نامه

نکوهش یک کارگزار

نامه شماره 40
1
نامه 40 : نكوهش يك كارگزار
None
2
و من كتاب له (عليه السلام) إلى بعض عماله
(نامه به یکى از فرمانداران در سال 40 هجرى)
3
أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْكَ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ وَ أَخْزَيْتَ أَمَانَتَكَ
پس از یاد خدا و درود، از تو خبرى رسیده است که اگر چنان کرده باشى، پروردگار خود را به خشم آورده، و امام خود را نا فرمانى، و در امانت خود خیانت کرده اى.
4
بَلَغَنِي أَنَّكَ جَرَّدْتَ الْأَرْضَ فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَيْكَ وَ أَكَلْتَ مَا تَحْتَ يَدَيْكَ فَارْفَعْ إِلَيَّ حِسَابَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ حِسَابَ اللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ حِسَابِ النَّاسِ وَ السَّلَامُ
به من خبر رسیده که کشت زمینها را بر داشته، و آنچه را که مى توانستى گرفته، و آنچه در اختیار داشتى به خیانت خورده اى، پس هر چه زودتر حساب اموال را براى من بفرست و بدان که حسابرسى خداوند از حسابرسى مردم سخت تر است. با درود.