خطبه
شناخت صفات الهى
خطبه شماره 83
1
خطبه 83: شناخت صفات الهى
None
2
و من خطبة له (عليه السلام) و هي الخطبة العجيبة تسمى «الغراء»
(از خطبه هاى شگفت آور امام علیه السّلام که به آن خطبه «غرّا» گویند.)
3
و فيها نعوت اللّه جل شأنه، ثم الوصية بتقواه ثم التنفير من الدنيا، ثم ما يلحق من دخول القيامة، ثم تنبيه الخلق إلى ما هم فيه من الأعراض، ثم فضله (عليه السلام) في التذكير
و در آن از وصف صفات خداوند و توصیه به تقوا و مذمت دنیا و از احوالات قیامت بحث شده است
4
صفته جل شأنه
صفات خداوند
5
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا بِحَوْلِهِ
ستایش خداوندى را سزاست، که به قدرت، والا و برتر،
6
وَ دَنَا بِطَوْلِهِ
و با عطا و بخشش نعمت ها به پدیده ها نزدیک است.
7
مَانِحِ كُلِّ غَنِيمَةٍ وَ فَضْلٍ
اوست بخشنده تمام نعمت ها،
8
وَ كَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَةٍ وَ أَزْلٍ
و دفع کننده تمام بلاها و گرفتارى ها.
9
أَحْمَدُهُ عَلَى عَوَاطِفِ كَرَمِهِ
او را مى ستایم در برابر مهربانى ها
10
وَ سَوَابِغِ نِعَمِهِ
و نعمت هاى فراگیرش.
11
وَ أُومِنُ بِهِ أَوَّلًا بَادِياً
به او ایمان مى آورم چون مبدأ هستى و آغاز کننده خلقت آشکار است.
12
وَ أَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هَادِياً
از او هدایت مى طلبم چون راهنماى نزدیک است،
13
وَ أَسْتَعِينُهُ قَاهِراً قَادِراً
و از او یارى مى طلبم که توانا و پیروز است،
14
وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ كَافِياً نَاصِراً
و به او توکّل مى کنم چون تنها یاور و کفایت کننده است.
15
وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (صلى الله عليه وآله) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ
و گواهى مى دهم که محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست.
16
أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ
او را فرستاده تا فرمان هاى خدا را اجرا کند
17
وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ
و بر مردم حجّت را تمام کرده،
18
وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ
آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.
19
الوصية بالتقوى
سفارش به پرهیزکارى
20
أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي ضَرَبَ الْأَمْثَالَ
سفارش مى کنم شما بندگان خدا را به تقواى الهى، که براى بیدارى شما مثل هاى پند آموز آورده،
21
وَ وَقَّتَ لَكُمُ الْآجَالَ
و سر آمد زندگانى شما را معیّن فرمود،
22
وَ أَلْبَسَكُمُ الرِّيَاشَ
و لباس هاى رنگارنگ بر شما پوشانده،
23
وَ أَرْفَغَ لَكُمُ الْمَعَاشَ
و زندگى پر وسعت به شما بخشیده،
24
وَ أَحَاطَ بِكُمُ الْإِحْصَاءَ
و با حسابگرى دقیق خود، بر شما مسلّط است.
25
وَ أَرْصَدَ لَكُمُ الْجَزَاءَ
در برابر کارهاى نیکو، به شما پاداش مى دهد،
26
وَ آثَرَكُمْ بِالنِّعَمِ السَّوَابِغِ وَ الرِّفَدِ الرَّوَافِغِ
و با نعمت هاى گسترده و بخشش هاى بى حساب، شما را گرامى داشته است،
27
وَ أَنْذَرَكُمْ بِالْحُجَجِ الْبَوَالِغِ
و با اعزام پیامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را بر حذر داشته است.
28
فَأَحْصَاكُمْ عَدَداً
تعداد شما را مى داند،
29
وَ وَظَّفَ لَكُمْ مُدَداً فِي قَرَارِ خِبْرَةٍ وَ دَارِ عِبْرَةٍ
و چند روزى جهت آزمایش و عبرت براى شما مقرّر داشته،
30
أَنْتُمْ مُخْتَبَرُونَ فِيهَا
که در این دنیا آزمایش مى گردید،
31
وَ مُحَاسَبُونَ عَلَيْهَا
و برابر اعمال خود محاسبه مى شوید.
32
التنفير من الدنيا
نفرت از دینا
33
فَإِنَّ الدُّنْيَا رَنِقٌ مَشْرَبُهَا
آب دنیاى حرام همواره تیره،
34
رَدِغٌ مَشْرَعُهَا
و گل آلود است.
35
يُونِقُ مَنْظَرُهَا
منظره اى دل فریب
36
وَ يُوبِقُ مَخْبَرُهَا
و سر انجامى خطرناک دارد.
37
غُرُورٌ حَائِلٌ
فریبنده و زیباست اما دوامى ندارد.
38
وَ ضَوْءٌ آفِلٌ
نورى است در حال غروب کردن،
39
وَ ظِلٌّ زَائِلٌ
سایه اى است نابود شدنى،
40
وَ سِنَادٌ مَائِلٌ
ستونى است در حال خراب شدن،
41
حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا
آن هنگام که نفرت دارندگان به آن دل بستند
42
وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا
و بیگانگان به آن اطمینان کردند،
43
قَمَصَتْ بِأَرْجُلِهَا
چونان اسب چموش پاها را بلند کرده، سوار را بر زمین مى کوبد،
44
وَ قَنَصَتْ بِأَحْبُلِهَا
و با دام هاى خود آنها را گرفتار مى کند،
45
وَ أَقْصَدَتْ بِأَسْهُمِهَا
و تیرهاى خود را به سوى آنان، پرتاب مى نماید،
46
وَ أَعْلَقَتِ الْمَرْءَ أَوْهَاقَ الْمَنِيَّةِ
طناب مرگ به گردن انسان مى افکند،
47
قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ
به سوى گور تنگ
48
وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ
و جایگاه وحشتناک مى کشاند
49
وَ مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ
تا در قبر، محل زندگى خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد،
50
وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ.
و پاداش اعمال خود را مشاهده کند.
51
وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ بِعَقْبِ السَّلَفِ
و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام مى نهند،
52
لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً
نه مرگ از نابودى انسان دست مى کشد
53
وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً
و نه مردم از گناه فاصله مى گیرند
54
يَحْتَذُونَ مِثَالًا وَ يَمْضُونَ أَرْسَالًا إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ
که تا پایان زندگى و سر منزل فنا و نیستى آزادانه به پیش مى تازند.
55
بعد الموت البعث
وصف رستاخیز
56
حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ
تا آنجا که امور زندگانى پیاپى بگذرد،
57
وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ
و روزگاران سپرى شود،
58
وَ أَزِفَ النُّشُورُ
و رستاخیز بر پا گردد،
59
أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ
در آن زمان، انسانها را از شکاف گورها،
60
وَ أَوْكَارِ الطُّيُورِ
و لانه هاى پرندگان،
61
وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ
و خانه درندگان،
62
وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ
و میدان هاى جنگ،
63
سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ
بیرون مى آورد که با شتاب به سوى فرمان پروردگار مى روند،
64
رَعِيلًا صُمُوتاً
و به صورت دسته هایى خاموش،
65
قِيَاماً صُفُوفاً
وصف هاى آرام و ایستاده حاضر مى شوند،
66
يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ
چشم بیننده خدا آنها را مى نگرد،
67
وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي
و صداى فرشتگان به گوش آنها مى رسد.
68
عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ
لباس نیاز و فروتنى پوشیده
69
قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً
درهاى حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دل ها آرام،
70
وَ خَشَعَتِ الْأَصْوَاتُ مُهَيْنِمَةً
صداها آهسته،
71
وَ أَلْجَمَ الْعَرَقُ
عرق از گونه ها چنان جارى است که امکان حرف زدن نمى باشد،
72
وَ عَظُمَ الشَّفَقُ
اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته،
73
وَ أُرْعِدَتِ الْأَسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِي
بانگى رعد آسا و گوش خراش، همه را لرزانده،
74
إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ وَ مُقَايَضَةِ الْجَزَاءِ
به سوى پیشگاه عدالت،
75
وَ نَكَالِ الْعِقَابِ
براى دریافت کیفر
76
وَ نَوَالِ الثَّوَابِ
و پاداش مى کشاند.
77
تنبيه الخلق
وصف احوال بندگان خدا
78
عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً
بندگانى که با دست قدرتمند خدا آفریده شدند،
79
وَ مَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً
و بى اراده خویش پدید آمده، پرورش یافتند،
80
وَ مَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً وَ مُضَمَّنُونَ أَجْدَاثاً
سپس در گهواره گور آرمیده متلاشى مى گردند.
81
وَ كَائِنُونَ رُفَاتاً وَ مَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً
و روزى به تنهایى سر از قبر بر مى آورند،
82
وَ مَدِينُونَ جَزَاءً وَ مُمَيَّزُونَ حِسَاباً
و براى گرفتن پاداش به دقت حساب رسى مى گردند،
83
قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَ هُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ وَ عُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ
در این چند روزه دنیا مهلت داده شدند تا در راه صحیح قدم بر دارند، راه نجات نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند،
84
وَ كُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ
تاریکى هاى شک و تردید از آنها برداشته شد،
85
وَ خُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ
و آنها را آزاد گذاشته اند تا براى مسابقه در نیکوکارى ها، خود را آماده سازند،
86
وَ رَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ
تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند
87
وَ أَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَ مُضْطَرَبِ الْمَهَلِ
و در شناخت نور الهى در زندگانى دنیا تلاش کنند.
88
فضل التذكير
مثل هاى پند آموز (سمبل هاى تقوى)
89
فَيَا لَهَا أَمْثَالًا صَائِبَةً وَ مَوَاعِظَ شَافِيَةً
وه چه مثال هاى بجا، و پندهاى رسایى وجود دارد
90
لَوْ صَادَفَتْ قُلُوباً زَاكِيَةً
اگر در دل هاى پاک بنشیند،
91
وَ أَسْمَاعاً وَاعِيَةً
و در گوش هاى شنوا جاى گیرد،
92
وَ آرَاءً عَازِمَةً وَ أَلْبَاباً حَازِمَةً
و با اندیشه هاى مصمّم و عقل هاى با تدبیر بر خورد کند.
93
فَاتَّقُوا اللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ
پس، از خدا چونان کسى پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنى کرد،
94
وَ اقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ
گناه کرد و اعتراف کرد،
95
وَ وَجِلَ فَعَمِلَ
ترسید و به اعمال نیکو پرداخت،
96
وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ
پرهیز کرد و پیش تاخت،
97
وَ أَيْقَنَ فَأَحْسَنَ
یقین پیدا کرد و نیکوکار شد،
98
وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ
پند داده شد و آن را به گوش جان خرید،
99
وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ
او را ترساندند و نافرمانى نکرد،
100
وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ
به او اخطار شد و به خدا روى آورد،
101
وَ أَجَابَ فَأَنَابَ
پاسخ مثبت داد و نیایش و زارى کرد،
102
وَ رَاجَعَ فَتَابَ
بازگشت و توبه کرد،
103
وَ اقْتَدَى فَاحْتَذَى
در پى راهنمایان الهى رفت و پیروى کرد،
104
وَ أُرِيَ فَرَأَى
راه نشانش دادند و شناخت،
105
فَأَسْرَعَ طَالِباً
شتابان به سوى حق حرکت کرده
106
وَ نَجَا هَارِباً فَأَفَادَ ذَخِيرَةً
و از نافرمانى ها گریخت، سود طاعت را ذخیره کرد،
107
وَ أَطَابَ سَرِيرَةً
و باطن را پاکیزه نگاه داشت،
108
وَ عَمَّرَ مَعَاداً
آخرت را آبادان
109
وَ اسْتَظْهَرَ زَاداً لِيَوْمِ رَحِيلِهِ وَ وَجْهِ سَبِيلِهِ وَ حَالِ حَاجَتِهِ وَ مَوْطِنِ فَاقَتِهِ
و زاد و توشه براى روز حرکت، هنگام حاجت و جایگاه نیازمندى، آماده ساخت،
110
وَ قَدَّمَ أَمَامَهُ لِدَارِ مُقَامِهِ
و آن را براى اقامتگاه خویش، پیشاپیش فرستاد.
111
فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَكُمْ لَهُ
اى بندگان خدا براى هماهنگى با اهداف آفرینش خود، از خدا پروا کنید،
112
وَ احْذَرُوا مِنْهُ كُنْهَ مَا حَذَّرَكُمْ مِنْ نَفْسِهِ
و آن چنان که شما را پرهیز داد از مخالفت و نافرمانى خدا بترسید،
113
وَ اسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَكُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِيعَادِهِ
تا استحقاق وعده هاى خدا را پیدا کنید،
114
وَ الْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ
و از بیم روز قیامت بر کنار باشید.
115
التذكير بضروب النعم
راه هاى پند پذیرى (راههاى شناخت)
116
و منها جَعَلَ لَكُمْ أَسْمَاعاً لِتَعِيَ مَا عَنَاهَا
خدا گوش هایى براى پند گرفتن از شنیدنى ها،
117
وَ أَبْصَاراً لِتَجْلُوَ عَنْ عَشَاهَا
و چشم هایى براى کنار زدن تاریکى ها، به شما بخشیده است،
118
وَ أَشْلَاءً جَامِعَةً لِأَعْضَائِهَا
و هر عضوى از بدن را اجزاء متناسب
119
مُلَائِمَةً لِأَحْنَائِهَا فِي تَرْكِيبِ صُوَرِهَا وَ مُدَدِ عُمُرِهَا
و هماهنگ عطا فرموده تا در ترکیب ظاهرى صورت ها و دوران عمر با هم سازگار باشند،
120
بِأَبْدَانٍ قَائِمَةٍ بِأَرْفَاقِهَا
با بدن هایى که منافع خود را تأمین مى کنند،
121
وَ قُلُوبٍ رَائِدَةٍ لِأَرْزَاقِهَا
و قلب هایى که روزى را به سراسر بدن با فشار مى رسانند،
122
فِي مُجَلِّلَاتِ نِعَمِهِ
و از نعمت هاى شکوهمند خدا برخوردارند،
123
وَ مُوجِبَاتِ مِنَنِهِ
و در برابر نعمت ها شکر گزارند،
124
وَ حَوَاجِزِ عَافِيَتِهِ
و از سلامت خدادادى بهره مندند.
125
وَ قَدَّرَ لَكُمْ أَعْمَاراً سَتَرَهَا عَنْكُمْ
مدّت زندگى هر یک از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشیده داشت،
126
وَ خَلَّفَ لَكُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِينَ قَبْلَكُمْ
و از آثار گذشتگان عبرت هاى پند آموز براى شما ذخیره کرد،
127
مِنْ مُسْتَمْتَعِ خَلَاقِهِمْ
لذّت هایى که از دنیا چشیدند،
128
وَ مُسْتَفْسَحِ خَنَاقِهِمْ
و خوشى ها و زندگى راحتى که پیش از مرگ داشتند،
129
أَرْهَقَتْهُمُ الْمَنَايَا دُونَ الْآمَالِ وَ شَذَّبَهُمْ عَنْهَا تَخَرُّمُ الْآجَالِ
سر انجام دست مرگ گریبان آنها را گرفت و میان آنها و آرزوهایشان جدایى افکند
130
لَمْ يَمْهَدُوا فِي سَلَامَةِ الْأَبْدَانِ
آنها که در روز سلامت چیزى براى خود ذخیره نکردند،
131
وَ لَمْ يَعْتَبِرُوا فِي أُنُفِ الْأَوَانِ
و در روزگاران خوش زندگى عبرت نگرفتند.
132
فَهَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ بَضَاضَةِ الشَّبَابِ إِلَّا حَوَانِيَ الْهَرَمِ
آیا خوشى هاى جوانى را جز ناتوانى پیرى در انتظار است
133
وَ أَهْلُ غَضَارَةِ الصِّحَّةِ إِلَّا نَوَازِلَ السَّقَمِ
و آیا سلامت و تندرستى را جز حوادث بلا و بیمارى در راه است
134
وَ أَهْلُ مُدَّةِ الْبَقَاءِ إِلَّا آوِنَةَ الْفَنَاءِ مَعَ قُرْبِ الزِّيَالِ
و آیا آنان که زنده اند جز فنا و نیستى را انتظار دارند
135
وَ أُزُوفِ الِانْتِقَالِ
با اینکه هنگام جدایى
136
وَ عَلَزِ الْقَلَقِ
و تپش دل ها نزدیک است
137
وَ أَلَمِ الْمَضَضِ
که سوزش درد را چشیده،
138
وَ غُصَصِ الْجَرَضِ
و شربت غصّه را نوشیده،
139
وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ
و فریاد یارى خواستن برداشته، و از فرزندان و خویشاوندان خود، در خواست کمک کرده است.
140
فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ
آیا خویشاوندان مى توانند مرگ را از او دفع کنند
141
أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ
و آیا گریه و زارى آنها نفعى براى او دارد
142
وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناً
او را در سرزمین مردگان مى گذارند،
143
وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداً
و در تنگناى قبر تنها خواهد ماند.
144
قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ
حشرات درون زمین، پوستش را مى شکافند،
145
وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ
و خشت و خاک گور بدن او را مى پوساند،
146
وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ
تند بادهاى سخت آثار او را نابود مى کند،
147
وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ
و گذشت شب و روز، نشانه هاى او را از میان بر مى دارد،
148
وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا
بدن ها پس از آن همه طراوت متلاشى مى گردند،
149
وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا
و استخوان ها بعد از آن همه سختى و مقاومت، پوسیده مى شوند.
150
وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا
و ارواح در گرو سنگینى بار گناهانند،
151
مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا
و در آنجاست که به اسرار پنهان یقین مى کنند،
152
لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا
امّا نه بر اعمال درستشان چیزى اضافه مى شود
153
وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا
و نه از اعمال زشت مى توانند توبه کنند.
154
أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ
آیا شما فرزندان و پدران و خویشاوندان همان مردم نیستید
155
تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ
که بر جاى پاى آنها قدم گذاشته اید
156
وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ
و از راهى که رفتند مى روید
157
وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ
و روش آنها را دنبال مى کنید
158
فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا
امّا افسوس که دلها سخت شده، پند نمى پذیرد،
159
لَاهِيَةٌ عَنْ رُشْدِهَا
و از رشد و کمال باز مانده،
160
سَالِكَةٌ فِي غَيْرِ مِضْمَارِهَا
و راهى که نباید برود مى رود،
161
كَأَنَّ الْمَعْنِيَّ سِوَاهَا
گویا آنها هدف پندها و اندرزها نیستند
162
وَ كَأَنَّ الرُّشْدَ فِي إِحْرَازِ دُنْيَاهَا
و نجات و رستگارى را در به دست آوردن دنیا مى دانند.
163
التحذير من هول الصراط
هشدار در مورد صراط
164
وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ
بدانید که باید از صراط عبور کنید، گذرگاهى که عبور کردن از آن خطرناک است، با لغزش هاى پرت کننده،
165
وَ أَهَاوِيلِ زَلَلِهِ
و پرتگاه هاى وحشت زا،
166
وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ
و ترس هاى پیاپى.
167
فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ تَقِيَّةَ ذِي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلْبَهُ
از خدا چون خردمندان بترسید که دل را به تفکّر مشغول داشته،
168
وَ أَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ
و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته،
169
وَ أَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ
و شب زنده دارى خواب از چشم او ربوده،
170
وَ أَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ يَوْمِهِ
و به امید ثواب، گرمى روز را با تشنگى گذارنده،
171
وَ ظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ
با پارسایى شهوات را کشته،
172
وَ أَوْجَفَ الذِّكْرُ بِلِسَانِهِ
و نام خدا زبانش را همواره به حرکت در آورده.
173
وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لِأَمَانِهِ
ترس از خدا را براى ایمن ماندن در قیامت پیش فرستاده،
174
وَ تَنَكَّبَ الْمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِيلِ
از تمام راه هاى جز راه حق چشم پوشیده،
175
وَ سَلَكَ أَقْصَدَ الْمَسَالِكِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ
و بهترین راهى که انسان را به حق مى رساند مى پیماید.
176
وَ لَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلَاتُ الْغُرُورِ
چیزى او را مغرور نساخته،
177
وَ لَمْ تَعْمَ عَلَيْهِ مُشْتَبِهَاتُ الْأُمُورِ
و مشکلات و شبهات او را نابینا نمى سازد،
178
ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى
مژده بهشت،
179
وَ رَاحَةِ النُّعْمَى
و زندگى کردن در آسایش
180
فِي أَنْعَمِ نَوْمِهِ
و نعمت سراى جاویدان
181
وَ آمَنِ يَوْمِهِ
و ایمن ترین روزها، او را خشنود ساخته است.
182
وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِيداً
با بهترین روش از گذرگاه دنیا عبور کرده،
183
وَ قَدَّمَ زَادَ الْآجِلَةِ سَعِيداً
توشه آخرت را پیش فرستاده،
184
وَ بَادَرَ مِنْ وَجَلٍ
و از ترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است،
185
وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ
ایام زندگى را با شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده،
186
وَ رَغِبَ فِي طَلَبٍ
و در فراهم آوردن خشنودى خدا با رغبت تلاش کرده،
187
وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَبٍ
از زشتى ها فرار کرده،
188
وَ رَاقَبَ فِي يَوْمِهِ غَدَهُ
امروز رعایت زندگى فردا کرده،
189
وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ
و هم اکنون آینده خود را دیده است.
190
فَكَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالًا
پس بهشت براى پاداش نیکوکاران سزاوار
191
وَ كَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالًا
و جهنّم براى کیفر بدکاران مناسب است،
192
وَ كَفَى بِاللَّهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِيراً
و خدا براى انتقام گرفتن از ستمگران کفایت مى کند،
193
وَ كَفَى بِالْكِتَابِ حَجِيجاً وَ خَصِيماً
و قرآن براى حجّت آوردن و دشمنى کردن، کافى است.
194
الوصية بالتقوى
توصیه به تقوا
195
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ
سفارش مى کنم شما را به پروا داشتن از خدا، خدایى که با ترساندن هاى مکرّر، راه عذر را بر شما بست،
196
وَ احْتَجَّ بِمَا نَهَجَ
و با دلیل و برهان روشن، حجت را تمام کرد،
197
وَ حَذَّرَكُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِي الصُّدُورِ خَفِيّاً
و شما را پرهیز داد از دشمنى شیطانى که پنهان در سینه ها راه مى یابد،
198
وَ نَفَثَ فِي الْآذَانِ نَجِيّاً فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى
و آهسته در گوش ها راز مى گوید، گمراه و پست است،
199
وَ وَعَدَ فَمَنَّى
وعده هاى دروغین داده، در آرزوى آنها به انتظار مى گذارد،
200
وَ زَيَّنَ سَيِّئَاتِ الْجَرَائِمِ
زشتى هاى گناهان را زینت مى دهد،
201
وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ
گناهان بزرگ را کوچک مى شمارد،
202
حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِينَتَهُ
و آرام آرام دوستان خود را فریب داده،
203
وَ اسْتَغْلَقَ رَهِينَتَهُ
راه رستگارى را بر روى در بند شدگانش مى بندد،
204
أَنْكَرَ مَا زَيَّنَ
و در روز قیامت آنچه را که زینت داده انکار مى کند،
205
وَ اسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ
و آنچه را که آسان کرده، بزرگ مى شمارد،
206
وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ
و از آنچه که پیروان خود را ایمن داشته بود سخت مى ترساند.
207
و منها في صفة خلق الإنسان
شگفتى هاى آفرینش انسان
208
أَمْ هَذَا الَّذِي أَنْشَأَهُ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَةً دِهَاقاً وَ عَلَقَةً مِحَاقاً
مگر انسان، همان نطفه و خون نیم بند نیست که خدا او را در تاریکى هاى رحم و خلاف هاى تو در تو، پدید آورد
209
وَ جَنِيناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِيداً وَ يَافِعاً
تا به صورت جنین در آمد، سپس کودکى شیرخوار شد، بزرگتر و بزرگتر شده تا نوجوانى رسیده گردید،
210
ثُمَّ مَنَحَهُ قَلْباً حَافِظاً
سپس او را دلى فراگیر،
211
وَ لِسَاناً لَافِظاً
و زبانى گویا،
212
وَ بَصَراً لَاحِظاً
و چشمى بینا عطا فرمود
213
لِيَفْهَمَ مُعْتَبِراً
تا عبرت ها را درک کند،
214
وَ يُقَصِّرَ مُزْدَجِراً
و از بدى ها بپرهیزد،
215
حَتَّى إِذَا قَامَ اعْتِدَالُهُ
و آنگاه که جوانى در حد کمال رسید،
216
وَ اسْتَوَى مِثَالُهُ
و بر پاى خویش استوار ماند،
217
نَفَرَ مُسْتَكْبِراً
گردن کشى آغاز کرد،
218
وَ خَبَطَ سَادِراً
و روى از خدا گرداند،
219
مَاتِحاً فِي غَرْبِ هَوَاهُ
و در بیراهه گام نهاد، در هوا پرستى غرق شد،
220
كَادِحاً سَعْياً لِدُنْيَاهُ فِي لَذَّاتِ طَرَبِهِ وَ بَدَوَاتِ أَرَبِهِ
و براى به دست آوردن لذّت هاى دنیا تلاش فراوان کرد، و سر مست شادمانى دنیا شد،
221
ثُمَّ لَا يَحْتَسِبُ رَزِيَّةً
هرگز نمى پندارد مصیبتى پیش آید
222
وَ لَا يَخْشَعُ تَقِيَّةً
و بر اساس تقوى فروتنى ندارد،
223
فَمَاتَ فِي فِتْنَتِهِ غَرِيراً
ناگهان سرمست و مغرور در این آزمایش چند روزه، مرگ او را مى رباید،
224
وَ عَاشَ فِي هَفْوَتِهِ يَسِيراً
او را که در دل بد بختى ها، اندکى زندگى کرده،
225
لَمْ يُفِدْ عِوَضاً
و آنچه را که از دست داده عوضى به دست نیاورده است،
226
وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً
و آنچه از واجبات را که ترک کرد، قضایش را بجا نیاورد،
227
دَهِمَتْهُ فَجَعَاتُ الْمَنِيَّةِ فِي غُبَّرِ جِمَاحِهِ وَ سَنَنِ مِرَاحِهِ فَظَلَّ سَادِراً
که درد مرگ او را فراگرفت، روزها در حیرت و سرگردانى، و شب ها با بیدارى و نگرانى مى گذراند.
228
وَ بَاتَ سَاهِراً فِي غَمَرَاتِ الْآلَامِ وَ طَوَارِقِ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَسْقَامِ
هر روز به سختى درد مى کشد، و هر شب رنج و بیمارى به سراغش مى رود،
229
بَيْنَ أَخٍ شَقِيقٍ
در میان برادرى غم خوار،
230
وَ وَالِدٍ شَفِيقٍ
و پدرى مهربان
231
وَ دَاعِيَةٍ بِالْوَيْلِ جَزَعاً
و ناله کننده اى بى طاقت
232
وَ لَادِمَةٍ لِلصَّدْرِ قَلَقاً
و بر سینه کوبنده اى گریان افتاده است.
233
وَ الْمَرْءُ فِي سَكْرَةٍ مُلْهِثَةٍ وَ غَمْرَةٍ كَارِثَةٍ
امّا او در حالت بیهوشى و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار،
234
وَ أَنَّةٍ مُوجِعَةٍ
و ناله دردناک،
235
وَ جَذْبَةٍ مُكْرِبَةٍ
و درد جان کندن،
236
وَ سَوْقَةٍ مُتْعِبَةٍ
با انتظارى رنج آور،
237
ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً
دست به گریبان است. پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده،
238
وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً
در حالى که تسلیم و آرام است،
239
ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى الْأَعْوَادِ رَجِيعَ وَصَبٍ
بر مى دارند، و بر تابوت مى گذارند.
240
وَ نِضْوَ سَقَمٍ
خسته و لاغر به سفر آخرت مى رود،
241
تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ
که فرزندان و برادران او را به دوش کشیده تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمى بینند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش مى برند.
242
حَتَّى إِذَا انْصَرَفَ الْمُشَيِّعُ
امّا هنگامى که تشییع کنندگان بروند
243
وَ رَجَعَ الْمُتَفَجِّعُ
و مصیبت زندگان باز گردند،
244
أُقْعِدَ فِي حُفْرَتِهِ نَجِيّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ
در گودال قبر نشانده، براى پرستش حیرت آور،
245
وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَانِ
و امتحان لغزش زا، زمزمه غم آلود دارد.
246
وَ أَعْظَمُ مَا هُنَالِكَ بَلِيَّةً نُزُولُ الْحَمِيمِ وَ تَصْلِيَةُ الْجَحِيمِ
و بزرگ ترین بلاى آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ
247
وَ فَوْرَاتُ السَّعِيرِ
و بر افروختگى شعله ها
248
وَ سَوْرَاتُ الزَّفِيرِ
و نعره هاى آتش است،
249
لَا فَتْرَةٌ مُرِيحَةٌ
که نه یک لحظه آرام گیرد تا استراحت کند،
250
وَ لَا دَعَةٌ مُزِيحَةٌ
و نه آرامشى وجود دارد که از درد او بکاهد،
251
وَ لَا قُوَّةٌ حَاجِزَةٌ
و نه قدرتى که مانع کیفر او شود،
252
وَ لَا مَوْتَةٌ نَاجِزَةٌ
نه مرگى که او را از این همه ناراحتى برهاند،
253
وَ لَا سِنَةٌ مُسَلِّيَةٌ
و نه خوابى که اندوهش را بر طرف سازد،
254
بَيْنَ أَطْوَارِ الْمَوْتَاتِ
در میان انواع مرگ ها
255
وَ عَذَابِ السَّاعَاتِ
و ساعت ها مجازات گوناگون گرفتار است.
256
إِنَّا بِاللَّهِ عَائِذُونَ
به خدا پناه مى بریم.
257
عِبَادَ اللَّهِ أَيْنَ الَّذِينَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا
اى بندگان خدا کجا هستند آنان که سالیان طولانى در نعمت هاى خدا عمر گذراندند
258
وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا
تعلیمشان دادند و دریافتند،
259
وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا
مهلتشان دادند و بیهوده روزگار گذراندند
260
وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا
از آفات و بلاها دورشان داشتند اما فراموش کردند،
261
أُمْهِلُوا طَوِيلًا
زمانى طولانى آنها را مهلت دادند،
262
وَ مُنِحُوا جَمِيلًا
نعمت هاى فراوان بخشیدند،
263
وَ حُذِّرُوا أَلِيماً
از عذاب دردناک پرهیزشان دادند،
264
وَ وُعِدُوا جَسِيماً
و وعده هایى بزرگ از بهشت جاویدان به آنها دادند.
265
احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ
اى مردم از گناهانى که شما را به هلاکت افکند،
266
وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ
از عیب هایى که خشم خدا را در پى دارد، بپرهیزید.
267
أُولِي الْأَبْصَارِ وَ الْأَسْمَاعِ
دارندگان چشمهاى بینا، و گوش هاى شنوا،
268
وَ الْعَافِيَةِ وَ الْمَتَاعِ
و سلامت و کالاى دنیا
269
هَلْ مِنْ مَنَاصٍ أَوْ خَلَاصٍ
آیا گریزگاهى هست یا رهایى
270
أَوْ مَعَاذٍ أَوْ مَلَاذٍ
و جاى امنى، پناهگاهى
271
أَوْ فِرَارٍ أَوْ مَحَارٍ أَمْ لَا
و جاى فرارى هست آیا باز گشتى براى جبران وجود دارد
272
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
نه چنین است پس کى باز مى گردید
273
أَمْ أَيْنَ تُصْرَفُونَ
به کدام سو مى روید
274
أَمْ بِمَا ذَا تَغْتَرُّونَ
و به چه چیز مغرور مى شوید
275
وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّوْلِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ
همانا بهره هر کدام از شما زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست،
276
مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ
آنگونه که خاک آلوده بر آن خفته باشد.
277
الْآنَ عِبَادَ اللَّهِ وَ الْخِنَاقُ مُهْمَلٌ
اى بندگان خدا هم اکنون به اعمال نیکو پردازید، تا ریسمان هاى مرگ بر گلوى شما سخت نشده،
278
وَ الرُّوحُ مُرْسَلٌ فِي فَيْنَةِ الْإِرْشَادِ
و روح شما براى کسب کمالات آزاد است،
279
وَ رَاحَةِ الْأَجْسَادِ
و بدن ها راحت،
280
وَ بَاحَةِ الِاحْتِشَادِ
و در حالتى قرار دارید که مى توانید مشکلات یکدیگر را حل کنید.
281
وَ مَهَلِ الْبَقِيَّةِ
هنوز مهلت دارید،
282
وَ أُنُفِ الْمَشِيَّةِ وَ إِنْظَارِ التَّوْبَةِ وَ انْفِسَاحِ الْحَوْبَةِ
و جاى تصمیم و توبه و باز گشت از گناه باقى مانده است.
283
قَبْلَ الضَّنْكِ وَ الْمَضِيقِ وَ الرَّوْعِ وَ الزُّهُوقِ
عمل کنید پیش از آن که در شدّت تنگناى وحشت و ترس و نابودى قرار گیرید،
284
وَ قَبْلَ قُدُومِ الْغَائِبِ الْمُنْتَظَرِ
پیش از آن که مرگ در انتظار مانده، فرا رسد،
285
وَ إِخْذَةِ الْعَزِيزِ الْمُقْتَدِرِ
و دست قدرتمند خداى توانا شما را برگیرد.
286
قال الشريف و في الخبر أنه لما خطب بهذه الخطبة اقشعرت لها الجلود
(وقتى که امام این خطبه را ایراد فرمود، بدنها به لرزه در آمد،
287
و بكت العيون و رجفت القلوب
اشکها سرازیر و دل ها ترسان شد،
288
و من الناس من يسمي هذه الخطبة الغراء
که جمعى آن را غرّاء نامیدند)