خطبه

بعد از ماجراى حکمیّت

خطبه شماره 35
1
خطبه 35 : بعد از ماجراى حكميّت 📝
2
و من خطبة له (عليه السلام) بعد التحكيم و ما بلغه من أمر الحكمين و فيها حمد اللّه على بلائه، ثم بيان سبب البلوى 📝
(پس از اطّلاع از ماجراى حکمیّت و نیرنگ عمرو عاص که ابو موسى را فریب داد، و طبق شروطى که براى حکمیّت قبول کردند عملى نشد امام این خطبه را در سال 38 هجرى ایراد کرد) .
3
الحمد على البلاء 📝
ضرورت ستایش پروردگار بر بلایا
4
الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ إِنْ أَتَى الدَّهْرُ بِالْخَطْبِ الْفَادِحِ وَ الْحَدَثِ الْجَلِيلِ 📝
خدا را سپاس هر چند که روزگار دشوارى هاى فراوان و حوادثى بزرگ پدید آورد.
5
وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَيْسَ مَعَهُ إِلَهٌ غَيْرُهُ 📝
شهادت مى دهم جز خداى یگانه و بى مانند خدایى نباشد و جز او معبودى نیست،
6
وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ (صلى الله عليه وآله) 📝
و گواهى مى دهم محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست.
7
سبب البلوى 📝
علت آشوب
8
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَعْصِيَةَ النَّاصِحِ الشَّفِيقِ الْعَالِمِ الْمُجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ وَ تُعْقِبُ النَّدَامَةَ 📝
پس از حمد و ستایش خدا، بدانید که نافرمانى از دستور نصیحت کننده مهربان دانا و با تجربه، مایه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشیمانى است.
9
وَ قَدْ كُنْتُ أَمَرْتُكُمْ فِي هَذِهِ الْحُكُومَةِ أَمْرِي 📝
من رأى و فرمان خود را نسبت به حکمیّت به شما گفتم،
10
وَ نَخَلْتُ لَكُمْ مَخْزُونَ رَأْيِي 📝
و نظر خالص خود را در اختیار شما گذاردم.
11
لَوْ كَانَ يُطَاعُ لِقَصِيرٍ أَمْرٌ 📝
(اى کاش که از قصیر پسر سعد اطاعت مى شد)
12
فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِبَاءَ الْمُخَالِفِينَ الْجُفَاةِ وَ الْمُنَابِذِينَ الْعُصَاةِ 📝
ولى شما همانند مخالفانى ستمکار، و پیمان شکنانى نافرمان، از پذیرش آن سرباز زدید،
13
حَتَّى ارْتَابَ النَّاصِحُ بِنُصْحِهِ 📝
تا آنجا که نصیحت کننده در پند دادن به تردید افتاد،
14
وَ ضَنَّ الزَّنْدُ بِقَدْحِهِ 📝
و از پند دادن خوددارى کرد،
15
فَكُنْتُ أَنَا وَ إِيَّاكُمْ كَمَا قَالَ أَخُو هَوَازِنَ 📝
داستان من و شما چنان است که برادر هوازنى سروده است:
16
أَمَرْتُكُمْ أَمْرِي بِمُنْعَرَجِ اللِّوَى فَلَمْ تَسْتَبِينُوا النُّصْحَ إِلَّا ضُحَى الْغَدِ 📝
«در سرزمین منعرج، دستور لازم را دادم امّا نپذیرفتند، که فردا سزاى سرکشى خود را چشیدند.»