نامه
باز داشتن ابو موسى از فتنه انگیزى
نامه شماره 63
1
نامه 63 : باز داشتن ابو موسى از فتنه انگيزى
None
2
و من كتاب له (عليه السلام) إلى أبي موسى الأشعري و هو عامله على الكوفة، و قد بلغه عنه تثبيطه الناس عن الخروج إليه لما ندبهم لحرب أصحاب الجمل
(در آستانه جنگ جمل، در سال 36 هجرى به امام گزارش رسید که ابو موسى اشعرى، فرماندار کوفه مردم را براى پیوستن به امام باز مى دارد، امام این نامه را به او نوشت)
3
مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ قَيْسٍ
از بنده خدا على امیر مؤمنان به عبد اللّه بن قیس (ابو موسى اشعرى)
4
أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي عَنْكَ قَوْلٌ هُوَ لَكَ وَ عَلَيْكَ فَإِذَا قَدِمَ رَسُولِي عَلَيْكَ فَارْفَعْ ذَيْلَكَ وَ اشْدُدْ مِئْزَرَكَ وَ اخْرُجْ مِنْ جُحْرِكَ وَ انْدُبْ مَنْ مَعَكَ فَإِنْ حَقَّقْتَ فَانْفُذْ وَ إِنْ تَفَشَّلْتَ فَابْعُدْ
پس از ستایش پروردگار و درود سخنى از تو به من رسیده که هم به سود، و هم به زیان تو است، چون فرستاده من پیش تو آید. دامن همّت به کمر زن، کمرت را براى جنگ محکم ببند، و از سوراخ خود بیرون آى، و مردم را براى جنگ بسیج کن. اگر حق را در من دیدى بپذیر، و اگر دو دل ماندى کناره گیر.
5
وَ ايْمُ اللَّهِ لَتُؤْتَيَنَّ مِنْ حَيْثُ أَنْتَ وَ لَا تُتْرَكُ حَتَّى يُخْلَطَ زُبْدُكَ بِخَاثِرِكَ وَ ذَائِبُكَ بِجَامِدِكَ وَ حَتَّى تُعْجَلُ عَنْ قِعْدَتِكَ وَ تَحْذَرَ مِنْ أَمَامِكَ كَحَذَرِكَ مِنْ خَلْفِكَ
به خدا سوگند هر جا که باشى تو را بیاورند و به حال خویش رها نکنند، تا گوشت و استخوان و تر و خشکت در هم ریزد، و در کنار زدنت از حکومت شتاب کنند، چنانکه از پیش روى خود همانگونه بترسى که از پشت سرت هراسناکى
6
وَ مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى الَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا الدَّاهِيَةُ الْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا
حوادث جارى کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر مى کنى، بلکه حادثه بسیار بزرگى است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختى هاى آن را هموار کرد، و پیمودن راه هاى سخت و کوهستانى آن را آسان کرد،
7
فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ امْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لَا فِي نَجَاةٍ فَبِالْحَرِيِّ لَتُكْفَيَنَّ وَ أَنْتَ نَائِمٌ حَتَّى لَا يُقَالَ أَيْنَ فُلَانٌ
پس فکرت را به کار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهره ات را بردار، اگر همراهى با ما را خوش ندارى کناره گیر، بى آن که مورد ستایش قرار گیرى یا رستگار شوى، که سزاوار است تو در خواب باشى و دیگران مسئولیّت هاى تو را بر آورند، و از تو نپرسند که کجا هستى و به کجا رفته اى
8
وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مَعَ مُحِقٍّ وَ مَا أُبَالِي مَا صَنَعَ الْمُلْحِدُونَ وَ السَّلَامُ
به خدا سوگند این راه حق است و به دست مرد حق انجام مى گیرد، و باکى ندارم که خدا نشناسان چه مى کنند با درود.