نامه
روش برخورد با پدیده فرار
نامه شماره 70
1
نامه 70 : روش برخورد با پديده فرار
None
2
و من كتاب له (عليه السلام) إلى سهل بن حنيف الأنصاري و هو عامله على المدينة في معنى قوم من أهلها لحقوا بمعاوية
(نامه به سهل بن حنیف انصارى فرماندار مدینه، در سال 37 هجرى آنگاه که گروهى از مدینه گریخته به معاویه پیوستند)
3
أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي أَنَّ رِجَالًا مِمَّنْ قِبَلَكَ يَتَسَلَّلُونَ إِلَى مُعَاوِيَةَ فَلَا تَأْسَفْ عَلَى مَا يَفُوتُكَ مِنْ عَدَدِهِمْ وَ يَذْهَبُ عَنْكَ مِنْ مَدَدِهِمْ فَكَفَى لَهُمْ غَيّاً وَ لَكَ مِنْهُمْ شَافِياً فِرَارُهُمْ مِنَ الْهُدَى وَ الْحَقِّ وَ إِيضَاعُهُمْ إِلَى الْعَمَى وَ الْجَهْلِ
پس از یاد خدا و درود، به من خبر رسیده که گروهى از مردم مدینه به سوى معاویه گریختند، مبادا براى از دست دادن آنان، و قطع شدن کمک و یاریشان افسوس بخورى که این فرار براى گمراهى شان، و نجات تو از رنج آنان کافى است، آنان از حق و هدایت گریختند، و به سوى کور دلى و جهالت شتافتند.
4
فَإِنَّمَا هُمْ أَهْلُ دُنْيَا مُقْبِلُونَ عَلَيْهَا وَ مُهْطِعُونَ إِلَيْهَا وَ قَدْ عَرَفُوا الْعَدْلَ وَ رَأَوْهُ وَ سَمِعُوهُ وَ وَعَوْهُ وَ عَلِمُوا أَنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا فِي الْحَقِّ أُسْوَةٌ فَهَرَبُوا إِلَى الْأَثَرَةِ فَبُعْداً لَهُمْ وَ سُحْقاً
آنان دنیاپرستانى هستند که به آن روى آوردند، و شتابان در پى آن روانند. عدالت را شناختند و دیدند و شنیدند و به خاطر سپردند، و دانستند که همه مردم در نزد ما، در حق یکسانند، پس به سوى انحصار طلبى گریختند، دور باشند از رحمت حق، و لعنت بر آنان باد.
5
إِنَّهُمْ وَ اللَّهِ لَمْ يَنْفِرُوا مِنْ جَوْرٍ وَ لَمْ يَلْحَقُوا بِعَدْلٍ وَ إِنَّا لَنَطْمَعُ فِي هَذَا الْأَمْرِ أَنْ يُذَلِّلَ اللَّهُ لَنَا صَعْبَهُ وَ يُسَهِّلَ لَنَا حَزْنَهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ السَّلَامُ
سوگند به خدا آنان از ستم نگریختند، و به عدالت نپیوستند، همانا آرزومندیم تا در این جریان، خدا سختى ها را بر ما آسان، و مشکلات را هموار فرماید. ان شاء اللّه، با درود.