خطبه
در مورد اشعث
خطبه شماره 19
1
خطبه 19 : در مورد اشعث
None
2
و من كلام له (عليه السلام) قاله للأشعث بن قيس و هو على منبر الكوفة يخطب، فمضى في بعض كلامه شيء اعترضه الأشعث فيه،
(امام در مسجد کوفه در سال 38 هجرى سخنرانى مى کرد، اشعث بن قیس به یکى از مطالب آن اعتراض کرد
3
فقال يا أمير المؤمنين، هذه عليك لا لك،
و گفت این سخن به زیان شما، نه به سود تو است،
4
فخفض (عليه السلام) إليه بصره ثم قال:
امام نگاه خود را به او دوخت و فرمود)
5
مَا يُدْرِيكَ مَا عَلَيَّ مِمَّا لِي
چه کسى تو را آگاهاند که چه چیزى به سود، یا زیان من است
6
عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِينَ
لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد
7
حَائِكٌ ابْنُ حَائِكٍ
اى متکبّر متکبّر زاده،
8
مُنَافِقٌ ابْنُ كَافِرٍ
منافق پسر کافر
9
وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً وَ الْإِسْلَامُ أُخْرَى
سوگند به خدا، تو یک بار در زمان کفر و بار دیگر در حکومت اسلام، اسیر شدى،
10
فَمَا فَدَاكَ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مَالُكَ وَ لَا حَسَبُكَ
و مال و خویشاوندى تو، هر دو بار نتوانست به فریادت برسد.
11
وَ إِنَّ امْرَأً دَلَّ عَلَى قَوْمِهِ السَّيْفَ
آن کس که خویشان خود را به دم شمشیر سپارد،
12
وَ سَاقَ إِلَيْهِمُ الْحَتْفَ
و مرگ و نابودى را به سوى آنها کشاند،
13
لَحَرِيٌّ أَنْ يَمْقُتَهُ الْأَقْرَبُ
سزاوار است که بستگان او بر وى خشم گیرند
14
وَ لَا يَأْمَنَهُ الْأَبْعَدُ
و بیگانگان به او اطمینان نداشته باشند.
15
قال السيد الشريف يريد (عليه السلام) أنه أسر في الكفر مرة و في الإسلام مرة.
مى گویم: (منظور امام علیه السّلام این است که اشعث ابن قیس یک بار وقتى که کافر بود اسیر شد و بار دیگر آنگاه که مسلمان شد
16
و أما قوله دل على قومه السيف
و شمشیرها را به سوى قبیله اش راهنمایى کرد،
17
فأراد به حديثا كان للأشعث مع خالد بن الوليد باليمامة غر فيه قومه و مكر بهم حتى أوقع بهم خالد
مربوط به جریانى است که اشعث قبیله خود را فریب داد تا خالد بن ولید، آنها را غافلگیر کند و از دم شمشیر بگذراند
18
و كان قومه بعد ذلك يسمونه عرف النار
که پس از آن خیانت او را با لقب «عرف النّار» (چیزى که آتش را بپوشاند) ، مى نامیدند
19
و هو اسم للغادر عندهم
و این لقبى بود که به نیرنگ باز مى دادند.)