نامه
اندرز دادن دشمن
نامه شماره 48
1
نامه 48 : اندرز دادن دشمن
None
2
و من كتاب له (عليه السلام) إلى معاوية
(نامه به معاویه در ماه صفر سال 38 هجرى در صفّین)
3
فَإِنَّ الْبَغْيَ وَ الزُّورَ يُوتِغَانِ الْمَرْءَ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ وَ يُبْدِيَانِ خَلَلَهُ عِنْدَ مَنْ يَعِيبُهُ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّكَ غَيْرُ مُدْرِكٍ مَا قُضِيَ فَوَاتُهُ وَ قَدْ رَامَ أَقْوَامٌ أَمْراً بِغَيْرِ الْحَقِّ فَتَأَلَّوْا عَلَى اللَّهِ فَأَكْذَبَهُمْ
همانا ستمگرى و دروغ پردازى، انسان را در دین و دنیا رسوا مى کند، و عیب او را نزد عیب جویان آشکار مى سازد، و تو مى دانى آنچه که از دست رفت باز نمى گردد. گروهى باطل طلبیدند، و خواستند با تفسیر دروغین، حکم خدا را دگرگون سازند، و خدا آنان را دروغگو خواند.
4
فَاحْذَرْ يَوْماً يَغْتَبِطُ فِيهِ مَنْ أَحْمَدَ عَاقِبَةَ عَمَلِهِ وَ يَنْدَمُ مَنْ أَمْكَنَ الشَّيْطَانَ مِنْ قِيَادِهِ فَلَمْ يُجَاذِبْهُ
معاویه، از روزى بترس که صاحبان کارهاى پسندیده خوشحالند، و تأسف مى خوردند که چرا عملشان اندک است، آن روز کسانى که مهار خویش در دست شیطان دادند سخت پشیمانند.
5
وَ قَدْ دَعَوْتَنَا إِلَى حُكْمِ الْقُرْآنِ وَ لَسْتَ مِنْ أَهْلِهِ وَ لَسْنَا إِيَّاكَ أَجَبْنَا وَ لَكِنَّا أَجَبْنَا الْقُرْآنَ فِي حُكْمِهِ وَ السَّلَامُ
تو ما را به داورى قرآن خواندى، در حالى که خود اهل قرآن نیستى، و ما هم پاسخ مثبت به تو ندادیم، بلکه داورى قرآن را گردن نهادیم. با درود.