نامه
هشدار به معاویه از دنیا پرستى
نامه شماره 49
1
نامه 49 : هشدار به معاويه از دنيا پرستى
None
2
و من كتاب له (عليه السلام) إلى معاوية أيضا
(نامه دیگرى به معاویه)
3
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الدُّنْيَا مَشْغَلَةٌ عَنْ غَيْرِهَا وَ لَمْ يُصِبْ صَاحِبُهَا مِنْهَا شَيْئاً إِلَّا فَتَحَتْ لَهُ حِرْصاً عَلَيْهَا وَ لَهَجاً بِهَا وَ لَنْ يَسْتَغْنِيَ صَاحِبُهَا بِمَا نَالَ فِيهَا عَمَّا لَمْ يَبْلُغْهُ مِنْهَا وَ مِنْ وَرَاءِ ذَلِكَ فِرَاقُ مَا جَمَعَ وَ نَقْضُ مَا أَبْرَمَ
پس از یاد خدا و درود، همانا دنیا انسان را به خود سرگرم و از دیگر چیزها باز مى دارد. دنیا پرستان چیزى از دنیا به دست نمى آوردند جز آن که درى از حرص به رویشان گشوده، و آتش عشق آنان تندتر مى گردد، کسى که به دنیاى حرام برسد از آنچه به دست آورده راضى و بى نیاز نمى شود، و در فکر آن است که به دست نیاورده، امّا سر انجام آن، جدا شدن از فراهم آورده ها، و به هم ریختن بافته شده هاست.
4
وَ لَوِ اعْتَبَرْتَ بِمَا مَضَى حَفِظْتَ مَا بَقِيَ وَ السَّلَامُ
اگر از آنچه گذشته عبرت گیرى، آنچه را که باقى مانده مى توانى حفظ کنى. با درود.