خطبه
ضرورت حکومت
خطبه شماره 40
1
خطبه 40: ضرورت حكومت
None
2
و من كلام له (عليه السلام) في الخوارج لما سمع قولهم «لا حكم إلا لله»
(آنگاه که شعار خوارج را شنید که مى گویند، لا حکم الا للّه در سال 38 هجرى در مسجد کوفه فرمود)
3
قَالَ (عليه السلام) كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ
سخن حقّى است، که از آن اراده باطل شد
4
نَعَمْ إِنَّهُ لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ
آرى درست است، فرمانى جز فرمان خدا نیست،
5
وَ لَكِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ لَا إِمْرَةَ إِلَّا لِلَّهِ
ولى اینها مى گویند زمامدارى جز براى خدا نیست،
6
وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ
در حالى که مردم به زمامدارى نیک یا بد، نیازمندند،
7
يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ
تا مؤمنان در سایه حکومت، به کار خود مشغول
8
وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ
و کافران هم بهرمند شوند،
9
وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الْأَجَلَ
و مردم در استقرار حکومت، زندگى کنند،
10
وَ يُجْمَعُ بِهِ الْفَيْءُ
به وسیله حکومت بیت المال جمع آورى مى گردد
11
وَ يُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ
و به کمک آن با دشمنان مى توان مبارزه کرد.
12
وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ
جادّه ها أمن و امان،
13
وَ يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِيفِ مِنَ الْقَوِيِّ
و حقّ ضعیفان از نیرومندان گرفته مى شود،
14
حَتَّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ
نیکوکاران در رفاه
15
وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ
و از دست بدکاران، در امان مى باشند.
16
وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَنَّهُ (عليه السلام) لَمَّا سَمِعَ تَحْكِيمَهُمْ قَالَ
[در روایت دیگرى آمده، چون سخن آنان را در باره حکمیّت شنید فرمود]
17
حُكْمَ اللَّهِ أَنْتَظِرُ فِيكُمْ
منتظر حکم خدا در باره شما هستم.
18
وَ قَالَ أَمَّا الْإِمْرَةُ الْبَرَّةُ فَيَعْمَلُ فِيهَا التَّقِيُّ
[و نیز فرمود:] امّا در حکومت پاکان، پرهیزکار به خوبى انجام وظیفه مى کند
19
وَ أَمَّا الْإِمْرَةُ الْفَاجِرَةُ فَيَتَمَتَّعُ فِيهَا الشَّقِيُّ
ولى در حکومت بدکاران، ناپاک از آن بهرمند مى شود
20
إِلَى أَنْ تَنْقَطِعَ مُدَّتُهُ
تا مدّتش سر آید
21
وَ تُدْرِكَهُ مَنِيَّتُهُ
و مرگ فرا رسد.