خطبه

صفات متقین

خطبه شماره 87
1
خطبه 87 : صفات متقين
None
2
و من خطبة له ع و هي في بيان صفات المتقين و صفات الفساق و التنبيه إلى مكان العترة الطيبة و الظن الخاطئ لبعض الناس‏
از خطبه‏هاى آن حضرت است در وصف پرهیزکاران و فاسقان و مقام خاندان نبوّت‏، (برخى از شارحان گفتند که این خطبه در شهر کوفه ایراد شد)
3
عِبَادَ اللَّهِ
اى بندگان خدا
4
إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَيْهِ عَبْداً أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ
همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده اى است که خدا او را در پیکار با نفس یارى داده است،
5
فَاسْتَشْعَرَ الْحُزْنَ
آن کس که جامعه زیرین او اندوه،
6
وَ تَجَلْبَبَ الْخَوْفَ
و لباس رویین او ترس از خداست،
7
فَزَهَرَ مِصْبَاحُ الْهُدَى فِي قَلْبِهِ
چراغ هدایت در قلبش روشن شده
8
وَ أَعَدَّ الْقِرَى لِيَوْمِهِ النَّازِلِ بِهِ فَقَرَّبَ عَلَى نَفْسِهِ الْبَعِيدَ وَ هَوَّنَ الشَّدِيدَ
و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورى ها و دشوارى ها را بر خود نزدیک و آسان ساخته است.
9
نَظَرَ فَأَبْصَرَ
حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته،
10
وَ ذَكَرَ فَاسْتَكْثَرَ
همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیکو، فراوان انجام داده است.
11
وَ ارْتَوَى مِنْ عَذْبٍ فُرَاتٍ سُهِّلَتْ لَهُ مَوَارِدُهُ فَشَرِبَ نَهَلًا
از چشمه گواراى حق سیراب گشته، چشمه اى که به آسانى به آن رسید و از آن نوشیده سیراب گردید.
12
وَ سَلَكَ سَبِيلًا جَدَداً
راه هموار و راست قدم برداشته،
13
قَدْ خَلَعَ سَرَابِيلَ الشَّهَوَاتِ
پیراهن شهوات را از تن بیرون کرده،
14
وَ تَخَلَّى مِنَ الْهُمُومِ إِلَّا هَمّاً وَاحِداً انْفَرَدَ بِهِ
و جز یک غم، از تمام غم ها خود را مى رهاند،
15
فَخَرَجَ مِنْ صِفَةِ الْعَمَى
و از صف کور دلان
16
وَ مُشَارَكَةِ أَهْلِ الْهَوَى
و مشارکت با هواپرستان خارج شد،
17
وَ صَارَ مِنْ مَفَاتِيحِ أَبْوَابِ الْهُدَى
کلید باز کننده درهاى هدایت شد
18
وَ مَغَالِيقِ أَبْوَابِ الرَّدَى
و قفل درهاى گمراهى و خوارى گردید.
19
قَدْ أَبْصَرَ طَرِيقَهُ
راه هدایت را با روشن دلى دید،
20
وَ سَلَكَ سَبِيلَهُ
و از همان راه رفت،
21
وَ عَرَفَ مَنَارَهُ
و نشانه هاى آن را شناخت
22
وَ قَطَعَ غِمَارَهُ
و از امواج سرکش شهوات گذشت.
23
وَ اسْتَمْسَكَ مِنَ الْعُرَى بِأَوْثَقِهَا وَ مِنَ الْحِبَالِ بِأَمْتَنِهَا
به استوارترین دستاویزها و محکم ترین طناب ها چنگ انداخت،
24
فَهُوَ مِنَ الْيَقِينِ عَلَى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ
چنان به یقین و حقیقت رسید که گویى نور خورشید بر او تابید،
25
قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ فِي أَرْفَعِ الْأُمُورِ مِنْ إِصْدَارِ كُلِّ وَارِدٍ عَلَيْهِ
در برابر خداوند خود را به گونه اى تسلیم کرد که هر فرمان او را انجام مى دهد
26
وَ تَصْيِيرِ كُلِّ فَرْعٍ إِلَى أَصْلِهِ
و هر فرعى را به اصلش باز مى گرداند.
27
مِصْبَاحُ ظُلُمَاتٍ
چراغ تاریکى ها،
28
كَشَّافُ عَشَوَاتٍ
و روشنى بخش تیرگى ها،
29
مِفْتَاحُ مُبْهَمَاتٍ
کلید درهاى بسته
30
دَفَّاعُ مُعْضِلَاتٍ
و بر طرف کننده دشوارى ها،
31
دَلِيلُ فَلَوَاتٍ
و راهنماى گمراهان در بیابان هاى سرگردانى است.
32
يَقُولُ فَيُفْهِمُ
سخن مى گوید، خوب مى فهماند،
33
وَ يَسْكُتُ فَيَسْلَمُ
سکوت کرده به سلامت مى گذرد،
34
قَدْ أَخْلَصَ لِلَّهِ فَاسْتَخْلَصَهُ
براى خدا اعمال خویش را خالص کرده آن چنان که خدا پذیرفته است،
35
فَهُوَ مِنْ مَعَادِنِ دِينِهِ
از گنجینه هاى آیین خدا
36
وَ أَوْتَادِ أَرْضِهِ
و ارکان زمین است.
37
قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ
خود را به عدالت واداشته
38
فَكَانَ أَوَّلَ عَدْلِهِ نَفْيُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ
و آغاز عدالت او آن که هواى نفس را از دل بیرون رانده است،
39
يَصِفُ الْحَقَّ وَ يَعْمَلُ بِهِ
حق را مى شناساند و به آن عمل مى کند.
40
لَا يَدَعُ لِلْخَيْرِ غَايَةً إِلَّا أَمَّهَا
کار خیرى نیست مگر که به آن قیام مى کند،
41
وَ لَا مَظِنَّةً إِلَّا قَصَدَهَا
و در هیچ جا گمان خیرى نبرده جز آن که به سوى آن شتافته.
42
قَدْ أَمْكَنَ الْكِتَابَ مِنْ زِمَامِهِ
اختیار خود را به قرآن سپرده،
43
فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ
و قرآن را راهبر و پیشواى خود قرار داده است،
44
يَحُلُّ حَيْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ
هر جا که قرآن بار اندازد فرود آید،
45
وَ يَنْزِلُ حَيْثُ كَانَ مَنْزِلُهُ
و هر جا که قرآن جاى گیرد مسکن گزیند.
46
صفات الفساق
صفات فاسقان
47
وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِماً وَ لَيْسَ بِهِ
و دیگرى که او را دانشمند نامند امّا از دانش بى بهره است،
48
فَاقْتَبَسَ جَهَائِلَ مِنْ جُهَّالٍ
یک دسته از نادانى ها را از جمعى نادان فرا گرفته،
49
وَ أَضَالِيلَ مِنْ ضُلَّالٍ
و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته،
50
وَ نَصَبَ لِلنَّاسِ أَشْرَاكاً مِنْ حَبَائِلِ غُرُورٍ وَ قَوْلِ زُورٍ
و دام هایى از طناب هاى غرور و گفته هاى دروغین بر سر راه مردم افکنده،
51
قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ
قرآن را بر امیال و خواسته هاى خود تطبیق مى دهد،
52
وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلَى أَهْوَائِهِ
و حق را به هوس هاى خود تفسیر مى کند.
53
يُؤْمِنُ النَّاسَ مِنَ الْعَظَائِمِ
مردم را از گناهان بزرگ ایمن مى سازد،
54
وَ يُهَوِّنُ كَبِيرَ الْجَرَائِمِ
و جرائم بزرگ را سبک جلوه مى دهد.
55
يَقُولُ أَقِفُ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ وَ فِيهَا وَقَعَ
ادّعا مى کند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد امّا در آنها غوطه مى خورد.
56
وَ يَقُولُ أَعْتَزِلُ الْبِدَعَ وَ بَيْنَهَا اضْطَجَعَ
مى گوید: از بدعت ها دورم، ولى در آنها غرق شده است.
57
فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ
چهره ظاهر او چهره انسان،
58
وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوَانٍ
و قلبش قلب حیوان درنده است،
59
لَا يَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَيَتَّبِعَهُ
راه هدایت را نمى شناسد که از آن سو برود،
60
وَ لَا بَابَ الْعَمَى فَيَصُدَّ عَنْهُ
و راه خطا و باطل را نمى داند که از آن بپرهیزد،
61
وَ ذَلِكَ مَيِّتُ الْأَحْيَاءِ
پس مرده اى است در میان زندگان.
62
عترة النبي
عترت پیامبر اسلام ص
63
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ
مردم کجا مى روید
64
وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ
چرا از حق منحرف مى شوید
65
وَ الْأَعْلَامُ قَائِمَةٌ وَ الْآيَاتُ وَاضِحَةٌ
پرچم هاى حق برپا و نشانه هاى آن آشکار است،
66
وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ
با اینکه چراغهاى هدایت روشنگر راهند،
67
فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ
چون گمراهان به کجا مى روید
68
وَ كَيْفَ تَعْمَهُونَ
چرا سرگردانید
69
وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ
در حالى که عترت پیامبر شما در میان شماست،
70
وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ
آنها زمامداران حق و یقینند،
71
وَ أَعْلَامُ الدِّينِ
پیشوایان دین،
72
وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ
و زبان هاى راستى و راستگویانند،
73
فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ
پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید
74
وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِيمِ الْعِطَاشِ
و همانند تشنگانى که به سوى آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید.
75
أَيُّهَا النَّاسُ
اى مردم
76
خُذُوهَا عَنْ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ (صلى الله عليه وآله وسلم)
این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید که فرمود:
77
إِنَّهُ يَمُوتُ مَنْ مَاتَ مِنَّا وَ لَيْسَ بِمَيِّتٍ
هر که از ما مى میرد، در حقیقت نمرده است
78
وَ يَبْلَى مَنْ بَلِيَ مِنَّا وَ لَيْسَ بِبَالٍ
و چیزى از ما کهنه نمى شود.
79
فَلَا تَقُولُوا بِمَا لَا تَعْرِفُونَ
پس آنچه نمى دانید، نگویید،
80
فَإِنَّ أَكْثَرَ الْحَقِّ فِيمَا تُنْكِرُونَ
زیرا بسیارى از حقایق در امورى است که نا آگاهانه انکار مى کنید.
81
وَ اعْذِرُوا مَنْ لَا حُجَّةَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ هُوَ أَنَا
مردم عذر خواهى کنید از کسى که دلیلى بر ضدّ او ندارید، و آن کس من مى باشم،
82
أَ لَمْ أَعْمَلْ فِيكُمْ بِالثَّقَلِ الْأَكْبَرِ
مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اکبر» که قرآن است عمل نکردم
83
وَ أَتْرُكْ فِيكُمُ الثَّقَلَ الْأَصْغَرَ
و ثقل اصغر «عترت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» را در میان شما باقى نگذاردم
84
قَدْ رَكَزْتُ فِيكُمْ رَايَةَ الْإِيمَانِ
مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم
85
وَ وَقَفْتُكُمْ عَلَى حُدُودِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ
و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم
86
وَ أَلْبَسْتُكُمُ الْعَافِيَةَ مِنْ عَدْلِي
مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم
87
وَ فَرَشْتُكُمُ الْمَعْرُوفَ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي
و نیکى ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم
88
وَ أَرَيْتُكُمْ كَرَائِمَ الْأَخْلَاقِ مِنْ نَفْسِي
و ملکات اخلاق انسانى را به شما نشان ندادم
89
فَلَا تَسْتَعْمِلُوا الرَّأْيَ فِيمَا لَا يُدْرِكُ قَعْرَهُ الْبَصَرُ
پس وهم و گمان خود را در آنجا که چشم دل ژرفاى آن را مشاهده نمى کند،
90
وَ لَا تَتَغَلْغَلُ إِلَيْهِ الْفِكَرُ
و فکرتان توانایى تاختن در آن راه ندارد، به کار نگیرید،
91
ظن خاطئ
پندار خطاکاران
92
و منها حَتَّى يَظُنَّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْيَا مَعْقُولَةٌ عَلَى بَنِي أُمَيَّةَ
(واز این خطبه است که) تا آن که برخى از شما گمان مى برند که دنیا به کام بنى امیّه شد،
93
تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا
و همه خوبى ها را افزون به آنها سپرده
94
وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَهَا
و آنها را از سرچشمه خود سیراب کرده،
95
وَ لَا يُرْفَعُ عَنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ سَوْطُهَا وَ لَا سَيْفُهَا
و تازیانه و شمشیرشان از سر این امّت کنار نخواهد رفت.
96
وَ كَذَبَ الظَّانُّ لِذَلِكَ
کسانى که چنین مى اندیشند در اشتباهند،
97
بَلْ هِيَ مَجَّةٌ مِنْ لَذِيذِ الْعَيْشِ يَتَطَعَّمُونَهَا بُرْهَةً
زیرا سهم بنى امیّه تنها جرعه اى از زندگى لذّت بخش است که مدّتى آن را مى مکند
98
ثُمَّ يَلْفِظُونَهَا جُمْلَةً
سپس همه آنچه را که نوشیدند بیرون مى ریزند.