خطبه
توصیف روز بیعت
خطبه شماره 229
1
خطبه 229: توصيف روز بيعت
None
2
و من كلام له (عليه السلام) في وصف بيعته بالخلافة قال الشريف و قد تقدم مثله بألفاظ مختلفة.
(وصف روز بیعت مردم با امام علیه السّلام که شبیه این خطبه در عبارات گذشته آمد)
3
وَ بَسَطْتُمْ يَدِي فَكَفَفْتُهَا وَ مَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا ثُمَّ تَدَاكَكْتُمْ عَلَيَّ تَدَاكَّ الْإِبِلِ الْهِيمِ عَلَى حِيَاضِهَا يَوْمَ وِرْدِهَا
دست مرا براى بیعت مى گشودید و من مى بستم، شما آن را به سوى خود مى کشیدید و من آن را مى گرفتم سپس چونان شتران تشنه که به طرف آبشخور هجوم مى آورند بر من هجوم آوردید،
4
حَتَّى انْقَطَعَتِ النَّعْلُ وَ سَقَطَ الرِّدَاءُ وَ وُطِئَ الضَّعِيفُ وَ بَلَغَ مِنْ سُرُورِ النَّاسِ بِبَيْعَتِهِمْ إِيَّايَ أَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغِيرُ وَ هَدَجَ إِلَيْهَا الْكَبِيرُ وَ تَحَامَلَ نَحْوَهَا الْعَلِيلُ وَ حَسَرَتْ إِلَيْهَا الْكِعَابُ
تا آن که بند کفشم پاره شد، و عبا از دوشم افتاد، و افراد ناتوان پایمال گردیدند. آنچنان مردم در بیعت با من خشنود بودند که خردسالان شادمان، و پیران براى بیعت کردن، لرزان به راه افتادند، و بیماران بر دوش خویشان سوار، و دختران جوان بى نقاب به صحنه آمدند.