خطبه
اقسام مردم
خطبه شماره 32
1
خطبه 32 : اقسام مردم
None
2
و يقسم الناس فيه خمسة أصناف، ثم يزهد في الدنيا
(در سال 37 هجرى در مسجد کوفه در شناخت مردم و روزگاران پس از پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد کرد)
3
معنى جور الزمان
در شکایت از اهل زمان خود
4
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا قَدْ أَصْبَحْنَا فِي دَهْرٍ عَنُودٍ وَ زَمَنٍ كَنُودٍ
اى مردم، در روزگارى کینه توز، و پر از ناسپاسى و کفران نعمت ها، صبح کرده ایم،
5
يُعَدُّ فِيهِ الْمُحْسِنُ مُسِيئاً
که نیکوکار، بدکار به شمار مى آید،
6
وَ يَزْدَادُ الظَّالِمُ فِيهِ عُتُوّاً
و ستمگر بر تجاوز و سرکشى خود مى افزاید.
7
لَا نَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا
نه از آن چه مى دانیم بهره مى گیریم
8
وَ لَا نَسْأَلُ عَمَّا جَهِلْنَا
و نه از آن چه نمى دانیم، مى پرسیم،
9
وَ لَا نَتَخَوَّفُ قَارِعَةً حَتَّى تَحُلَّ بِنَا
و نه از حادثه مهمّى تا بر ما فرود نیاید، مى ترسیم
10
أصناف المسيئين
اقسام مردم
11
وَ النَّاسُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ
در این روزگاران، مردم چهار گروه اند:
12
مِنْهُمْ مَنْ لَا يَمْنَعُهُ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَهَانَةُ نَفْسِهِ وَ كَلَالَةُ حَدِّهِ وَ نَضِيضُ وَفْرِهِ
گروهى اگر دست به فساد نمى زنند، براى این است که، روحشان ناتوان، و شمشیرشان کند، و امکانات مالى، در اختیار ندارند.
13
وَ مِنْهُمْ الْمُصْلِتُ لِسَيْفِهِ وَ الْمُعْلِنُ بِشَرِّهِ وَ الْمُجْلِبُ بِخَيْلِهِ وَ رَجِلِهِ
گروه دیگر، آنان که شمشیر کشیده، و شرّ و فسادشان را آشکار کرده اند، لشکرهاى پیاده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده کشتار دیگرانند.
14
قَدْ أَشْرَطَ نَفْسَهُ وَ أَوْبَقَ دِينَهُ لِحُطَامٍ يَنْتَهِزُهُ أَوْ مِقْنَبٍ يَقُودُهُ أَوْ مِنْبَرٍ يَفْرَعُهُ
دین را براى به دست آوردن مال دنیا تباه کردند که یا رییس و فرمانده گروهى شوند، یا به منبرى فرا رفته، خطبه بخوانند.
15
وَ لَبِئْسَ الْمَتْجَرُ أَنْ تَرَى الدُّنْيَا لِنَفْسِكَ ثَمَناً
چه بد تجارتى، که دنیا را بهاى جان خود بدانى،
16
وَ مِمَّا لَكَ عِنْدَ اللَّهِ عِوَضاً
و با آنچه که در نزد خداست معاوضه نمایى.
17
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَطْلُبُ الدُّنْيَا بِعَمَلِ الْآخِرَةِ وَ لَا يَطْلُبُ الْآخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنْيَا
گروهى دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را مى طلبند، و با اعمال دنیا در پى کسب مقام هاى معنوى آخرت نیستند،
18
قَدْ طَامَنَ مِنْ شَخْصِهِ
خود را کوچک و متواضع جلوه مى دهند.
19
وَ قَارَبَ مِنْ خَطْوِهِ
گام ها را ریاکارانه و کوتاه بر مى دارند،
20
وَ شَمَّرَ مِنْ ثَوْبِهِ
دامن خود را جمع کرده،
21
وَ زَخْرَفَ مِنْ نَفْسِهِ لِلْأَمَانَةِ
خود را همانند مؤمنان واقعى مى آرایند،
22
وَ اتَّخَذَ سِتْرَ اللَّهِ ذَرِيعَةً إِلَى الْمَعْصِيَةِ
و پوشش الهى را وسیله نفاق و دو رویى و دنیا طلبى خود قرار مى دهند.
23
وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَ انْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ
و برخى دیگر، با پستى و ذلّت و فقدان امکانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند،
24
فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ
که خود را به زیور قناعت آراسته،
25
وَ تَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ
و لباس زاهدان را پوشیده اند.
26
وَ لَيْسَ مِنْ ذَلِكَ فِي مَرَاحٍ وَ لَا مَغْدًى
اینان هرگز، در هیچ زمانى از شب و روز، از زاهدان راستین نبوده اند.
27
الراغبون في اللّه
وصف مشتاقان خدا
28
وَ بَقِيَ رِجَالٌ غَضَّ أَبْصَارَهُمْ ذِكْرُ الْمَرْجِعِ
در این میان گروه اندکى باقى مانده اند که یاد قیامت، چشم هایشان را بر همه چیز فرو بسته،
29
وَ أَرَاقَ دُمُوعَهُمْ خَوْفُ الْمَحْشَرِ
و ترس رستاخیز، اشک هایشان را جارى ساخته است،
30
فَهُمْ بَيْنَ شَرِيدٍ نَادٍّ
برخى از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگى مى کنند،
31
وَ خَائِفٍ مَقْمُوعٍ
و برخى دیگر ترسان و سرکوب شده
32
وَ سَاكِتٍ مَكْعُومٍ
یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند،
33
وَ دَاعٍ مُخْلِصٍ
بعضى مخلصانه همچنان مردم را به سوى خدا دعوت مى کنند،
34
وَ ثَكْلَانَ مُوجَعٍ
و بعضى دیگر گریان و دردناکند
35
قَدْ أَخْمَلَتْهُمُ التَّقِيَّةُ
که تقیّه و خویشتن دارى، آنان را از چشم مردم انداخته است،
36
وَ شَمِلَتْهُمُ الذِّلَّةُ
و ناتوانى وجودشان را فرا گرفته
37
فَهُمْ فِي بَحْرٍ أُجَاجٍ
گویا در دریاى نمک فرو رفته اند،
38
أَفْوَاهُهُمْ ضَامِزَةٌ
دهن هایشان بسته،
39
وَ قُلُوبُهُمْ قَرِحَةٌ
و قلب هایشان مجروح است،
40
قَدْ وَعَظُوا حَتَّى مَلُّوا
آنقدر نصیحت کردند که خسته شدند،
41
وَ قُهِرُوا حَتَّى ذَلُّوا
از بس سرکوب شدند، ناتوانند
42
وَ قُتِلُوا حَتَّى قَلُّوا
و چندان که کشته دادند، انگشت شمارند.
43
التزهيد في الدنيا
روش برخورد با دنیا
44
فَلْتَكُنِ الدُّنْيَا فِي أَعْيُنِكُمْ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَةِ الْقَرَظِ وَ قُرَاضَةِ الْجَلَمِ
اى مردم باید دنیاى حرام در چشمانتان از پر کاه خشکیده، و تفاله هاى قیچى شده دام داران، بى ارزش تر باشد،
45
وَ اتَّعِظُوا بِمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ قَبْلَ أَنْ يَتَّعِظَ بِكُمْ مَنْ بَعْدَكُمْ
از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آن که آیندگان از شما پند گیرند،
46
وَ ارْفُضُوهَا ذَمِيمَةً
این دنیاى فاسد نکوهش شده را رها کنید،
47
فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ مَنْ كَانَ أَشْغَفَ بِهَا مِنْكُمْ
زیرا مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد.
48
قال الشريف رضي الله عنه أقول و هذه الخطبة ربما نسبها من لا علم له إلى معاوية
مى گویم: بعضى از نادانان این خطبه را به معاویه نسبت داده اند،
49
و هي من كلام أمير المؤمنين (عليه السلام) الذي لا يشك فيه
ولى بدون تردید این خطبه از سخنان امیر مؤمنان علیه السّلام است.
50
و أين الذهب من الرغام
«طلا کجا و خاک کجا
51
و أين العذب من الأجاج
آب گوارا و شیرین کجا و آب نمک کجا»
52
و قد دل على ذلك الدليل الخريت و نقده الناقد البصير عمرو بن بحر الجاحظ
دلیل بر این مطلب سخن «عمرو بن بحر، جاحظ» است که ماهر در ادب و نقّاد بصیر سخن مى باشد،
53
فإنه ذكر هذه الخطبة في كتاب البيان و التبيين
او این خطبه را در کتاب «البیان و التبیین» آورده
54
و ذكر من نسبها إلى معاوية
و گفته است: آن را به معاویه نسبت داده اند.
55
ثم تكلم من بعدها بكلام في معناها جملته أنه قال و هذا الكلام بكلام علي (عليه السلام) أشبه و بمذهبه في تصنيف الناس و في الإخبار عما هم عليه من القهر و الإذلال و من التقية و الخوف أليق
سپس اضافه کرده که این خطبه به سخن امام علیه السّلام و به روش او در تقسیم مردم شبیه تر است. و اوست که به بین حال مردم، از غلبه، ذلّت، تقیّه، و ترس واردتر است،
56
قال و متى وجدنا معاوية في حال من الأحوال يسلك في كلامه مسلك الزهاد و مذاهب العباد
سپس مى گوید: «تا کنون چه موقع دیده ایم که معاویه در یکى از سخنانش مسیر زهد پیش گیرد و راه و رسم بندگان خدا را انتخاب کند»