خطبه

شناساندن ناکثین «اصحاب جمل»

خطبه شماره 22
1
خطبه 22: شناساندن ناكثين «اصحاب جمل» 📝
2
و من خطبة له (عليه السلام) حين بلغه خبر الناكثين ببيعته و فيها يذم عملهم و يلزمهم دم عثمان و يتهددهم بالحرب 📝
(در سال 36 هجرى پس از بازگشت فرستادگان امام علیه السّلام از جانب طلحه و زبیر، در سرزمین «ذى قار» این سخنرانى را ایراد کرد)
3
ذم الناكثين 📝
نکوهش ناکثین
4
أَلَا وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ ذَمَّرَ حِزْبَهُ 📝
آگاه باشید، که همانا شیطان حزب و یارانش را بسیج کرده
5
وَ اسْتَجْلَبَ جَلَبَهُ 📝
و سپاه خود را از هر سو فراهم آورده است،
6
لِيَعُودَ الْجَوْرُ إِلَى أَوْطَانِهِ 📝
تا بار دیگر ستم را به جاى خود نشاند
7
وَ يَرْجِعَ الْبَاطِلُ إِلَى نِصَابِهِ 📝
و باطل به جایگاه خویش پایدار شود.
8
وَ اللَّهِ مَا أَنْكَرُوا عَلَيَّ مُنْكَراً 📝
سوگند به خدا ناکثین هیچ گناهى از من سراغ ندارند،
9
وَ لَا جَعَلُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ نَصِفاً 📝
و انصاف را بین من و خودشان رعایت نکردند
10
دم عثمان 📝
در مورد خون عثمان
11
وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ 📝
آنها حقّى را مى طلبند که خود ترک کردند،
12
وَ دَماً هُمْ سَفَكُوهُ 📝
و انتقام خونى را مى خواهند که خود ریختند
13
فَلَئِنْ كُنْتُ شَرِيكَهُمْ فِيهِ فَإِنَّ لَهُمْ لَنَصِيبَهُمْ مِنْهُ 📝
اگر شریک آنها بودم، پس آنها نیز در این خونریزى سهم دارند،
14
وَ لَئِنْ كَانُوا وَلُوهُ دُونِي فَمَا التَّبِعَةُ إِلَّا عِنْدَهُمْ 📝
و اگر تنها خودشان خون عثمان را ریختند پس کیفر مخصوص آنهاست
15
وَ إِنَّ أَعْظَمَ حُجَّتِهِمْ لَعَلَى أَنْفُسِهِمْ 📝
مهم ترین دلیل آنها به زیان خودشان است.
16
يَرْتَضِعُونَ أُمّاً قَدْ فَطَمَتْ 📝
مى خواهند از پستان مادرى شیر بدوشند که خشکیده،
17
وَ يُحْيُونَ بِدْعَةً قَدْ أُمِيتَتْ 📝
بدعتى را زنده مى کنند که مدّت ها است مرده،
18
يَا خَيْبَةَ الدَّاعِي 📝
آه چه دعوت کننده زیانکارى!
19
مَنْ دَعَا 📝
و چه دعوت کننده اى
20
وَ إِلَامَ أُجِيبَ 📝
و چه اجابت کنندگانى
21
وَ إِنِّي لَرَاضٍ بِحُجَّةِ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَ عِلْمِهِ فِيهِمْ 📝
همانا من به کتاب خدا و فرمانش در باره ناکثین خشنودم.
22
التهديد بالحرب 📝
تهدید به جنگ
23
فَإِنْ أَبَوْا أَعْطَيْتُهُمْ حَدَّ السَّيْفِ 📝
امّا اگر از آن سرباز زدند با شمشیر تیز پاسخ آنها را خواهم داد،
24
وَ كَفَى بِهِ شَافِياً مِنَ الْبَاطِلِ وَ نَاصِراً لِلْحَقِّ 📝
که براى درمان باطل و یارى دادن حق کافى است.
25
وَ مِنَ الْعَجَبِ بَعْثُهُمْ إِلَيَّ أَنْ أَبْرُزَ لِلطِّعَانِ 📝
شگفتا از من خواستند به میدان نبرد آیم و برابر نیزه هاى آنان قرار گیرم
26
وَ أَنْ أَصْبِرَ لِلْجِلَادِ 📝
و ضربت هاى شمشیر آنها را تحمّل کنم
27
هَبِلَتْهُمُ الْهَبُولُ 📝
گریه کنندگان بر آنها بگریند
28
لَقَدْ كُنْتُ وَ مَا أُهَدَّدُ بِالْحَرْبِ 📝
تا کنون کسى مرا از جنگ نترسانده
29
وَ لَا أُرْهَبُ بِالضَّرْبِ 📝
و از ضربت شمشیر نهراسانده است،
30
وَ إِنِّي لَعَلَى يَقِينٍ مِنْ رَبِّي 📝
من به پروردگار خویش یقین داشته
31
وَ غَيْرِ شُبْهَةٍ مِنْ دِينِي 📝
و در دین خود شک و تردیدى ندارم.