شما در گذشتند
13
قَوَّضُوا مِنَ الدُّنْيَا تَقْوِيضَ الرَّاحِلِ
و همانند مسافران، خیمه خویش را از جا در آوردند
14
وَ طَوَوْهَا طَيَّ الْمَنَازِلِ
و به راه خود رفتند.
15
فضل القرآن
ویژگى هاى قرآن
16
وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لَا يَغُشُّ
آگاه باشید همانا این قرآن پند دهنده اى است که نمى فریبد،
17
وَ الْهَادِي الَّذِي لَا يُضِلُّ وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِي لَا يَكْذِبُ
و هدایت کننده اى است که گمراه نمى سازد، و سخنگویى است که هرگز دروغ نمى گوید.
18
وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَةٍ فِي هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى
کسى با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست، در هدایت او افزود و از کور دلى و گمراهى اش کاست.
19
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى
آگاه باشید کسى با داشتن قرآن، نیازى ندارد و بدون قرآن بى نیاز نخواهد بود.
20
فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكُمْ وَ اسْتَعِينُوا بِهِ عَلَى لَأْوَائِكُمْ
پس درمان خود را از قرآن بخواهید، و در سختى ها از قرآن یارى بطلبید،
21
فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفَاقُ وَ الْغَيُّ وَ الضَّلَالُ
که در قرآن درمان بزرگ ترین بیمارى ها یعنى کفر و نفاق و سرکشى و گمراهى است،
22
فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ وَ لَا تَسْأَلُوا بِهِ خَلْقَهُ
پس به وسیله قرآن خواسته هاى خود را از خدا بخواهید، و با دوستى قرآن به خدا روى آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزى نخواهید،
23
إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمِثْلِهِ
زیرا وسیله اى براى تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد.
24
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ قَائِلٌ مُصَدَّقٌ
آگاه باشید، که شفاعت قرآن پذیرفته، و سخنش تصدیق مى گردد،
25
وَ أَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شُفِّعَ فِيهِ
آن کس که در قیامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده مى شود،
26
وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ
و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است،
27
فَإِنَّهُ يُنَادِي مُنَادٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ كُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلًى فِي حَرْثِهِ وَ عَاقِبَةِ عَمَلِهِ غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ
در روز قیامت ندا دهنده اى بانگ مى زند که: «آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذرى است که کاشته و عملى است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن» پس شما در شمار عمل کنندگان به قرآن باشید، از قرآن پیروى کنید،
28
وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلَى رَبِّكُمْ وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلَى أَنْفُسِكُمْ
با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با قرآن اندرز دهید،
29
وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آرَاءَكُمْ وَ اسْتَغِشُّوا فِيهِ أَهْوَاءَكُمْ
و رأى و نظر خود را برابر قرآن متّهم کنید، و خواسته هاى خود را با قرآن نادرست بشمارید.
30
الحث على العمل
تشویق به اعمال نیکو
31
الْعَمَلَ الْعَمَلَ ثُمَّ النِّهَايَةَ النِّهَايَةَ وَ الِاسْتِقَامَةَ الِاسْتِقَامَةَ ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ وَ الْوَرَعَ الْوَرَعَ
عمل صالح عمل صالح سپس آینده نگرى آینده نگرى و استقامت استقامت آنگاه، بردبارى بردبارى و پرهیزکارى پرهیزکارى
32
إِنَّ لَكُمْ نِهَايَةً فَانْتَهُوا إِلَى نِهَايَتِكُمْ
براى هر کدام از شما عاقبت و پایان مهلتى تعیین شده، با نیکوکارى بدانجا برسید.
33
وَ إِنَّ لَكُمْ عَلَماً فَاهْتَدُوا بِعَلَمِكُمْ
همانا پرچم هدایتى براى شما بر افراشتند، با آن هدایت شوید،
34
وَ إِنَّ لِلْإِسْلَامِ غَايَةً فَانْتَهُوا إِلَى غَايَتِهِ
و براى اسلام نیز هدف و نتیجه اى است به آن دسترسى پیدا کنید،
35
وَ اخْرُجُوا إِلَى اللَّهِ بِمَا افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَقِّهِ وَ بَيَّنَ لَكُمْ مِنْ وَظَائِفِهِ
و با انجام واجبات، حقوق الهى را ادا کنید، که وظائف شما را آشکارا بیان کرده
36
أَنَا شَاهِدٌ لَكُمْ وَ حَجِيجٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنْكُمْ
و من گواه اعمال شما بوده و در روز قیامت از شما دفاع مى کنم و به سود شما گواهى مى دهم.
37
نصائح للناس
نصیحت مردم
38
أَلَا وَ إِنَّ الْقَدَرَ السَّابِقَ قَدْ وَقَعَ وَ الْقَضَاءَ الْمَاضِيَ قَدْ تَوَرَّدَ
آگاه باشید آنچه از پیش مقرّر شده بود، به وقوع پیوست، و خواسته هاى گذشته الهى انجام شد،
39
وَ إِنِّي مُتَكَلِّمٌ بِعِدَةِ اللَّهِ وَ حُجَّتِهِ
و همانا من با تکیه به وعده هاى الهى و براهین روشن او سخن مى گویم
40
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
که فرمود: «کسانى که گفتند پروردگار ما خداست، سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنها فرود مى آیند و مى گویند، نترسید و محزون نباشید که بشارت باد بر شما بهشتى که به شما وعده داده اند»
41
وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا اللَّهُ فَاسْتَقِيمُوا عَلَى كِتَابِهِ وَ عَلَى مِنْهَاجِ أَمْرِهِ وَ عَلَى الطَّرِيقَةِ الصَّالِحَةِ مِنْ عِبَادَتِهِ
و همانا شما گفتید: پروردگار ما خداست، پس در عمل به دستورات قرآن خدا، و در ادامه راهى که فرمان داد، و بر روش درست پرستش بندگان او، استقامت داشته باشید، و پایدار مانید،
42
ثُمَّ لَا تَمْرُقُوا مِنْهَا وَ لَا تَبْتَدِعُوا فِيهَا وَ لَا تُخَالِفُوا عَنْهَا
و از دستورات خدا سرپیچى نکنید، و در آن بدعت گزار مباشید، و از آن منحرف نگردید،
43
فَإِنَّ أَهْلَ الْمُرُوقِ مُنْقَطَعٌ بِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
زیرا خارج شوندگان از دستورات الهى در روز قیامت از رحمت خدا دورند.
44
ثُمَّ إِيَّاكُمْ وَ تَهْزِيعَ الْأَخْلَاقِ وَ تَصْرِيفَهَا
سپس مواظب باشید که اخلاق نیکو را در هم نکشید و به رفتار ناپسند مبدّل نسازید.
45
وَ اجْعَلُوا اللِّسَانَ وَاحِداً وَ لْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ
زبان و دل را هماهنگ کنید. مرد باید زبانش را حفظ کند، زیرا همانا این زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت مى اندازد.
46
وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً يَتَّقِي تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَهُ
به خدا سوگند، پرهیزکارى را ندیده ام که تقوا براى او سودمند باشد مگر آن که زبان خویش را حفظ کرده بود،
47
وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ
و همانا زبان مؤمن در پس قلب او،
48
وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِهِ
و قلب منافق از پس زبان اوست.
49
لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِي نَفْسِهِ فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ
زیرا مؤمن هر گاه بخواهد سخنى گوید، نخست مى اندیشد، اگر نیک بود اظهار مى دارد، و چنانچه ناپسند، پنهانش مى کند،
50
وَ إِنَّ الْمُنَافِقَ يَتَكَلَّمُ بِمَا أَتَى عَلَى لِسَانِهِ لَا يَدْرِي مَا ذَا لَهُ وَ مَا ذَا عَلَيْهِ
در حالى که منافق آنچه بر زبانش آمد مى گوید، و نمى داند چه به سود او، و چه حرفى بر ضرر اوست
51
وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله) لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ
و پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: «ایمان بنده اى استوار نگردد تا دل او استوار شود،
52
وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ
و دل استوار نشود تا زبان استوار گردد.»
53
فَمَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمْ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى وَ هُوَ نَقِيُّ الرَّاحَةِ مِنْ دِمَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ أَمْوَالِهِمْ سَلِيمُ اللِّسَانِ مِنْ أَعْرَاضِهِمْ فَلْيَفْعَلْ
پس هر کس از شما بتواند خدا را در حالى ملاقات کند که دستش از خون و اموال مسلمانان پاک، و زبانش از عرض و آبروى مردم سالم ماند، باید چنین کند.
54
تحريم البدع
پرهیز از بدعت ها
55
وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْتَحِلُّ الْعَامَ مَا اسْتَحَلَّ عَاماً أَوَّلَ
اى بندگان خدا آگاه باشید مؤمن کسى است که حلال خدا را هم اکنون حلال،
56
وَ يُحَرِّمُ الْعَامَ مَا حَرَّمَ عَاماً أَوَّلَ وَ أَنَّ مَا أَحْدَثَ النَّاسُ لَا يُحِلُّ لَكُمْ شَيْئاً مِمَّا حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَ لَكِنَّ الْحَلَالَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ وَ الْحَرَامَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ
و حرام خدا را هم اکنون حرام بشمارد، و آنچه را مردم با بدعت ها تغییر دادند، چیزى از حرام را حلال نمى کند، زیرا حلال همان است که خدا حلال کرده و حرام همان چیزى است که خدا حرام شمرده است.
57
فَقَدْ جَرَّبْتُمُ الْأُمُورَ وَ ضَرَّسْتُمُوهَا وَ وُعِظْتُمْ بِمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ وَ ضُرِبَتِ الْأَمْثَالُ لَكُمْ
پس شما در امور و حوادث روزگار تجربه آموختید، و از تاریخ گذشتگان پند گرفتید، مثل ها براى شما زده اند،
58
وَ دُعِيتُمْ إِلَى الْأَمْرِ الْوَاضِحِ فَلَا يَصَمُّ عَنْ ذَلِكَ إِلَّا أَصَمُّ وَ لَا يَعْمَى عَنْ ذَلِكَ إِلَّا أَعْمَى
و به امرى آشکار دعوت شده اید، جز ناشنوایان کسى ادّعاى نشنیدن حق را ندارد، و جز کوران و کور دلان کسى ادّعاى ندیدن واقعیّت ها نمى کند.
59
وَ مَنْ لَمْ يَنْفَعْهُ اللَّهُ بِالْبَلَاءِ وَ التَّجَارِبِ لَمْ يَنْتَفِعْ بِشَيْءٍ مِنَ الْعِظَةِ وَ أَتَاهُ التَّقْصِيرُ مِنْ أَمَامِهِ حَتَّى يَعْرِفَ مَا أَنْكَرَ وَ يُنْكِرَ مَا عَرَفَ
آن کس که از آزمایش ها و تجربه هاى خدا دادى سودى نبرد از هیچ پند و اندرزى سود نخواهد برد و کوته فکرى دامنگیر او خواهد شد تا آنجا که بد را خوب، و خوب را بد مى نگرد.
60
وَ إِنَّمَا النَّاسُ رَجُلَانِ مُتَّبِعٌ شِرْعَةً وَ مُبْتَدِعٌ بِدْعَةً لَيْسَ مَعَهُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ بُرْهَانُ سُنَّةٍ وَ لَا ضِيَاءُ حُجَّةٍ
و همانا مردم دو دسته اند، گروهى پیرو شریعت و دین، و برخى بدعت گزارند که از طرف خدا دلیلى از سنّت پیامبر، و نورى از براهین حق ندارند.
61
القرآن
ویژگى هاى قرآن
62
وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَعِظْ أَحَداً بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ
همانا خداوند سبحان کسى را به چیزى چون قرآن پند نداده است،
63
فَإِنَّهُ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ سَبَبُهُ الْأَمِينُ وَ فِيهِ رَبِيعُ الْقَلْبِ وَ يَنَابِيعُ الْعِلْمِ
که قرآن ریسمان استوار خدا، و وسیله ایمنى بخش است. در قرآن بهار دل، و چشمه هاى دانش است،
64
وَ مَا لِلْقَلْبِ جِلَاءٌ غَيْرُهُ
براى قلب جلایى جز قرآن نتوان یافت،
65
مَعَ أَنَّهُ قَدْ ذَهَبَ الْمُتَذَكِّرُونَ وَ بَقِيَ النَّاسُونَ أَوِ الْمُتَنَاسُونَ
بخصوص در جامعه اى که بیدار دلان در گذشته و غافلان و تغافل کنندگان حضور دارند.
66
فَإِذَا رَأَيْتُمْ خَيْراً فَأَعِينُوا عَلَيْهِ وَ إِذَا رَأَيْتُمْ شَرّاً فَاذْهَبُوا عَنْهُ
پس هر جا که نیکى دیدید یارى کنید، و هر گاه چیز بد و ناروایى مشاهده کردید دورى گزینید،
67
فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله) كَانَ يَقُولُ يَا ابْنَ آدَمَ اعْمَلِ الْخَيْرَ وَ دَعِ الشَّرَّ فَإِذَا أَنْتَ جَوَادٌ قَاصِدٌ
زیرا پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم همواره مى فرمود: «اى فرزند آدم، کار نیک را انجام ده، و کار بد را واگذار، اگر چنین کنى در راه راست الهى قرار خواهى داشت»
68
انواع الظلم
اقسام ظلم و ستم
69
أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَةٌ فَظُلْمٌ لَا يُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا يُتْرَكُ وَ ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا يُطْلَبُ
آگاه باشید که ظلم بر سه قسم است، ظلمى که نابخشودنى است، و ظلمى که بدون مجازات نمى ماند، و ظلمى که بخشودنى و جبران شدنى است،
70
فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
امّا ظلمى که نابخشودنى است، شرک به خداى سبحان است، که فرمود: «خداوند هیچ گاه از شرک به خود، در نمى گذرد»
71
وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ
و امّا ظلمى که بخشودنى است، ستمى است که بنده با گناهان بر خویشتن روا داشته است،
72
وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً
و ظلمى که بدون مجازات نیست، ستمگرى بعضى از بندگان بر بعض دیگر است
73
الْقِصَاصُ هُنَاكَ شَدِيدٌ لَيْسَ هُوَ جَرْحاً بِاْلمُدَى وَ لَا ضَرْباً بِالسِّيَاطِ وَ لَكِنَّهُ مَا يُسْتَصْغَرُ ذَلِكَ مَعَهُ
که قصاص در آنجا سخت است، مجروح کردن با کارد، یا تازیانه زدن نیست بلکه اینها در برابرش کوچک است
74
فَإِيَّاكُمْ وَ التَّلَوُّنَ فِي دِينِ اللَّهِ فَإِنَّ جَمَاعَةً فِيمَا تَكْرَهُونَ مِنَ الْحَقِّ خَيْرٌ مِنْ فُرْقَةٍ فِيمَا تُحِبُّونَ مِنَ الْبَاطِلِ
پس مبادا در دین دو رویى ورزید، که همبستگى و وحدت در راه حق «گر چه کراهت داشته باشید» از پراکندگى در راه باطل «گرچه مورد علاقه شما باشد» بهتر است
75
وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَى وَ لَا مِمَّنْ بَقِيَ
زیرا خداوند سبحان نه به گذشتگان و نه آیندگان، چیزى را با تفرقه عطا نفرموده است.
76
لزوم الطاعة
ضرورت خود سازى
77
يَا أَيُّهَا النَّاسُ طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ
اى مردم خوشا به حال کسى که عیب شناسى نفس، او را از عیب جویى دیگران باز دارد،
78
وَ طُوبَى لِمَنْ لَزِمَ بَيْتَهُ وَ أَكَلَ قُوتَهُ وَ اشْتَغَلَ بِطَاعَةِ رَبِّهِ
و خوشا به حال کسى که به خانه و خانواده خود پردازد، و غذاى حلال خود را بخورد، و به اطاعت پروردگار مشغول باشد،
79
وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ فَكَانَ مِنْ نَفْسِهِ فِي شُغُلٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ
و بر خطاهاى خویش بگرید، و همواره به خویشتن خویش مشغول باشد و مردم از او در امان باشند.