خطبه
تقوا و شهادت
خطبه شماره 178
1
خطبه 178: تقوا و شهادت
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) في الشهادة و التقوى.
از خطبههاى آن حضرت است در مورد شهادت و تقوی، (گفته اند این خطبه را پس از اعلام نظر داوران حکمیّت در «دومة الجندل» ایراد فرموده است)
3
و قيل إنه خطبها بعد مقتل عثمان في أول خلافته
و گفته شده این خطبه در اوایل خلافت و بعد از قتل عثمان بیان شده است
4
اللّه و رسوله
خدا و رسولش ص
5
لَا يَشْغَلُهُ شَأْنٌ وَ لَا يُغَيِّرُهُ زَمَانٌ وَ لَا يَحْوِيهِ مَكَانٌ
هیچ کارى خدا را از کار دیگر باز نمى دارد، و گذشت زمان در او دگرگونى ایجاد نمى کند، و مکانى او را در بر نمى گیرد،
6
وَ لَا يَصِفُهُ لِسَانٌ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ عَدَدُ قَطْرِ الْمَاءِ وَ لَا نُجُومِ السَّمَاءِ وَ لَا سَوَافِي الرِّيحِ فِي الْهَوَاءِ وَ لَا دَبِيبُ النَّمْلِ عَلَى الصَّفَا وَ لَا مَقِيلُ الذَّرِّ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ
هیچ زبانى قدرت وصف او را ندارد، و چیزى از خدا مخفى و پنهان نیست. نه تعداد قطرات فراوان آب ها، و نه ستارگان انبوه آسمان، و نه ذرّات خاک همراه با گرد بادها در هوا، و نه حرکات مورچگان بر سنگ هاى سخت، و نه استراحتگاه مورچگان ریز در شب هاى تار.
7
يَعْلَمُ مَسَاقِطَ الْأَوْرَاقِ وَ خَفِيَّ طَرْفِ الْأَحْدَاقِ
خدا از مکان ریزش برگ درختان، و حرکات مخفیانه، چشم ها آگاه است.
8
وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ غَيْرَ مَعْدُولٍ بِهِ وَ لَا مَشْكُوكٍ فِيهِ وَ لَا مَكْفُورٍ دِينُهُ وَ لَا مَجْحُودٍ تَكْوِينُهُ
و شهادت مى دهم که جز اللّه، خدایى نیست، همتایى نداشته و شک و تردیدى در او راه ندارد. دین او را انکار نمى کنم و به آفریدگارى او اعتقاد دارم
9
شَهَادَةَ مَنْ صَدَقَتْ نِيَّتُهُ وَ صَفَتْ دِخْلَتُهُ وَ خَلَصَ يَقِينُهُ وَ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ
شهادت کسى که نیّت او راست، درون او پاک، یقین او خالص، و میزان عمل او گران سنگ است
10
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الَمْجُتْبَىَ مِنْ خَلَائِقِهِ وَ الْمُعْتَامُ لِشَرْحِ حَقَائِقِهِ
و شهادت مى دهم که محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده و برگزیده او از میان انسان هاست. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم براى تشریح حقائق آیین الهى انتخاب،
11
وَ الْمُخْتَصُّ بِعَقَائِلِ كَرَامَاتِهِ وَ الْمُصْطَفَى لِكَرَائِمِ رِسَالَاتِهِ
و به ارزش هاى ویژه اخلاقى گرامى داشته شد. او را براى رساندن رسالت هاى کریمانه اش برگزید،
12
وَ الْمُوَضَّحَةُ بِهِ أَشْرَاطُ الْهُدَى وَ الْمَجْلُوُّ بِهِ غِرْبِيبُ الْعَمَى
نشانه هاى هدایت به وسیله او آشکار، و تاریکى هاى جهل و گمراهى با نور هدایت او از میان رفت.
13
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الدُّنْيَا تَغُرُّ الْمُؤَمِّلَ لَهَا وَ الْمُخْلِدَ إِلَيْهَا وَ لَا تَنْفَسُ بِمَنْ نَافَسَ فِيهَا وَ تَغْلِبُ مَنْ غَلَبَ عَلَيْهَا
اى مردم دنیا آرزومندان و خواهان خود را فریب مى دهد، براى شیفتگان خود ارزشى قائل نیست، و آن کس را که بر دنیا پیروز شود مغلوب گرداند.
14
وَ ايْمُ اللَّهِ مَا كَانَ قَوْمٌ قَطُّ فِي غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيْشٍ فَزَالَ عَنْهُمْ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا
به خدا سوگند هرگز ملّتى از ناز و نعمت زندگى گرفته نشدند مگر به کیفر گناهانى که انجام داده اند،
15
لِ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
زیرا خداوند بر بندگان خود ستم روا نمى دارد،
16
وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ
اگر مردم به هنگام نزول بلاها، و گرفته شدن نعمت ها، با درستى نیّت در پیشگاه خدا زارى کنند، و با قلب هاى پر از محبّت از خداوند درخواست عفو نمایند، آنچه از دستشان رفته باز خواهد گشت، و هر گونه فسادى اصلاح خواهد شد.
17
وَ إِنِّي لَأَخْشَى عَلَيْكُمْ أَنْ تَكُونُوا فِي فَتْرَةٍ
من بر شما ترسناکم که در جهالت و غرور فرو رفته باشید،
18
وَ قَدْ كَانَتْ أُمُورٌ مَضَتْ مِلْتُمْ فِيهَا مَيْلَةً كُنْتُمْ فِيهَا عِنْدِي غَيْرَ مَحْمُودِينَ
چه اینکه در گذشته به سویى کشیده شدید که قابل ستایش نبود.
19
وَ لَئِنْ رُدَّ عَلَيْكُمْ أَمْرُكُمْ إِنَّكُمْ لَسُعَدَاءُ
امّا اگر در زندگانى خود اصلاحاتى پدید آورید، سعادتمند خواهید شد،
20
وَ مَا عَلَيَّ إِلَّا الْجُهْدُ
وظیفه من جز تلاش و کوشش در اصلاح امور شما نیست،
21
وَ لَوْ أَشَاءُ أَنْ أَقُولَ لَقُلْتُ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ
اگر مى خواستم، بى مهره هاى شما را باز گو مى کردم. خدا آنچه را گذشت ببخشاید.